اخلاق عبادى(ج1) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٤٠
كرد. در اينجا به چند نمونه آن بگونهاى گذرا اشاره مىكنيم:
الف- رأى صائب اوّلين اثر نيكوى تفكّر، به دست آوردن رأى پخته و درست پيرامون كار مورد نظر است؛ زيرا متفكّر عجولانه عمل نمىكند و به قول معروف «بى گدار به آب نمىزند» بلكه با انديشيدن پيرامون موضوع، راه حل صحيحى براى آن مىيابد. به تعبير اميرمؤمنان على عليه السلام «مَنْ طالَ فِكْرُهُ حَسُنَ نَظَرُهُ» «١» هر كس زياد انديشه كند رأيش نيكو گردد.
ب- مصونيّت از لغزشها شخص خردمند پيش از انجام هر كارى به فرجام آن مىانديشد، آراى ديگران را جويا مىشود، تجربيات پيشينيان را به كار مىبندد و پس از يك جمعبندى انديشمندانه به كار اقدام مىكند، از اين رو، احتمال خطا و خسران در چنين كارى بشدّت كاهش مىيابد و در برابر، بازدهى آن زياد مىشود. به فرموده عليه السلام «مَنْ فَكَّرَ قَبْلَ الْعَمَلِ كَثُرَ صَوابُهُ» «٢» هر كس پيش از اقدام به كار بينديشد درستى كارش فزونى مىيابد.
امام صادق عليه السلام فرمود:
مردى نزد رسول خدا (ص) آمد و اندرز خواست رسول اكرم (ص)