دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٥٧٦
| ابومنصور معمری جلد: ٦ شماره مقاله:٢٥٧٦ |
َبومَنْصورِ مَعْمَريي(زنده در ٣٤٦ق/٩٥٧م)،فرزند محمد(احمد؟)بن
عبدالله،وزير(دستور)ابومنصور محمد بن عبدالرزاق،سپهسالار و فرمانرواي طوس و خراسان
در روزگار سامانيان.
آگاهي دقيق و روشن ما از زندگي ابومنصور معمري اندك و منحصر به مقدمة شاهنامة
ابومنصوري(مقدمة قديم شاهنامه)است.او در تاريخ ادبيات ايران به سبب مشاركت و نظارت
بر كار گردآوري و تدوين يكي از بزرگترين و مهمترين شاهنامههاي منثور
پارسي(شاهنامة ابومنصوري)شهرت يافته است.
در روزگار سامانيان كه كوششهاي فراوان براي احياء و ترويج فرهنگ و زبان پارسي صورت
ميگرفت،ابومنصور معمري از سوي ابومنصور محمد بن عبدالرزاق(هـ م)مأمور شد
كه«خداوندان كتب]خداينامهها[را از دهقانان و فرزانگان»از طوس و ديگر شهرهاي خراسان
فراز آورد تا تاريخ و داستانهاي كهن ايران را از پهلوي به پارسي دري ترجمه و تدوين
كنند.در پي اجراي اين فرمان كساني چون شاذان پسر برزين از
طوس،شاج(فردوسي،٤٧٥:ماخ؛نيز نكـ:تقيزاده،٨٥،حاشيه)پسر خراساني از هرات،يزدانداد
پسر شاپور از سيستان،و ماهوي خورشيد پسر بهرام از نيشابور-كه با توجه به نامشان
همگي ميبايست زردشتي بوده باشند-در طوس گردآمدند.بدين سان در ٣٤٦ق مجموعهاي از
داستانهاي كهن و تاريخ شاهان ايران فراهم آمد كه آن را«شاهنامه»خواندند(«مقدمة
شاهنامة ابومنصوري»،٣٤-٣٦؛نيز نكـ:نولدكه،٤٠؛تقيزاده،٨٣)و اكنون از اين شاهنامه كه
با نام باني تأليف آن،ابومنصور محمد بن عبدالرزاق،شاهنامة ابومنصوري شهرت
يافته،تنها ديباچة آن كه به برخي از نسخههاي قديم شاهنامه فردوسي الحاق شده،در دست
است(نكـ:قزويني،٢/٧،٢٢-٢٦)چنين مينمايد كه ابومنصور معمري خود اين مقدمه را به
رشتة تحرير درآورده باشد(«مقدمة شاهنامة ابومنصوري»،٣٠،٣٤؛نيز
نكـ:صفدي،١٠٣؛ايرانيكا).براساس اين مقدمه،نسب او و ولينعمتش،ابومنصور محمد بن
عبدالرزاق از طريق فرمانرواياني مشهور به«كنارنگ-عنواني نظامي در اواخر دورة ساساني
و عنوان فرمانروايي در آغاز فتوحات اسلامي(نكـ:مينورسكي،٢٦٢-٢٦٣)-به منوچهر
پيشداد؛ميرسد(«مقذمة شاهنامة ابومنصوري»،٧٣-٨١).گرچه بيروني اينگونه سلسله نسبها
را برساختة سخنپردازان دانسته(ص٣٧-٣٨،اما به گفتة مينورسكي،سلسله نسبهاي اين دو تن
تا كنارنگ ميتواند بهرهاي از حقيقت داشته
باشد(٢٧١-٢٧٣،حاشيه،٢٦٢-٢٦٣؛قس:قزويني،٢/٨٠-٨١،حاشيه)،و بدين سان ابومنصور معمري
بازماندگان خاندانهاي قديم ايران و دوستدار حفظ و ترويج روايات داستانهاي كهن بوده
است.از عبارت«درود…برمحمد(ص)و اهل بيت و فرزندان او…»در خطبة«مقدمة شاهنامة
ابومنصوري(ص٣٠)،ميتوان احتمال داد كه ابومنصور معمري همچون سرور خود،گرايشهاي شيعي
داشته است(براي تفصيل،نكـ:هـ د،ابومنصور محمد بن عبدالرزاق).
نام ابومنصور معمري در«مقدمة جديد شاهنامه»(مقدمةبايسنقري)-كه پر از خطاهاي
شگفتانگيز است-سعود بن المنصور المعمري آمده كه در خدمت پدر ابومنصور محمد بن
عبدالرزاق نيز بوده است(ص٧).
مآخذ:بيروني،ابوريحان،الآثار الاباقية،به كوشش ادوارد
زاخاو،لايپزيگ،١٩٢٣م؛تقيزاده،حسن،«شاهنامه و فردوسي»،هزارة
فردوسي،تهران،١٣٦٣ش؛فردوسي،ابوالقاسم،شاهنامه،تهران،١٣٥٧ش؛قزويني،محمد،«مقدمة قديم
شاهنامه»،بيست مفاله،به كوشش ابراهيم پورداوود و عباس اقبال،تهران،١٣٦٣ش؛«مقدمة
جديد شاهنامه»(مقدمةبايسنقري)،همراه شاهنامة فردوسي،تهران،١٣٥٧ش؛«مقدمة شاهنامة
ابومنصوري»(مقدمة قديم شاهنامه)،بيست مقاله(نكـ:همـ،قزويني)؛نولدكه،تئودور،حماسة ؟
ايران،ترجمة بزرگ علوي،تهران،١٣٦٩ش؛نيز:
Iranica;Minorsky,V.,"The Older Preface to the Shah-nama",Iranica(Twenty
Articles),Tehran,١٩٦٤.
ابوالفضل خط