دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٥٠٤
| ابوقره، ابومحمد جلد: ٦ شماره مقاله:٢٥٠٤ |
َبوقُره،، ابومحمد موسي بن طارق جندي سكسكي (د ٢٠٣ق/٨٨م)،محدث، مقري و قاضي
يمني، او در شهر زبيد زندگي ميكرد و در همانجا درگذشت (جندي ٤٣؛ قاضي عياض،
٣/١٩٦). ابوقره از بزرگان اصحاب حديث چون ابن جريج، سفيان نوري، ابن عّيِينه و موسي
بن عقبه كسب فيض كرد.
او همچنين موطامالك را نزد خود او خواند (مسلم ٩٢؛ ابن ابي حاتم، ٤(١)١٤٨؛ ابن
حبان، ٩/١٥٩؛ قاضي عياض، همانجا). به اين ترتيب وي به عنوان محدثي برجسته شناخته شد
كه در ستايش وي سخنها گفتهاند. چنانكه احمدبن حنبل او را ستوده و ابوحاتم رازي بر
صدق او صحه گذارده است و رجالشناساني چون ابن حبان وابن داوود وي را توثيق
كردهاند، همچنين نسايي روايت او را در سنن خود نقل كرده است (ابن ابي حاتم، ابن
حبان، همانجاها، قاضي عياض، ٣/١٩٧؛ مزي، ١٨/٤٤٥).
ابوقره شاگردان بسياري داشت كه از آن ميان ميتوان از احمدبن حنبل و ابن راهويه (ﻫ
م) ياد كرد. همچنين به سبب آمد و شد ابوقره بين شهرهاي مختلف يمن مانند جند، لحج،
عدن، زبيد و نيز مكه، روات و اصحاب، فراواني گرد او جمع ميآمدند (مسلم، همانجا،
ابن نقطه، ٢/٢٧٠-٢٧١؛ جعدي، ٦٩).
ابوقره را همچون سعيدبن منصور، از نخستين صاحبان سنن ميتوان دانست سنن وي توسط
شاگردش ابوحمه محمدبن يوسف از وي روايت شده است. جندي (همانجا) كه نسخهاي از آن را
دراختيار داشته ضبط و علم وي در اين زمينه را با سند قرار دادن كتاب خود او، ستوده
است. اگرچه سنن ابوقره در نواحي مختلف رواج داشته و مورد توجه بوده، اما گويا بيشتر
در اصفهان به آن توجه شده است.
چنانكه جمعي از اصفهانيان آن را از طريق ابوالقاسم دقاق اصفهاني نقل كردهاند و ابن
نقطه اشاره بدان دارد كه از بسياري شيوخ خود اين سنن را روايت كرده است (نك:
سمعاني، الانساب، ٧/١٦٠، التحبير، ٢/٧-٨؛ ياقوت، ٢/٩١٦؛ ابن نقطه، ٢/٢١٥، ٢٧٠-٢٧٢؛
روداني، ٢٦٢).
ضمناً احاديثي از ابوقره به روايت ابوحمه در منابع ديده ميشود (مفضل جندي، ١٨،جم:
سهمي، ١٣٤؛ برزالي، ٢/٥٥٢).
گفتني است كه ابوقره يكي از راويان نافع ـ از قراء هفتگانه ـ بوده است (ابن مجاهد،
٦٤؛ ابن جزري، ٢/٣١٩). ابوقره را ميتوان از آن دسته راويان نافع دانست كه روايتشان
كمتر شناخته شده است. در حد اطلاع موجود، اين روايت تنها تا حدود يك سده پس از خود
وي رواج داشته و طريق آن را تنها هذلي در الكامل خود به دست ميدهد. حال آنكه بيشتر
بزرگان علم قرائت كه در اين باب اثري از خود برجاي گذاشتهاند، چون ابوعمروداني،
ابن مهران، اندرايي و ديگران، يادي از روايت او نكرده و ابن جزري (همانجا) نيز
تنها با توسط به كتاب هذلي او را ميشناساند.
همچنين ذهبي (١/٨٩) تنها در ضمن شرح حال نافع، به نقل روايتي از ابوقره ميپردازد و
اينها به تمامي نشان از متروك بودن اين روايت دارد. نمونهاي از موارد متفرد روايت
ابوقره افزون بر نافع، نزد ابن ابي عبله و اسماعيل بن عبدالله، معروف به قسط نيز
به فراگيري قرائت پرداخت. از شاگردان وي در قرائت فرزندش طارق و علي بن زياد لخمي
را ميتوان نام برد (ابن جزري، همانجا؛ براي سلسلة روايي وي، نك: همو، ١/٢٣٤، ٣٣٨،
٢/١٧، ٢٨٣، نيز ١/١٦٤، ٢٨٣).
ابوقره در فقه نيز دستي داشته و جندي (همانجا) به اثري از او در اين زمينه اشاره
كرده است. اين اثر برداشتي از فقه مالك، ابن جريج، سفيان ثوري و ابن عيينه بوده است
كه در حال حاضر نشاني ازآن در دست نيست. همچنين وي مدتي منصب قضاي زبيد را برعهده
داشته است ولي زمان آن در منابع مشخص نشده است (نك: ياقوت، همانجا).
مآخذ: ابن ابي حاتم، عبدالرحمن بن محمد، الجرح و التعديل، حيدرآباد دكن،
١٣٧٢ق/١٩٥٣م؛ ابن جزري، محمدبن محمد، غايه النهايه، به كوشش گ. برگشترسر، قاهره،
١٣٥٢ق/١٩٣٣م؛ ابن حبان، محمد الثقات، حيدرآباد دكن، ١٤٠٣ق/١٩٨٤م؛ ابن خالويه، حسين
بن احمد، مختصرفي شواذالقرآن، به كوشش گ.برگشتر سر، قاهره، ١٩٣٤م؛ ابن مجاهد،
احمدبن موسي، السبعه في القراءات، به كوشش شوقي ضيف، قاهره، ١٩٧٢م؛ ابن نقطه،
محمدبن عبدالغني، التقييد، حيدرآباد دكن، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ برزالي، قاسم بن محمد مشيخه
قاضي القضاه ابن جماعه، بيروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ جعدي، عمربن علي، طبقات فقهاء اليمن،
به كوشش فؤاد سيد، بيروت، دارالقلم، جندي، يوسف بن يعقوب، السلوك في طبقات العلماء
والملوك، نسخه عكسي موجود در كتابخانه مركز، ذهبي، محمدبن احمد، معرفه القراء
الكبار، به كوشش محمد سيد جادالحق، قاهره، ١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛ روداني، محمد بن سليمان،
صله الخلف به كوشش محمد حجي، بيروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ سمعاني، عبدالكريم بن محمد،
الانساب، حيدرآٍباد دكن، ١٣٩٦ق/١٩٧٦م؛ همو، التحبيرفي المعجم الكبير، به كوشش منيره
ناجي سالم، بغداد، ١٣٩٥ق/١٩٧٥م؛ سهمي، حمزه بن يوسف، تاريخ جرجان، بيروت،
١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ قاضي عياض، عياض بن موسي، ترتيب المدارك، رباط، ١٣٨٤ق/١٩٦٥م؛ مزي،
يوسف بن عبدالرحمن، تهذيب الكمال، نسخه عكسي موجود در كتابخانة مركز؛ مسلم بن حجاج
نيشابوري، الكني والاسماء، دمشق، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ مفضل جندي، فضائل المدينه، به كوشش
محمد مطيع حافظ و غزوه بدير، دمشق، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ ياقوت بلدان.
فرامرز حاجمنوچهري