دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٥١٤
| ابولبابه انصاری جلد: ٦ شماره مقاله:٢٥١٤ |
اَبولُبابه انصاري، بشير بن عبدالمنذر بن رفاعه، صحابي پيامبر(ص). او از تيرة بني
عمر و بن عوف قبيلة اوس بود (ابن اثير، ١/١٩٥).
از آنجا كه ابولبابه، دو برادر هم داشت، در برخي مآخذ، ميان آنان خلطي رخ داده است:
نخست، مبشربن عبدالمنذر كه در غزوة بدر به شهادت رسيد (ابن سعد، ٣/٤٥٦؛ قس: مقريي،
١/٣٧)، ديگر رفاعه ابن عبدالمنذر كه از شركتكنندگان در بيعت دوم عقبه بود و در بدر
و احد شركت كرد و در غزوة اخير به شهادت رسيد (ابن سعد، ٣/٤٥٦-٤٥٧؛ قس: بلاذري،
١/٢٤١) و به قولي يكي از نقيبان انصار بود (ابن اثير، ٥/٢٨٤) و در مآخذي از او نيز
به عنوان ابولبابه ياد كردهاند (نك: يحيي بن معين، ٢/٧٢٣؛ مسلم بن حجاج، ١٧٠؛ ابن
قيسراني، ١/١٣٨؛ ابن اثير، همانجا). همچنين نبايد ابولبابة انصاري را با ابولبابة
ديگري كه مروان نام داشت، اشتباه كرد (نك: يحيي بن معين، ٢/٥٥٧؛ ابن حجر، تقريب،
٢/٤٦٧؛ قس: نووي، ١/٣٥٣؛ ابن حجر، تهذيب، ١٢/٢١٤).
به هر حال ابولبابة انصاري به هنگام وقوع جنگ بدر نخست با ديگر لشكريان همراه شد،
ولي پيامبر(ص) او را به عنوان جانشين خود در مدينه، از ميانة راه بازگرداند و سپس
از غنائم جنگي هم بهرة او را پرداخت (ابن سعد، ٣/٤٥٧؛ طبري، ٢/٤٧٨؛ ابونعيم،
٣/١٠٩).
در، غزوة سويق (ابن هشام، ٣/٤٨؛ بلاذري، ١/٣١٠) و نيز در غزوة بني قينقاع (همو،
١/٣٠٩؛ طبري، ٢/٤٨١) هم جانشين پيامبر(ص) در مدينه بود، اما در ديگر غزوات در ركاب
پيامبر(ص) پيكار كرد (ابن اثير، همانجا) و در فتح مكه پرچمدار بني عمر و بن عوف بود
(ابن سعد، همانجا؛ قس: يعقوبي، ٢/٥٨).
در غزوة بني قريظه، چون يهوديان از محاصره به تنگ آمدند، كس نزد پيامبر(ص) فرستادند
و تقاضا كردند ابولبابه را كه از همپيمانان آنان بود، پيش ايشان فرستد و گفتهاند
پيامبر(ص) نخست او رامأمور جنگ با آنان كرده بود (واقدي، ٢/٥٠٧). ابولبابه به قلعه
رفت و به اشارهاي، آنان را از صلح با پيامبر(ص) بازداشت واندكي بعد چندان ازكار
خود پشيمان شد كه به مسجد رفت و خود را به ستوني ازستونهاي مسجد پيامبر(ص) بست و
سوگند خورد كه تا حق تعالي توبة وي قبول نكند، خود را از ستون باز نگشايد (عروه
بنزبير، ١٨٧؛ واقدي، ٢/٥٠٥-٥٠٧؛ ابن هشام، ٣/٢٤٧-٢٤٨) و گفتهاند به همين سبب آية
٢٧ از سورة انفال و ١٠٢ از سورة توبه در حق وي نازل شد ( واقدي، ٢/٥٠٩؛ ابن هشام،
٣/٢٤٨-٢٤٩). اما روايتهاي ديگري نشان ميدهد كه سبب اين كار، خودداري او از حضور در
جنگ تبوك بوده است (نك: زهري، ١١١-١١٢).
در تاريخ مرگ او اختلاف است:به روايتي پيش از قتل عثمان (ابن اثير، ١/١٩٦)، يا در
دوران خلافت اما علي(ع) درگذشت (همو، ٥/٢٨٥؛ ابن حجر، الاصابه، ٤/١٦٨) و به روايت
ديگري تا پس از ٥٠ق نيز زنده بود (همانجا).
ابولبابه احاديثي از پيامبر(ص) نقل كرده است (نك: احمدبن حنبل، ٣/٤٥٢-٤٥٣؛ مزي،
٩/٢٧٥-٢٧٨). همچنين دو پسرش سائب و عبدالرحمن و نيز عبدالله بن عمر و عبدالله بن
كعب قرظي از او حديث شنيدهاند (نك:احمدبن حنبل، ٦/٣٢٨؛ ابن حجر، تهذيب، همانجا).
مآخذ: ابن اثير، علي بن محمد، اسدالغايه، قاهره، ١٢٨٠ق؛ ابن حجرعسقلاني، احمد بن
علي، الاصابه، قاهره، ١٣٢٨ق؛ همو، تقريب التهذيب، به كوشش عبدالوهاب عبداللطيف،
بيروت، ١٣٩٥ق/١٩٧٥م؛ همو، تهذيب التهذيب، حيدرآباد دكن، ١٣٢٧ق؛ ابن سعد، محمد،
الطبقات الكبري، بيروت،١٩٦٠م؛ ابن قيسراني، محمدبن نصر، الجمع بين كتابي…، حيدرآباد
دكن، ١٣٢٣ق؛ ابن هشام، عبدالملك، سيره النبوبه به كوشش مصطفي سقا و ديگران، بيروت،
داراحياء التراث العربي، ابونعيم اصفهاني، احمدبن عبدالله، معرفه الصحابه، به كوشش
محمد راضي عثمان، مدينه / رياض، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ احمدبن حنبل، مسند، قاهره، ١٣١٣ق؛
بلاذري، احمدبن يحيي، انساب الاشراف، به كوشش محمد حميدالله، قاهره، ١٩٥٩م؛ زهري،
محمد بن مسلم، المغازي النبوبه، به كوشش سهيل زكار، دمشق، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛ طبري،
تاريخ، عروه بن زبير، مغازي رسول الله(ص)، به كوشش محمد مصطفي اعظمي، رياض،
١٤٠١ق/١٩٨١م؛ مزي، يوسف بن عبدالرحمن، تحفه الاشراف، به كوشش عبدالصمد شرفالدين،
بمبئي، ١٣٩٧ق/١٩٧٧م؛ مسلم بن حجاج، الكني و الاسماء، به كوشش مطاع طابيشي، دمشق،
١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ مقريزي، احمدبن علي، امتاع الاسماع، به كوشش محمود محمد شاكر، قاهره،
١٩٤١م؛ نووي، محمدبن عمر، تفسير النووي، بيروت، ١٣٩٨ق/١٩٧٨م؛ واقدي، محمدبن عمر،
المغازي، به كوشش مارسدن جونز، لندن، ١٩٦٦م؛ يحيي بن معين، التاريخ، به كوشش احمد
محمد نورسيف، مكه، ١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛ يعقوبي، احمدبن اسحاق، تاريخ، بيروت، ١٣٧٩ق/١٩٦٠م.
عبدالامير سليم