دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٥٠١
| ابوقتاده جلد: ٦ شماره مقاله:٢٥٠١ |
بوقتاده،، حارث بن ربعي بن رافع انصاري (د ٥٤ق/٦٧٤م)، ازبني سلمه بن سعد يكي از
بزرگان انصار و اصحاب پيامبر(ص). درباره نام او اختلاف است. برخي آن را نعمان يا
عمرو ضبط كردهاند.نسب پدرش را به صورت ربعي بن بلدمه (يا تلذمه) بن خناس بن سنان
بن عبيد بن عدي بن غنم بن كعب بن سلمه نيز آوردهاند (خليفه، الطبقات، ١/٢٢٤، ابن
حبان، ٦٩). برخي ديگر ٤٠ق نوشتهاند و نيز گفتهاند كه وي در كوفه وفات يافت و حضرت
علي(ع) بر او نماز گزارد (ابن اثير، الكامل، ٣/٥٠٠)، اما قول به وفات او در مدينه
مشهورتر است (نك: حاكم، ٣/٤٨٠).
ابوقتاده يكي از سواران رشيد لشكر پيامبر(ص) بوده كه به فارسُ رسول الله شهرت يافته
بود (ابن اثير، اسدالغابه، ٥/٢٧٤)، ابن حجر، الاصابه، ٤/١٥٨). روايت شده كه رسول
اكرم(ص) در غزوه غابه كه ابوقتاده مسعده را به انتقام خون محرزبن نضله به قتل آورد،
او را بهترين سواران خود خواند (اوقدي، ٢/٧٦٢؛ ابن سعد، ٢(١)٥٨، ٦١؛ طبري، ٢/٦٠٠).
ابوقتاده در اغلب غزوات و سرايا شركت داشته اما حضور او در جنگ بدر مورد اختلاف است
ابن اثير ضمن اشاره به اين اختلافنظر، معتقد است كه وي در تمام جنگهاي پيامبر(ص)،
ازجمله غزوه بدر، همراه پيامبر اسلام(ص) بوده است (همانجا).
طبراني نيز روايت كرده در شبي كه فردايش جنگ بدر روي داد، ابوقتاده نگهبان و پاسدار
پيامبر اكرم(ص) بوده است (هيثمي، ٩/٣١٩).
بجز جنگ بدر، در اينكه وي در غزوه احد و جنگهاي بعد از آن در ركاب حضرت بوده است
اتفاق نظر وجود دارد (نك: ابن كثير، ٨/٦٨؛ ابن حجر، همانجا)؛ حتي گفتهاند چون در
جنگ احد از اندوه شديد پيامبر(ص) به سبب رفتار و اعمال دشمنان ن و مثله كردن شهداي
اسلام ناخشنود شده و خواست قريش را ناسزا گويد، حضرت او را از اين كار منع كرد و به
آرامش و بردباري فرمان داد (واقدي، ١/٢٩٠-٢٩١).
ابوقتاده در جنگها غالباً از سواران لشكر بوده (نك: همو، ١/٣٨٤-٣٨٥، ٤٠٤-٤٠٥، جم(
و گاه فرماندهي گروه را عهدهدار بوده است (همو، ٢/٧٧٧-٧٧٨). در سال ٤ هجرت از سوي
پيامبر(ص) به همراه ٤ سوار ديگر مأمور از ميان برداشتن ابورافع سلام بن ابيالحقيق
گرديد كه گروهي از قبيلة غطفان و اعراب همجوار را با تعيين پاداشهاي بزرگ براي جنگ
با آن حضرت تحريك ميكرد، ابوقتاده اين مأمورت را با موفقيت انجام داد (همو،
١/٣٩١-٣٩٤؛ ابن هشام، ٣/٢٨٧).
ابوقتاده پس از وفات رسول اكرم(ص) در جريان قتل مالك بن نويره در سپاه خالد بن وليد
بود و چون تعدي و تجاز خالد را باور داشت، نزد ابوبكر رفته سوگند ياد كرد كه ديگر
زير پرچم خالد به جنگ و جهاد نخواهد رفت (يعقوبي، ٢/١٣١-١٣٢؛ بلاذري، فتوح، ٩٨؛
طبري، ٣/٢٨٠) و اين موضعگيري وي در كتب كلامي اماميه چون الشافي سيد مرتضي (٤/١٦٥)
مورد توجه قرار گرفته است. روايت شده كه ابوقتاده در فتح ايران به روزگار عمر نقش
مهمي داشته است (نك: ذهبي، ٢/٤٥٢). در دوران خلافت حضرت علي(ع) وي در جنگهاي جمل و
صفين در ركاب آن حضرت بود (ابن حجر، همان، ٤/١٥٩) و در جريان جمل به هنگام ورود
حضرت به بصره در شمار سواران همراه وي بود (مسعودي، ٢/٣٥٩-٣٦٠).
در جنگ با خوارج نيز ابوقتاده از سران لشكر حضرت بود و فرماندهي افراد پياده را
برعهده داشت (بلاذري، انساب، ٢/٣٧١؛ دينوري، ٢١٠؛ خطيب، ١/١٥٩-١٦٠). وي چندي نيز در
زمان آن حضرت بر ولايت مكه بود (خليفه، تاريخ، ١/٢٣٢؛ فاكهي ١٦٣).
ابوقتاده جز شخص پيامبر(ص) از معاذ و عمربن خطاب نيز روايت كرده است و انس بن مالك
سعيد بن مسيب، عطاء بن يسار، علي بن رياح، عبدالله بن رياح و عدهاي ديگر، ازجمله
پسرانش ثابت و عبدالله از او روايت كردهاند (ذهبي، ٢/٤٤٩؛ ابن حجر، تهذيب،
١٢/٢٠٤). احاديث بسياري از او در كتب حديث چون صحاح سته (نك: مزي، ٩/٢٤٠-٢٧٢) و
مسند احمدبن حنبل (٥/٢٩٥-٣١١) نقل شده است. ابوقتاده در ٧٠ سالگي چشم از جهان
فروبست (واقدي، ٢/٥٤٥).
مآخذ: ابن اثير،علي بن محمد، اسدالغايه، قاهره، ١٢٨٠ق؛ همو، الكامل، ابن حبان،
محمد، تاريخ الصحابه، به كوشش بوران ضناوي، بيروت، ١٩٨٨م؛ ابن حجر عسقلاني، احمد بن
علي، الاصابه، قاهره، ١٣٢٨ق؛ همو، تهذيب التهذيب، حيدرآباد دكن، ١٣٢٨ق؛ ابن سعد،
محمد، الطبقات الكبير، ليدن، ١٩٠٤-١٩١٨م؛ ابن كثير البدايه، ابن هشام، عبدالملك،
السيره النبوية، به كوشش مصطفي سقا و ديگران، قاهره، ١٣٧٥ق/١٩٥٥م؛ احمدبن حنبل،
مسند، قاهره، ١٣١٣ق؛ بلاذري، حمد بن يحيي، انساب الاشراف، به كوشش محمد باقرمحمودي،
بيروت، ١٣٩٤ق/١٩٧٤م؛ همو، فتوح البلدان، به كوشش دخويه، ليدن، ١٨٦٦م؛ حاكم
نيشابوري، محمدبن عبدالله، المستدرك، حيدرآباد دكن، ١٣٣٤ق؛ خطيب بغدادي، احمدبن
علي، تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق؛ خليفه بن خياط، تاريخ، به كوشش سهيل زكار، دمشق،
١٩٦٦م؛ دينوري، احمد بن داوود، الاخبارالطوال، به كوشش عبدالمنعم عامر و جمالالدين
شيال، قاهره، ١٩٦٠م؛ ذهبي، محمد بن احمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط،
بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ سيد مرتضي، علي بن حسين، الشافي، به كوشش عبدالزهرا خطيب،
تهران، ١٤٠٧ق؛ طبري، تاريخ؛ فاكهي، محمدبن اسحاق، المنتقيفي اخبارام القري، به
كوشش ووستنفلد، ليدن، ١٨٥٩م، مسعودي، مروج الذهب، بيروت، ١٣٨٥ق/١٩٦٦م؛ واقدي،
محمدبن عمر، المغازي، به كوشش مارسدن جونز، لندن، ١٩٦٦م؛ هيثمي، علي بن ابيبكر،
مجمع الزوائد، بيروت، ١٤٠٢ق/١٩٨٢م؛ يعقوبي، احمد بن اسحاق، تاريخ، بيروت،
١٣٧٩ق/١٩٦٠م.
ابوالحسن ديانت