اخلاق عبادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٤٩
آنان در برابر اسلام و مسلمانان شود، سبيل و راه سلطه آنان بر مسلمانان باشد و مسلمانان را به استخدام خود درآورند و ... چنين امرى خدمت نيست؛ بلكه خيانت به اسلام و مسلمانان است.
بنابراين در خدمت كردن، سه مسأله- موارد، انگيزه و آثار خدمت- بايد مدّ نظر خدمتگزار باشد، تا از محدوده جلب رضا و تقرّب به درگاه خداوند، خارج نشود.
خدمتگزارى در نظام اسلامى در نظام اسلامى مديريتها و مسؤوليتهاى سياسى- اجتماعى، امانت سنگينى بر دوش صاحبان آنهاست، نه اينكه طعمه و لقمه چرب و نرمىباشد، چنانكه امير مؤمنان عليه السلام به فرماندار آذربايجان نوشت:
«... انَّ عَمَلَكَ لَيْسَ لَكَ بِطُعْمَةٍ وَ لكِنَّهُ فى عُنُقِكَ امانَةٌ» «١» عمل (و حكمرانى)، طعمه و شكار تو نيست؛ بلكه امانت و سپردهاى در گردن توست.
همه كسانى كه در جمهورى اسلامى، مسؤوليت دارند، بايد خود را مديون مردم دانسته، بلكه آنان را در مرتبه بالاتر و «ولى نعمت» خود حساب كنند و آزادى، استقلال و مقام خويش را مرهون كوشش آنان بدانند و همچون رهبر و بنيانگذار جم اخلاق عبادى(ج١) ١٥٦ الف - اذان ص : ١٥٦ هورى اسلامى ايران، حضرت امام خمينى (ره) خود را خادم ملّت بدانند، چنان كه فرمود:
«من خادم شما هستم، من خادم ملّت شما هستم. من آمدهام كه