دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٥٧٨
| ابومنصور نفوسی جلد: ٦ شماره مقاله:٢٥٧٨ |
َبومَنْصورِ نَفوسي،،الياس،حاكم اباضي جبل نَفوسه در نيمة دوم سدة ٣ق.در منابع
اباضي نام پدر او ذكر نشده است(نكـ:ابوزكريا،١٤٥؛درجيني،٢/٣٢٩؛شماخي،١/١٩١)و برخي
منابع غير اباضي از او تنها با نام الياس يا كنية ابومنصور ياد كردهاند(نكـ:ابن
عذاري،١/١١٩؛يعقوبي،٣٤٦)،اما برخي ديگر از اين منابع(بلوي،٢٥٣؛كندي،٢٢٢؛ابن
اثير،٧/٣٢٤؛ابن خلدون،٤/٦٤٥)نام او را الياس بن منصور ضبط كردهاند كه جاي تأمل
است.
ابومنصور اهل تندميره،قريهاي در جبل نفوسه بود(شماخي،همانجا؛ ).منابع اباضي
روايتهايي چند در وصف جنگاوري،پرهيزگاري و عدالت دوستي ابومنصور و پايبندي او به
سنن مذهبي
آوردهاند(نكـ:ابوزكريا،١٤٥-١٤٦،١٤٨-١٤٩؛درجيني،١/٨٤،٨٦،٢/٣٢١،٣٢٩-٣٣١؛شماخي،١/١٩١،١٩٢)و
در رسالة«ذكر اسماء بعض شيوخ الوهبية»(همو،٢/٢٢٧)از ابومنصور الياس در زمرة شيوخ
نفوسه نام برده شده است.
ابواليقظان محمد بن افلح رستمي(د٢٨١ق/٨٩٤م)پنجمين امام رستميان تاهرت،ابومنصور را
به عنوان حاكم جبل نفوسه برگزيد و او اين سمت را در زمان جانشين ابواليقظان،ابوحاتم
يوسف بن محمد نيز حفظ كرد(ابوزكريا،١٤٥؛درجيني،١/٨٤؛قس:ابن صغير،٤٧).قلمروي كه
ابومنصور بر آن حكم ميراند،تمامي منطقة طرابلس غرب را به جز شهر طرابلس كه تحت
حاكميت اغالبه بود،در برميگرفت( ).
در منابع به طور مشخص تنها از دو واقعه به هنگام حكمراني از او ياد شده است:نخستين
واقعه زماني رخ داد كه عباس،فرزند احمد بن طولون(حكـ٢٥٤-٢٧٠ق)در غياب پدرش سر به
شورش برداشت و با سپاهيان و اموال بسياري از مصر بيرون رفت.او كه قصد داشت افريقيه
را تصرف كند و اغالبه را از آن منطقه براند،به ابراهيم بن محمد اغلبي نوشت كه
المعتمد خليفة عباسي،وي را بر افريقيه گماشته است.عباس پس از تصرف دژلِبده و شكست
محمد بن قُرْهُب،حاكم اغلبي طرابلس،٤٣روز شهر را محاصره كرد.مردم كه از ستمگري عباس
و سپاهيانش به ستوه آمده بودند،به ابومنصور نفوسي پناه بردند و از او درخواست ياري
كردند.عباس،ابومنصور را تهديد كرد و به او نوشت كه از وي اطاعت كند،اما ابومنصور كه
پاسخ تحقيرآميزي براي او نوشته بود،به ياي مردم طرابلس شتافت و همراه با سپاهياني
كه ابراهيم بن احمد اغلبي به منطقه گسيل داشته بود،در نبرد با عباس،شكست سختي بر وي
وارد آورد(بلوي،٢٥٣ـ٢٥٥؛ايناثير،همانجا؛ابن عذاري،١/١١٨،١١٩؛قس:شماخي،١/١٩٢،كه
وقايع مذكور را به نقل از ابنرقيق،به اشتباه به ابوالعباس احمدبن طولون نسبت
ميدهد).گفتهاند كه نفوسيان از غنايم اين جنگ و اموال بسياري كه از سپاهيان عباس
برجاي ماند،هيچ برنگرفتند(ابن عذاري،١/١١٩).اين گزارش كه شماخي نيز آن را آورده
است(همانجا)،پاي بندي ابومنصور را به سنن اباضيه نشان ميدهد(نكـ:هـ د،اباضيه).
دومين واقعه كه از يك اختلاف سياسي داخلي نشأت ميگرفت،ريشه در اختلافات قديمتر
فرقهاي،بر مبناي ادعاهاي سياسي فرقة خلفيه به رهبري خلف بن سمح داشت(در مورد اين
فرقه،نكـ:طعيمه،٥٩-٦١).در اين زمان فرزند خلف بن سمح،تحت تأثير افكار پدرش سر به
شورش برداشته و مدعي جبل نفوسه بود(ابوزكريا،١٤٦؛درجيني،همانجا؛باسه،٩٣).وي توانست
حمايت قبيلة زواغه را كه ميكوشيدند از قيد تابعيت نفوسه رهايي يابند،به دست آورد(
).جنگ ابومنصور با قبيلة زواغه و شكست ايشان موجب شد تا پسر خلف به جِربه رود و به
يكي از افراد همان قبيله پناهنده شود،اما وي با دريافت رشوه پسر خلف را به سپاهيان
الياس تسليم كرد(ابوزكرياؤ١٤٦-١٤٩؛درجيني،١/٨٤-٨٦؛شماخي،١/١٩١،١٩٢).
اين وقايع در آغاز دوران زمامداري ابوحاتم يوسف بن محمد رخ داد و در همين زمان
ابومنصور نفوسي درگذشت و ابوحاتم،افلح بن عباس را جانشين وي
ساخت(ابوزكريا،١٤٩).تاريخ دقيق وفات ابومنصور به روشني معلوم نيست،اما ميتوان زمان
آن را ميان سالهاي ٢٨١ق-كه ابوحاتم نخستين دورة زمامداري خود را آغاز كرد-و ٢٨٤ق كه
افلح بن عباس حاكم جبل نفوسه بود و فرماندهي سپاه اباضي را در جنگ مانو به عهده
داشت،تخمين زد(نكـ:باروني،٤٧،٤٨؛ربشتوك،٢٦٥).
مآخذ:ابناثير،الكامل؛ابن خلدون،العبر؛ابن صغير،تاريخ،به كوشش
موتيلينسكي،پاريس،١٩٠٧م؛ابنعذاري،احمد،البيان المغرب،به كوشش ز.س.كولن و لوي
پرووانسال،ليدن،١٩٤٨م؛ابوزكريا ورجلاني،يحيي،السيرة و اخبارالائمة،به كوشش
عبدالرحمن ايوب،تونس،١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛باروني،سليمان،مختصر تاريخ
الاباضية،تونس،١٣٧٥ق/١٩٣٨م؛بلوي،عبدالله،سيرة احمد بن طولون،به كوشش محمد
كردعلي،قاهره،مكتبة الثقافة الدينية،درجيني،احمد،طبقات المشايخ بالمغرب،به كوشش
ابراهيم طلاي،الجزاير،١٩٧٤م؛شماخي،احمد،السير،به كوشش احمد
سيابي،عمان،١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛طعيمه،صابر،الاباضية عقيدة و
مذهباً،بيروت،دارالجيل؛كندي،محمد،الولاة و القضاة،به كوشش روون
گست،بيروت،١٩٠٨م؛يعقوبي،احمد،البلدان،ليدن،١٨٩١م؛نيز:
Basset,Rene,"Les Sanctuaires du Djebel Nefousa",JA,١٨٩٩,vol.XIV;
;Rebstock,Ulrich,Die Ibaditen im Magrib,Berien,١٩٨٣.
بخش تاريخ