ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - شعبده بازان صحنه علم وفرهنگ
راه ميان مشهد و كربلا و نجف را پياده طى كرد تا راه به جايى برد. با اين همه، هيچ كس در شرح سوانح احوالش ننوشته كه مدعى «طى الارض» شده باشد.
به بركت همين شلوغ بازار است كه اين روزها، «دلالان فرهنگى» به راه افتاده و از سفره گشاد و حاتم بخشى برخى سازمان ها و نهادهاى رسمى و بودجه دولتى هر رطب و يابسى را به هم مى بافند گروه هاى پژوهشى به راه مى اندازند، جشنواره ها و همايش ها برپا مى كنند آن هم با صدگونه كورباش و دورباش در سالن هايى به بزرگى زمين چمن استاديوم آزادى و دست آخر هم چند جزوه سيمى شده و چند مجموعه از مقاله هاى رسيده و يا سفارش داده شده را به عنوان حاصل كار و چاره همه مشكلات ريز و درشت سياسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى تقديم حضرات صاحب منصبان مى كنند تا مبادا از صرف هفت، هشت ميليارد پول بى زبان وجدانشان تير بكشد و آنچه از قبل آن به جيب مبارك مى ريزند به جانشان ننشيند و قاتل جانشان بشود. در حالى كه با هزينه همان برنامه ها مى شد تمامى مشكلات مورد گفت وگو را برطرف كرد.
تعداد ساختمان ها، ادارات و پروژه هاى فرهنگى و مذهبى در دست اجرا كه جملگى مشغول به فعاليت حول موضوع و عنوانى واحد و مشتركند و جملگى هم از كيسه مردم تغذيه مى كنند در تهران و قم خارج از شمار است.
در برخى دستگاه ها كه كار بسيار سهل شده است، خودشان برنامه مى سازند، خودشان از موفقيت برنامه ها آمار مى دهند، خودشان به خودشان جوايز ويژه اعطا مى كنند و گاه با برپايى جلسات نقد و بررسى، آراى مثبت و دلخواه خود را از زبان مردم پخش مى كنند تا چشم همه را كور و زبان همه را بسته باشند. اگر هم زبان در نقد عملكردشان باز كنى، وكيل و ديوان دعاوى را به رخ مى كشند يا تو را متهم به مخالفت با اصول و فروع مسلم و حقه مى كنند تا از ميدان به در كرده باشند.
روزى در يكى از برنامه هاى تلويزيونى از زبان كارشناسى شنيدم كه مى گفت در هيچ كجاى جهان به اندازه كشور خودمان امكان به دست آوردن راحت و ساده پول وجود ندارد. پر بى راه هم نمى گفت. وقتى هر از چندى جماعتى بيايند و همه پيشينيان را بر خطا و خود را مصيب و بر صواب معرفى كنند همين مى شود؛ يعنى همه بازى از نو، همه تجربه ها از نو، همه نيروها از نو.
جماعتى ديگر هم كه در پررويى سنگ پاى قزوين را از رو برده اند، گمان مى كنند در شهر كوران و كران زندگى مى كنند. طرح و برنامه و قول ديگران را به نام خود مصادره مى كنند، آنها را پس و پيش مى كنند و با مقدمه اى و مؤخره اى به نام خود قالب مى زنند و از آن وسيله اى براى ارتقا به بلنداى برج و بارو مى سازند و آنگاه درها را بر مردان مرد از قبيله دانايى و تجربه و صداقت مى بندند تا مبادا عرصه بر آنها تنگ و پايه هاى صندلى و منصبشان سست شود. اينان شعبده بازان عرصه علم و فرهنگ و هنرند.
بگذريم، شرح اين هجران و اين خون جگر- اين زمان بگذار تا وقت دگر.
در پايان اجازه مى خواهم حرف خودم را پس بگيرم. اشكالى دارد؟ اين را هم بگذاريد كنار ساير مطالب.
آن طور هم كه مى پندارند نيست. كار به غايت سخت است اگر جايگاه علم و فرهنگ و معرفت دانسته شود. كار بسيار سخت است، وقتى دانسته شود «چشمى بينا نظاره گر ماست و امام عادل منتظر ما» كار بسيار سخت است وقتى دانسته شود آن امام عادل، ناظر و منتظر مى فرمايد:
ما از اخبار و اوضاع شما كاملًا آگاهيم و هيچ يك از آنها بر ما پوشيده نيست.[١]
ما را از شيعيان دور نگه نمى دارد، مگر كردارهاى آنان كه به ما مى رسد و براى ما ناخوشايند و دور از انتظار است.[٢]
هر كس به [ناحق] چيزى از اموال ما را بخورد همانا آتش در شكم خود مى خورد و به زودى در آتش جهنم مى افتد.[٣]
نظر شما چيست؟ ساده است يا سخت؟
سردبير
پى نوشت ها:
[١]. محمّد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٥٣، ص ١٧٥.
[٢]. شيخ صدوق، كمال الدين، ص ٥٢١.
[٣]. محمّد باقر مجلسى، همان، ج ٥٣، ص ١٧٧.