اخلاق عبادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٨٤
احرام بستن: حرام دانستن كليّه كارهاى حرام و كمر همّت بر ترك آن بستن.
گفتن لبيك: پاسخ مثبت به خدا و سر دادن سرود اطاعت او و دورى از معصيت.
طواف كعبه: حاجى با ورود به مكّه مكّرمه، قصد ملاقات خدا را مىكند و با طواف گرد خانه او و تقديس اركان كعبه در پناه خدا قرار مىگيرد.
استلام حجر: (دست زدن به سنگ سياه و مقدّس كه در ركن كعبه قراردارد)؛ به منزله مصافحه و بيعت با خدا و اطاعت از اوست.
ايستادن در كنار مقام ابراهيم عليه السلام: به معناى استقامت در اطاعت از خدا و دورى از گناه است و نماز خواندن در آن محل بينى شيطان را به خاك مىمالد.
نوشيدن آب زمزم: چشم پوشى از معصيت است.
سعى ميان صفا ومروه: به معنى ميان خوف و رجاء زندگى كردن است.
رفتن به مِنا: به قصد ايمن شدن مردم از دست و دل و زبان حاجى مىباشد.
وقوف در عرفات: به معنى شناخت و معرفت خداست.
وقوف در مشعر (محل شعور): قصد اشعار قلبى به تقواى الهى است.
رمى جمره: هدف قرار دادن شيطان و تيراندازى به سوى اوست.
تراشيدن سر: پاكيزگى سر و مغز از زشتى و پليدى بسان روز ولادت.
قربانى كردن: كشتن طمع و آزمندى ودستيابى به ورع و اقتدا به سنّت ابراهيم عليه السلام در قربانى كردن عزيزترين كس خويش در راه خدا.