دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٤٩٤
| ابوالقاسم محمد اسلم جلد: ٦ شماره مقاله:٢٤٩٤ |
اَبوالقاسِم مُحَمَّد اَسلَم، بديعالدين متخلص به منعمي، تاريخنگار سدة ١٢ق/١٨م و
مؤلف گوهرنامه عالم در تاريخ كشمير. آگاهي اندك ما از زندگي او همه برگرفته از
مطالبي است كه نويسنده در گوهرنامه فراهم آورده است. تخلص داشتن وي (اته، ٧٢I/I؛
ريو، فهرست، ٩٥٦/III؛ مارشال، ٣٩) نشان از شاعري او دارد، هرچند كه تاكنون اشعاري
از او ديده نشده است. بنا برمقدمة گوهرنامه پدر وي محمد اعظم كول نام داشته و متخلص
به مستغني بوده است (ريو، اته، همانجاها)؛ استوري، ٦٨٤/I). برخي از نويسندگان و
فهرستنويسان، محمد اعظم كول را مورخ دانسته و او را صاحب اثري به نام واقعیات
كشمير پنداشتهاند كه ابوالقاسم در تأليف اثر خويش، از آن بهرهها گرفته است
(ايرانيكا؛ اشرف، ٥٠٤/I؛ اته، استوري، همانجاها).
ابوالقاسم خود به استفاده از واقعیات كشمير اشاره كرده است (اته، ١٧٣/I)، اما اين
كتاب نه ازآن پدر او بلكه از نويسنده ديگري است به نام محمد اعظم ديده مري (دومري)
پسر خيرالزمان كه هيچگونه نسبتي با ابوالقاسم نداشته و از عرفا و مشايخ كشمير بوده
است (علي صاحب، ٢/١٨٠-١٨١).
اين تشابه اسمي بين محمد كول و محمد ديده مري سبب شده تا برخي اين دو را يكي دانسته
و واقعات كشمير را به محمد اعظم كول منسوب كنند (استوري، همانجا، اته، ١٧٢،I). در
رد اين نظريه ميتوان به مقدمه گوهرنامه استناد جست (ريو، همانجا) كه ابوالقاسم در
معرفي پدرش نه تنها هيچ تأليفي را به وي نسبت نداده، بلكه به هنگام معرفي مآخذ خويش
(اته، همانجا) به صراحت كتاب واقعات كشمير را از آن محمد اعظم ديده مري دانسته و از
رابطه خويشاوندي بين خود و او هم ذكري به ميان نياورده است.
درباره وابستگي به خاندانهاي حكومتي، اطلاع روشني وجود ندارد، اما از اشارات او در
بيان چگونگي به دست آوردن يكي از منابع كار خود برميآيد كه با خاندان اَِوَذ
ارتباط داشته است. او در اينباره ميگويد كه با اردوي وزير نواب او ، به اِتاوه
سفر كرده و در آنجا با يكي از بازماندگان حكمران چك كشمير ملاقات كرده و از وي مرآت
الاولياء را گرفته است (ايرانيكا، ريو، ذيل، ٥٧). تنها اثري كه به نام ابوالقاسم
ثبت شده گوهرنامه عالم است كه به نامهاي گوهرعالم و گوهرعالم تحفه للشاه، هم آمده
است (مارشال، اته، همانجا).
اين كتاب حاوي تاريخ كشمير از ادوار باستان تا اواخر سدة ١٢ق است (ريو، فهرست،
همانجا). زمان تأليف گوهرنامه دانسته نيست، اما ابوالقاسم در معرفي منابع خود از
مؤلف واقعات كشمير يعني خواجه محمداعظم، ديده مري با عنوان غفران پناه ياد ميكند
(اته، ١٧٣/I) كه نشان ميدهد نگارش گوهرنامه پس از مرگ خواجه محمد، يعني پس از
١١٧٩ق/١٧٦٥م، صورت پذيرفته است.
ابوالقاسم در تأليف گوهرنامه از منابع بيشماري سود جسته كه مهمترينشان اينهاست،
واقعات كشمير، مرآت الاولياء (ترجمه فارسي نورنامه از زبان كشميري توسط ملااحمد
علامه)، تاريخ رشيدي از ميرزا حيدر، منتخب التوريخ از حسن بيگ، درويشنامة حضرت
بابا نصيب، درجات السادات از خواجه محمد اسحاق، رسالة شيخ محمد مراد نقشبندي، مآثر
عالمگيري از مستعدخان، اقبال نامة جهانگيري از معتمدخان، نوادر الاخبار از محمد
امين بلخي و مجالس المؤمنين (همو، ١٧٣-١٧٢/I).
ابوالقاسم از ميان اين منابع به واقعات كشمير توجه بيشتري داشته و آن را اصل قرار
داده است و حوادث كشمير را كه در اين كتاب تا ١١٦٠ق/١٧٤٧م جلوتر نيامده بود، ادامه
داده و به ١٢٠٠ق رسانده است (مارشال، اشرف، همانجاها، اته، ١٧١/I؛ ريو، همانجا).
كتاب شامل يك مقدمه، ٦ فصل و يك خاتمه است. مقدمه در بيان جغرافياي طبيعي كشمير و
اماكن مختلف آن طبقه اول، در احوال سلاطين پيش از آدم ثاني (نوح) تا پاندوان؛ طبقه
دوم، در كيفيت حكومت هنديان پيش از اسلام، طبقة سوم، دربارة حكام مسلمان كشمير،
طبقة چهارم، سلاطين سلسلة چك، طبقة پنجم، سلاطين تيموري، طبقة ششم، تاريخ كشمير از
افاغنه دراني تا سال ختم كتاب. خاتمه در بيان عجايب كشمير (اشرف، ٥٠٦-٥٠٤/I، اته،
١٧٣/I، استوري، همانجا؛ ريو، همان، ٩٥٧/III).
مطالب هيچ يك از نسخههايي كه از گوهرنامه بر جاي مانده از فصل پنجم و حوادث سال
١١٥٠ در نگذشته است. درحالي كه بنابر مقدمه، گوهرنامه ميبايست فصل ششمي هم دربارة
ظهور افاغنه و پيروزيهاي احمدشاه دراني و نيز يك خاتمه دربارة عجايب كشمير داشته
بوده باشد (اته، استوري، همانجاها). ابوالقاسم پس از پايان تأليف گوهرنامه، اين
كتاب را به شاه عالم دوم (حك ١٧٥٩-١٧٨٦م)، هديه كرد (ريو، همانجا؛ اشرف، ٥٠٤/I).
آقابزرگ (٢٤/١٢٩)، كتاب نزهه الناظرين محمد اسلم قادري را به ابوالقاسم محمد نسبت
داده است كه درست نيست (نك: گلچين معاني، ٢/٨٠٠).
مآخذ: آقابزرگ، الذريعه، علي صاحب، تذكره علماي هند، لكهنو، ١٦١٤م؛ گلچين معاني،
احمد، تاريخ تذكرههاي فارسي، تهران، ١٣٥٠ش؛ نيز:
Ashraf, Muhammad, A Catalogue of the persian Manuscripts in the salar Jung
Museum & Library, Hyderabad, ١٩٦٥; Hthe, Hermann, Catalogue of the persian,
Turkish, Hindustani and pushtu Manuscripts, Oxford, ١٨٨٩; Iranica; Marshal, DN.,
Mughals in india, London, ١٩٨٥; Rieu, charles, Catalogue of the persian
Manuscripts in the British Museum, London, ١٨٨٣; id, supplement to the
catalogue…, london, ١٨٩٥; storey, C.A., persian literature, london, ١٩٧٠.
علي ميرانصاري