ماهنامه موعود
(١)
شماره هشتاد و نهم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
امّا بعد
٢ ص
(٤)
از ميان خبرها
٥ ص
(٥)
آخرين آمار فيلم و كتاب هاى انحرافى
٥ ص
(٦)
افزايش چشمگير شيعه
٥ ص
(٧)
اسلام شناسان انگليسى در پاكستان
٥ ص
(٨)
هم دستى سعودى ها در كشتار شيعيان يمن
٦ ص
(٩)
اسرائيل رو به نابودى
٦ ص
(١٠)
جريان مردمى مبارزه با بهائيت
٦ ص
(١١)
تهديد به مرگ اسقف انگليسى به سبب حمايت از مسلمانان
٦ ص
(١٢)
تحركات شيطان پرستان در تهران
٦ ص
(١٣)
مأموريت تازه سيا در ايران
٧ ص
(١٤)
اهانت واتيكان به اسلام
٧ ص
(١٥)
دولت هلند يك سوره به قرآن اضافه كرد!
٧ ص
(١٦)
راه اندازى سايت تفسير قرآن توسط صهيونيست ها!
٧ ص
(١٧)
ناگفته هاى تاريخ جنگ هاى صليبى
٨ ص
(١٨)
عوامل پيدايش معنويتهاى نوظهور
١٢ ص
(١٩)
شيداى فطرى
١٣ ص
(٢٠)
بن بست فلسفه مدرن
١٣ ص
(٢١)
شب آرزوها
١٤ ص
(٢٢)
آشناى ناشناخته
١٥ ص
(٢٣)
مدّعيان دروغين
١٦ ص
(٢٤)
اقدام علماى عراق در برابر گروه يمانى
١٦ ص
(٢٥)
فتواى مراجع تقليد عراق
١٧ ص
(٢٦)
1 ادعاى سفارت
١٨ ص
(٢٧)
2 ادعاى مهدويت
١٨ ص
(٢٨)
اميل نيتريت
٢١ ص
(٢٩)
آژانس امنيت ملى آمريكا
٢٢ ص
(٣٠)
آژانس امنيت ملى آمريكا چيست؟
٢٣ ص
(٣١)
اينترنت، تحت كنترل شديد
٢٤ ص
(٣٢)
رسوايى اشيلون
٢٤ ص
(٣٣)
پيمان يوكوزا
٢٤ ص
(٣٤)
شبكه اشيلون
٢٥ ص
(٣٥)
محدوديت هاى آژانس امنيت ملى آمريكا
٢٥ ص
(٣٦)
رويكرد استرتژيك به اخبار آخرالزمان
٢٦ ص
(٣٧)
2 درك فلسفه تاريخى از ظهور
٢٦ ص
(٣٨)
پاسخ به برداشت ها
٢٧ ص
(٣٩)
تفسير اين روايات
٢٨ ص
(٤٠)
جمع بندى
٢٨ ص
(٤١)
نشانه هاى پايان
٣١ ص
(٤٢)
سالانه 700 هزار نفر براى سوء استفاده جنسى قاچاق مى شوند
٣١ ص
(٤٣)
توزيع ناعادلانه درآمد در آمريكا
٣١ ص
(٤٤)
84 درصد سكوت در برابر تجاوز
٣١ ص
(٤٥)
تخريب جنگل ها در كانادا
٣٢ ص
(٤٦)
در كشور متمدن سوئيس!
٣٢ ص
(٤٧)
افزايش 300 درصدى كودكان روسپى در هلند
٣٢ ص
(٤٨)
صدور زنان روسپى اسرائيلى
٣٢ ص
(٤٩)
سالانه نيم ميليون آسيايى در اثر آلودگى هوا مى ميرند
٣٢ ص
(٥٠)
روزانه 3 ميليارد ريال هزينه گل هاى ماشين عروس در تهران
٣٢ ص
(٥١)
سالانه 20 ميليون تن مواد غذايى در ايران به سبد ضايعات ريخته مى شود
٣٢ ص
(٥٢)
امامت عهد الهى
٣٣ ص
(٥٣)
عظمت امامت
٣٤ ص
(٥٤)
امامت، فرمان روايى بزرگ
٣٥ ص
(٥٥)
امامت، بالاترين مقامات روحانى
٣٦ ص
(٥٦)
امامان، پايه هاى توحيد
٣٨ ص
(٥٧)
لازمه توحيد، اعتقاد به ولايت امامان (ع)
٣٨ ص
(٥٨)
سند طلايى حديث سلسلة الذهب
٣٩ ص
(٥٩)
امتياز ويژه حديث سلسلةالذهب
٣٩ ص
(٦٠)
ارزش اعتقاد به ولايت اهل بيت (ع)
٣٩ ص
(٦١)
تشرّف گروهى از جنّيان به محضر امام باقر (ع)
٤٠ ص
(٦٢)
استمداد گرگ بيابان از امام باقر (ع)
٤١ ص
(٦٣)
تأسيس شيعه
٤٢ ص
(٦٤)
چرا پيامبر (ص)، على (ع) را منصوب كرد؟
٤٢ ص
(٦٥)
آغاز تشيع
٤٢ ص
(٦٦)
تأييدكنندگان اين روايات
٤٣ ص
(٦٧)
ساير ديدگاه ها
٤٤ ص
(٦٨)
پرسش شما، پاسخ موعود
٤٦ ص
(٦٩)
اشاره
٤٦ ص
(٧٠)
1 مفهوم «اهل بيت»
٤٦ ص
(٧١)
2 مصاديق «اهل بيت»
٤٧ ص
(٧٢)
3 اهل بيت (ع) به بيان پيامبر (ص)
٤٧ ص
(٧٣)
مهربانى شفاف
٤٩ ص
(٧٤)
ولادت فاطمه زهرا (س)
٥٠ ص
(٧٥)
صلوات بر فاطمه (س)
٥٢ ص
(٧٦)
على (ع) و ايرانيان
٥٣ ص
(٧٧)
ديدار «الابناء» با على (ع)
٥٣ ص
(٧٨)
فتوحات اسلامى پس از رحلت پيامبر (ص)
٥٣ ص
(٧٩)
فتح ايران و پيدايش طبقه موالى
٥٤ ص
(٨٠)
على (ع) خونخواه هرمزان ايرانى
٥٤ ص
(٨١)
دفاع على (ع) از حمراء
٥٤ ص
(٨٢)
جنگ جمل و حمايت ايرانيان از على (ع)
٥٥ ص
(٨٣)
هداياى ايرانيان به على (ع)
٥٥ ص
(٨٤)
با يار آشنا
٥٦ ص
(٨٥)
ميهمان ماه
٥٧ ص
(٨٦)
چشم انتظار
٥٧ ص
(٨٧)
كى مى رسى از راه ؟
٥٧ ص
(٨٨)
شعر و ادب
٥٨ ص
(٨٩)
گر بيايى !
٥٨ ص
(٩٠)
در دوردست
٥٨ ص
(٩١)
كلاغ پر
٥٩ ص
(٩٢)
«على» سؤال من است!
٥٩ ص
(٩٣)
كرامات امام هادى (ع)
٦٠ ص
(٩٤)
اشاره
٦٠ ص
(٩٥)
احترام پرندگان به امام هادى (ع)
٦٠ ص
(٩٦)
آگاهى امام هادى (ع) از سؤال اصحاب
٦٠ ص
(٩٧)
امام هادى (ع) و شفاى نابينا
٦٠ ص
(٩٨)
واثق مُرد، ابن زيات كشته شد
٦١ ص
(٩٩)
هرگز با وى همنشين نمى شوى!
٦١ ص
(١٠٠)
بازگرد جز خير چيزى نمى بينى!
٦١ ص
(١٠١)
چنين گمانى نكن!
٦١ ص
(١٠٢)
پدرم شهيد شد
٦١ ص
(١٠٣)
جبّه زن قمى را بازگردان
٦٢ ص
(١٠٤)
حاضر جوابى سيد شرف الدين
٦٢ ص
(١٠٥)
دانستنى هايى درباره مهدويت
٦٣ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - ولادت فاطمه زهرا (س)

رواياتى كه نقل شد و احاديثى كه از قول پيامبر اكرم (ص) در اين موضوع بيان مى‌شود، همگى عبارات كتب عامّه است كه شيعه و سنّى در صحّت آنها متّفق القولند:

فاطمه پاره تن من است، هر كس او را خشمگين كند، مرا به خشم آورده است.[١]

فاطمه پاره تن من است، آنچه فاطمه را بيازارد مرا نيز آزرده مى‌سازد، و آنچه فاطمه را به خشم آورد مرا هم غضبناك مى‌كند.

فاطمه پاره تن من است، آنچه او را داگير كند مرا گرفته خاطر مى‌سازد، و آنچه او را مسرور گرداند مرا شاد مى‌نمايد.

فاطمه پاره تن من است، آنچه او را آزرده كند مرا مى‌آزاراد، و آنچه او را به زحمت اندازد مرا دچار مشقّت مى‌نمايد.

هدف و منظور ما از نقل اين احاديث شريف در منقبت حضرت زهرا (س) اين است كه بر همگان ثابت شود موضوع محبّت و يارى آن حضرت، و يا بغض و دشمنى و اذيّت او، عيناً همانند محبّت و دوستى با پيامبر اكرم (ص) و يا عداوت و عناد نسبت به مقام نبوّت است؛ و اعتقاد داشتن به اين مطلب، هرگز منحصر به يك مذهب خاص نيست، بلكه اين موضوع كاملًا اسلامى‌و كلّى است، و بدون ترديد از معتقدات تمام مسلمين جهان است.[٢]

چون مطلبِ مورد بحث در نزد علماى عامّه نيز بسيار حائز اهميّت است و با اين روايات شريفه كه ذكر شد به طور صريح استدلال و ثابت كرده‌اند كه هر كس نسبت به حضرت زهرا محبّت نداشته، و يا به نحوى از انحاء او را آزرده باشد كافر است، لذا ما اين موضوع را عميقاً مورد بررسى قرار مى‌دهيم.

گاهى مطلبى را معتقدان به يك مذهب عنوان مى‌كنند، و گاهى موضوعى صد در صد عمومى‌و اسلامى است و با توجه به مدارك و اسنادى كه از دانشمندان فريقين (شيعه و سنّى) نقل شده است، كاملًا ثابت مى‌شود كه اين مطلب اسلامى است كه: هر كس حضرت صدّيقه (س) را آزار و اذيت نمايد و آن حضرت از او دل آزرده و ناخشنود باشد، كافر است.

روايتى است فوق العاده مهم و حيرت انگيز از پيامبر اكرم كه آن حضرت فرمود:

همانا خداوند تبارك و تعالى غضب مى‌كند هنگامى‌كه فاطمه به خشم آيد، و راضى مى‌شود آنگاه كه او راضى و خشنود گردد.

و در روايت ديگر خطاب به فاطمه (س) فرمود:

يا فاطمه، خدا با غضب تو غضب مى‌كند و با رضاى تو راضى مى‌گردد.

اين دو روايت عجيب را عدّه زيادى از دانشمندان عامّه نقل كرده‌اند.[٣]

با توجه به اينكه هر بشر حالات مختلفى دارد، و در هر ساعت دستخوش تحوّلات گوناگون است، معقول نيست كه بشرى در تمام لحظات زندگانى، با وجود آن همه دگرگونى‌ها، هميشه و همه جا مورد توجه خدا بوده؛ و رضايتش رضاى خدا، غضبش خشم خدا، مسرّتش خشنودى خدا، محبّتش حبّ خدا، و دشمنى با او دشمنى با خدا باشد؛ و بر هر كسى به اين بشر به چشم حقارت نگاه كند، خدا نيز با نظر حقارت بر او بنگرد، مگر اينكه صاحب مقام ولايت مطلقه بوده باشد؛ و به اعتبار همان مقام كه عيناً پيامبر اكرم (ص) و اميرالمؤمنين (ع) نيز دارا هستند، تنها اين موضوع امكان پذير مى‌باشد.

فاطمه (س) وجود مقدّسى است كه پيامبر اكرم (ص) يك عمر او را به تمام امّتش معرّفى كرده، و مقامات معنوى‌اش را بيان فرموده است.

چنان‌كه گفته شد، كاملًا روشن و مبرهن است آن بشرى كه محبّتش محبّت خدا، اطاعتش اطاعت خدا، رضايتش رضايت خدا، مخالفتش مخالفت خدا، سَخَطش سخط خدا، غضبش غضب خداست، لازمه‌اش اين است كه بايد صاحب مقام شامخ ولايت مطلقه باشد، و در نتيجه هر كس به صاحب ولايت ايمان نياورد و محبّتش را در دل نداشته باشد كافر است، و اين مطلبى است كه علماى عامه نيز به آن ايمان و اعتقاد دارند كه در اينجا نقل بعضى از عبارات آنها مفيد و ضرورى است:

ابو القاسم سهيلى (م ٥٨١ هجرى) در كتاب الرّوض الانُف مى‌نويسد:

«هنگامى‌كه رِفاعَه از گناهى كه مرتكب شده بود توبه كرد، خودش را به چوب توبه محكم بست و سوگند خورد هرگز آن بند را نگشايد مگر اينكه محمّد بن عبدالله به دست خود آن را باز فرمايد، و اين را نشان قبول شدن توبه خود قرار داده بود، تا اينكه آيه قبول شدن توبه او از جانب پروردگار نازل شد.[٤] و در آن هنگام حضرت فاطمه اراده فرمود آن بندها را بگشايد، ولى ابولُبابَه گفت: كسى جز پيامبر نبايد مرا از بند رها نمايد، زيرا من به اين امر سوگند ياد كرده‌ام، و چون سخن به گوش پيامبر اكرم رسيد، حضرت فرمود: «همانا فاطمه پاره تن من است».

درود خدا بر پيامبر و فاطمه. (سپس راوى حديث چنين نتيجه مى‌گيرد كه) اين حديث دلالت دارد بر اينكه هر كس فاطمه را دشنام دهد كافر مى‌شود، و هر كس بر او صلوات فرستد، برابر است با صلوات بر پدرش رسول خدا».[٥]

در كيفيّت صلوات و سلام بر او و زيارتش اخبارى از پيامبر اكرم نقل شده است كه همه نشانگر اين است كه حضرت زهرا- همانند رسول خدا- در اين مطالب كاملًا استقلال داشته و صلوات و زياراتى مخصوص به خود دارد. اين روايت را ابن‌حجر نيز در شرح كتاب جامع صغير نقل كرده است، و جالبتر اينكه زين الدّين مُناوى- صاحب كتاب كُنوز الدَّقائق- ضمن بيان اين حديث مى‌گويد:

«ابو القاسم سهيلى با حديث شريف [فاطمةٌ بَضعَةٌ مِنّى ...] استدلال مى‌كند كه هر كس فاطمه را دشنام دهد كافر است [چون اين عمل مُشعر بر بغض او نسبت به آن حضرت است و خدا چنين كسى را دشمن مى‌دارد و هر كسى را كه خدا دشمن بدارد يقيناً كافر است‌]، سهيلى از همين حديث نتيجه مى‌گيرد كه: فاطمه از شيخين [يعنى ابوبكر و عمر] نيز برتر است.[٦]

ابن حجر مى‌گويد: «آزار و اذيت فاطمه حرام است، زيرا هر