ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - جمع بندى
به تدريج در بين اهل فن نضج گيرد، به زودى محصولات اين اجتهاد نيز مثل اجتهاد در فروع احكام و از اخبار عملى قرآن و عترت محكم و قابل دفاع علمى خواهد شد.
٢. فرهنگسازى لازم در مردم براى عدم خلط زمينهسازى با تطبيق و توقيت: روى ديگر اين سكه مخاطبان و عامه مردماند. به آنها بايد آموزاند كه هر اقدام زمينهسازانه و استراتژى فردانگرانه الزاماً به معناى علامت و نشانه شدن براى ظهور نمىباشد تا شائبه شمارش معكوس ظهور و توقيت به ذهن بيايد. براى نمونه اگر متأثر از روايات پراكنده در ابواب متفاوت حديثى رساندن ايران (فارس) به يك جامعه شيعى يكى از اقدامات زمينهساز تلقى شد؛ همكارى علماى شيعه از لبنان و نجف با حكومت صفويه براى رسيدن به اين مقصود غير از ضرورت و توجيه بالفعل در آن ظرف زمانى، مبتنى بر استراتژى براى فردا هم هست. اما اين بدان معنا نيست كه حكومت صفويه- كه موجبات تشكيل جامعه يكپارچه شيعى ايران شد- الزاماً علامت ظهور است و به دولت كريمه امام عصر (ع) متصل مىشود. از همين رو علامه مجلسى گرچه قيام كننده از گيلان در روايات را به شاه اسماعيل صفوى تطبيق مىدهد اما تصريح مىكند: «قيام قائم لازم نيست بلافاصله پس از اينها رخ دهد[١] و فقط در لسان دعا، نه اخبار از خدا مىخواهد كه دولت صفوى به دولت قائم بپيوندند».[٢]
نمونه ديگر؛ اگر سهمى از هجرت آيت الله شيخ عبدالكريم حائرى از اراك به قم و تأسيس حوزه علميه قم، از آن اخبار آخرالزّمانى درباره اين حوزه و نقش زمينهسازى آن در ظهور باشد و از اين رو آن اقدام را استراتژيك كرده باشد، بدين معنا نيست كه با اوج گرفتن حوزه قم و افول حوزه نجف، ظهور اتفاق مىافتد ولو مىتوان به راحتى گفت، شكوفايى حوزه قم، زمينهسازى براى ظهور حضرت حجّت است، به ويژه آنكه روايت تصريح داشت:
حجت بودن قم تا زمان ظهور [هر وقت كه باشد] خواهد بود.[٣]
نمونه ديگر؛ فرض كنيد در همه ناملايمات و طوفانها در كنار دهها دليل عقلى و شرعى براى قيام عليه سلطنت پهلوى و هم مقاومت در تمام دوران طولانى انقلاب اسلامى ٥٧ روايات آخرالزمان درباره زمينه سازى مردمى از مشرق و به خصوص خبر امام موسى بن جعفر (ع) مبنى بر «وقوع انقلابى از قم و سپس جنگى سخت و عاقبتى خوب براى اين انقلاب»[٤] هم در ذهن و ضمير امام مجاهد ما كارگر افتاده باشد و از اين رو با قاطعيت بفرمايد شاه بايد برود و نزد عالمان برجسته نجف از شدنى بودن اين كار سخن بگويد و پس از انقلاب بفرمايد: «با اتكال به خداى تبارك و تعالى و پشتيبانى صاحب اين كشور امام زمان (ع) اين مقصد را به آخر برسانيد و خواهيد رسانيد».[٥] البته اينها رويكردى استراتژيك به اخبار آخرالزمان است اما هرگز به معنى توقيت نيست كه مثلًا پس از دفاع مقدس، ظهور اتفاق مىافتد! حتى تطبيق اين انقلاب با خروج خراسانى نيازمند گذر مقبول از متد و مدل تعيين مختصات ظهور است و نمىتوان استحسانى سخن گفت.
پىنوشتها:
[١]. سوره اعراف (٧)، آيه ١٨٧.
[٢]. كمال الدين و تمام النعمه، شيخ صدوق، ج ٢، ص ٣٧٣.
[٣]. سوره زخرف (٤٣)، آيه ٦٦.
[٤]. بحارالانوار، مجلسى، ج ٢٤، ص ١٦٤، ح ٤.
[٥]. سوره نحل (١٦)، آيه ١.
[٦]. الغيبه، نعمانى، ص ١٢٨
[٧]. الكافى، ج ١، ص ٣٦٨، ح ٢.
[٨]. الغيبه، نعمانى، ص ٣٢٠، ح ١٠.
[٩]. الكافى، ج ٦، ص ٥٣٥، ح ١.
[١٠]. كمال الدين و تمام النعمه، ص ٣٨٤.
[١١]. كتاب الغيبه، شيخ طوسى، ص ١٧٦.
[١٢]. الكافى، ج ٢، ص ٤٦٩.
[١٣]. نهج البلاغه، ترجمه فيض الاسلام، حكمت ٣٣٠.
[١٤]. الكافى، ج ١، صص ٩- ٣٦٨.
[١٥]. همان، ص ٣٦٥، ح ٦.
[١٦]. بحارالانوار، ج ٥١، ص ١٥٧.
[١٧]. كتاب الغيبه، ص ٥٣.
[١٨]. الغيبه، ص ٣٠٣، باب ١٦، ح ٨.
[١٩]. همان، ص ٣٠٤، ح ١٩.
[٢٠]. بحارالانوار، ج ٤٤، ص ٢٥.
[٢١]. همان، ج ٥٢، ص ٢٣٦.
[٢٢]. ر. ك: همان، ص ٢٤٣.
[٢٣]. همان، ج ٦٠، ص ٢١٢.
[٢٤]. همان، ص ٢١٦.
[٢٥]. صحيفه نور، ج ١٤، ص ٢١٢.