دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٤٤٦
| ابوفديک جلد: ٦ شماره مقاله:٢٤٤٦ |
ِبوفُديًكك، عبداللـه بن ثوربن سلمه حروري (مه ٧٣ق/٦٩٢م)، از سران خوارج، از
تيره بني سعدبن قيس ثعلبه كه فرقه فديكيه منسوب به اوست. از تاريخ زندگي ابوفديك
پيش از خروج و پيكار او با امويان آگاهي دردست نيست. در پي جدايي خوارج از عبداللـه
بن زبير ـ بهسبب خوشبيني او به عثمان بن عفان ـ نافع ابن ازرق و عدهاي ديگر در ٦٤
ق به بصره رفتند و ابوفديك با ابوطالوت از بني بكربن وائل و عطبه بن الاسود به سوي
يمامه تاختند (طبري، ٥/٥٦٦). سپس بهسبب اختلافهاييكه در ميان آنان پديد آمد، از
ابوطالوت جدا گشتند و به نجده بن عامر كه در يمامه خروج كرده بود، گرويدند و او را
اميرالمؤمنين خواندند. كار نجده در يمامه بالا گرفت و بحرين و عمان را نيز تصرف كرد
و چند سال فرمان راند (شهرستاني، ١/١٢٢-١٢٣؛ ابن ابي الحديد، ٤/١٣٣). اما بعدها
كارهايي از او سر زد كه خوارج نپسنديدند و از او روي گردانيدند و ابوفديك را به
اميري برداشتند (اشعري، ١/١٦٤)؛ شهرستاني، ١/١٢٤). به روايت طبري (٦/١٧٤). ابوفديك
در ٧٢ق نجده بن عامر را به قتل آورد، اما به گفتة ابن اثير (٤/٢٠٥-٢٠٦) چون
ابوفديك در ٦٥ق امارت يافت، در طلب نجده كه گريخته بود، برآمد و او را به دست
آورد و كشت خليفه بن خياط واقعة قتل نجده را در حوادث سا ل ٧٠ق آورده و يادآور شده
است كه در ٧١ق، مصعب بن زبير از بصره عبدالرحمن بن اسكاف را به مقابله ابوفديك
فرستاد. ولي عبدالرحمن شكست خورد (١/٣٣٨-٣٣٩). به هرحال ابوفديك پس از قتل نجده، از
عطيه بن اسود كه از سوي نجده بر منطقهاي فرمان ميراند، خواست به اطاعت او گردن
نهد، اما عطيه نيز او را به اطاعت از خود خواند و از آنجا كه كار به سامان نرسيد،
هريك به استقلال به كار خويش پرداخت و هم از اين روي دو فرقة فديكيه و عطويه ـ
منسوب به عطيه ـ از نجديه جدا شدند (اشعري، شهرستاني، همانجاها).
چون خالدبن عبداللـه قسري از سوي عبدالملك اموي ولايت بصره يافت، مقابله با ابوفديك
يكي از وظايف و دشواريهاي او برا ي تسلط بر كارها بود (بلاذري، ٤(١)٤٧٣، ٥/٣٤٦؛
طبري همانجا). از اين روي برادر خود اميه بن عبداللـه را به پيكار او فرستاد، ولي
اميه شكست خورد و عقب نشست (ابن قتيبه، ١/١٧١؛ بلاذري، ٤(١)٤٥٩، ٤٧٣). پس از آن
عمربن عبيداللـه با لشكري انبوه به مقابله او به بحرين رفت. در اين پيكار ابوفديك و
گروهي از يارانش كشته شدند و بقيه به اطاعت از امويان گردن نهادند. (طبري، ٦/١٩٣؛
سدوسي، ٧٨) اين واقعه به يوم ابي فديك مشهورشد (زبيري، ٨٨؛ ابن حزم، ٧١) و شاعران
دربارة آن شعرها سرودند (نك: بلاذري، ٥/٣٤٦؛ سدوسي، همانجا).
مآخذ: ابن ابي الحديد، عبدالحميد، بن هبه اللـه، شرح نهجالبلاغه به كوشش محمد
ابوالفضل ابراهيم قاهره، ١٣٧٩ق/١٩٥٩م؛ ابن اثير، الكامل، ابن حزم، علي بن احمد،
جمهره انساب العرب. بيروت ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ ابن قتيبه عباللـه بن مسلم عيون الاخبار،
بيروت، ١٣٤٣ق/١٩٢٥م، اشعري، علي بن اسماعيل، مقالات الاسلاميين، به كوشش محمد
محييالدين عبدالحميد، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ ج ٤ (١)، به كوشش احسان عباس، بيروت،
١٤٠٠ق/١٩٧٩م، خليفه بن خياط، تاريخ، به كوشش سهيل زكار، دمشق، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م،
زبيري، مصعب بن عبداللـه، نسب قريش، به كوشش لوي پرووانسال، قاهره، ١٣٧٢ق/١٩٥٣م؛
سدوسي، مورج بن عمرو، حذف من نسب قريش، به كوشش صلاحالدين منجد، بيروت،
١٣٩٦ق/١٩٧٦م، شهرستاني، محمدبن عبدالكريم، الملل والنحل به كوشش عبدالعزيز محمد
وكيل، قاهره، ١٣٨٧ق/١٩٦٨م؛ طبري، تاريخ.
يدالله غلامي