ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - شرق اسلامى موجد تمدن فردا
شرق اسلامى موجد تمدن فردا
اسماعيل شفيعى سروستانى
در طول تاريخ، اقوام معين و انگشت شمارى را مىتوان سراغ گرفت كه موفق به ارائه نقش مهم تاريخى، فرهنگسازى و بر كشيدن تمدن شدند. تعداد اقوام و مللى كه بر روى زمين پراكنده هستند، زياد است اما همه آنها قادر نبوده و نيستند در تاريخ نقشى ماندگار بگذارند؛ فرهنگى را جارى كنند و تمدنى را بر كشند. شايد دليل اين مسئله اين است كه ظهور تمام عيار در عرصه تاريخ ملزوماتى لازم دارد كه از آن همه ملل نيست. به عبارت ديگر همه اقوام صاحب اين ويژگىها نيستند.
هيچ صورتى از تمدن بلند نمىشود مگر اينكه پشتوانه فرهنگى قوى داشته باشد. يعنى شرط مقدمه ظهور يك تمدن، پشتوانه فرهنگى است. جمعيتى كه يك باره از دل جنگل بيرون زده نمىتواند سازنده تمدنى رفيع باشد. نمىتواند يك سازمان اجتماعى بزرگ بسازد. او در ابتدا به پيشنياز فرهنگى محتاج است. بنابراين مىبايست ساختار سالم و جامع فرهنگى داشته باشد تا بتواند به اتكاى آن تمدنى را بر كشد. همچنانكه به يك ساختمان فرهنگى نياز دارد، به يك بن و پايه فكرى هم نياز دارد.
نماى بيرونى يك ساختمان از بيرون قابل ديدن است اما فضاى درونى بنا در نگاه اول ديده نمىشود. پايه و بن ساختمان هم كه در دل زمين است، ديده نمىشود. آنچه كه بيرون است و ديده مىشود تمدن است. تمدن چيزى جز رويه بيرون و فاش و عريان حيات يك قوم در عرصه زمين نيست.
همه قبول مىكنيم كه بنايى كه ساخته شده معمارى داشته اما آن معمار پنهان است. اگر معمارى نداشت اين قد و قواره و شكل و شمايل را پيدا نمىكرد. و اين ديوارها و پنجرهها نيز مجال ايستادن پيدا نمىكردند. اينكه اتاق و آشپزخانه و اجزاى ساختمان معنا