ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - آقاى من!
در حالى كه مىدانيم فرهنگ و تمدن انسان مدار غرب كه مبتنى بر انانيت و نفسانيت و تحول خود بنياد و جزئى بشر است مصداق بارز فرهنگ الحادى و كفرآميز مىباشد كه در تضاد با نوع نگرش دين محور و ولايت مدار شيعى و اسلامى قرار دارد. به تعبير يكى از صاحبنظران:
«هر عالمى رنگ و بويى دارد كه اهلش آن را مىشناسند.» آنكه در عالم دينى سير مىكند، سير در عبوديت دارد و آنكه در عالم غربى است سير در انانيت، چنانكه در مبادى آن، انسان با مراجعه به خود و روىگردانى از مبدأ آسمانى، خودكامى پيشه ساخت، از اينرو در اين عالم همه چيز بوى انانيت دارد، چنانكه فرهنگ و ادب غرب و حاصل و محصول آن همين را فرياد مىكند. در اين ديار انسان مؤدب به ادب بندگى نيست، ادب عصيان دارد، ادبياتش هم، چون موسيقى و معمارىاش اناالحق فرعونى سر مىدهد، كبر مىورزد و با طغيانگرى در برابر فرمان حق مىايستد و هلمنمبارز مىطلبد. در عالم دينى همه چيز رنگ و بوى عبوديت دارد. آنكه در عالم دينى سير مىكند خانهاش بى هيچ عبارت و جملهاى «عبد بودن» او را منعكس مىسازد. نيازى به جار زدن و اعلام رسانهاى و شعارنويسى ندارد. همه شهر و بازارش هم بوى «انا العبد» و «انت المولا» مىدهد.
دروازه ورود به عالم دين، «عبوديت» و دروازه ورود به عالم غربى «انانيت» است، خروج از عالم غربى هم ممكن نيست مگر آنكه مهاجر الىالله از دروازه «نفى خود» بگذرد، در حقيقت شيشه عمر اين غول «نفى خود» است.[١]
بنابراين ورود به عالم غربى با اثبات خود و ورود به عالم دينى، با نفى خود امكانپذير است و چون مهدويت بينش ولايت مدارى است و غرب به بينش انسان مدارى، فلذا لازمه پذيرش الگوهاى فرنگى و مدنى غرب، پذيرش ادب غربى است و ادب غربى كه مبتنى بر اومانيسم و انسان مدارى است، در تضاد با ادب الهى است. زيرا مىدانيم در فرهنگ و تمدن اومانيستى غرب، انسان نه نشانه خدا، بلكه آلترناتيو و رقيب خداوند است، در حالى كه در فرهنگ اسلامى، قرآنى و مهدوى، انسان نه رقيب خدا، بلكه آيت و نشانه عظماى خدا، خليفة الله و بقيّةالله است و چون ادب غربى مبتنى بر نفى حق و اثبات خود مىباشد، بديهى است كه چنين ادبى در تضاد با ادب الهى است كه بر نفى خود و اثبات حق بنا شده است. بنابراين تخلّق مسلمان به اخلاق و ادب غربى منجر به شكشتن ادب دينى و غربت و يا ناخشنودى قلب نازنين آقا بقيةاللهاعظم (ع) مىگردد، زيرا امام (ع) در عصر كنونى، مظهر تامّه لطف خداوند و واسطه فيضالهى بر بندگانش است و به همين جهت، عدم رعايت ادب الهى منجر به محروميت از لطف حق يعنى از وجود مقدس و پر بركت امام (ع) در عصر غيبت و همچنين منجر به استمرار غيبت آن بزرگوار مىگردد كه به قول مولوى:
|
از خدا جوييم توفيق ادب |
بىادب محرم ماند از لطف حق |
|
|
بىادب تنها نه خود را داشت بد |
بلكه آتش بر همه آفاق زد[٢] |