ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - ١ نشناختن راستين امام (ع)
ضلالت قبل از اسلام است. بنابراين مطابق اين حديث، اگر مسلمانى، يعنى كسى كه توحيد و نبوّت و قرآن و قيامت و ديگر مبانى دين را پذيرفته و به واجبات دين، اهتمام نموده است بميرد، ولى در آن حال، امام معصوم زمان خويش را نشناخته باشد، او نامسلمان مرده است و دين او همان كفر و ضلالتِ مشركان قبل از اسلام تلقى خواهد شد و از اسلام، توحيد، نبوّت، تقوى و عبادت خود نفعى نخواهد برد. لفظ جاهليت در اين نقل از حديث توصيف روشنترى يافته است. راوى مىگويد از امام صادق (ع) پرسيدم: آيا رسول خدا (ص) فرمودهاند:
من مات و لا يعرف إمامه مات ميتةً جاهليّةً؟
فرمودند: آرى. عرض كردم: اين جاهليت به معنى جاهليت ايام نادانى قبل از اسلام است يا منظور، جاهليتِ عدم آشنايى با امام مىباشد؟ به تعبير صريحتر، يعنى آيا جاهليت چنين كسى در همه زمينهها، و مطلق بوده و يا در محدوده خاص امامت است و به ديگر محدودههاى دين لطمه نمىزند؟
امام صادق (ع) فرمودند:
جاهليّة كفرٍ و نفاقٍ و ضلالٍ. ٥
جاهليت او از سنخ جاهليت كفار، منافقان و گمراهان است.
يعنى جاهليت چنين كسى، مطلق است و لذا گمراهى از امامت، مساوى با گمراهى در تمامى مبانى دين خواهد بود.
علامه امينى (ره) صاحب كتاب گرانسنگ الغدير مىفرمودند: «در سفرى به سوريه، دانشمندان آن ديار، به ملاقات من آمدند. در مجلسى از بزرگان اهل سنّت آن منطقه، يكى از آنان به من رو كرد و گفت: آيا در اسلام جز ولايت و امامت، اصلى ديگر وجود ندارد كه تو فقط درباره ولايت و غدير و مفاهيم مربوطه مىنويسى؟ آيا اسلام، توحيد ندارد، معاد ندارد، نبوّت، قرآن، اخلاق و احكام ندارد؟ من هر چه فكر كردم كه به اين فرد سنّى در مجمعى از اهل سنّت چه جوابى بدهم كه دندانشكن باشد، چيزى به ذهنم نيامد. قلباً به حضرت اميرالمؤمنين (ع) متوسّل شدم كه من در اين جمع، زبان شما اهلبيت هستم، مرا يارى دهيد تا بتوانم از منطق شما دفاع كنم. به عنايت مولا به ذهنم رسيد كه به اين حديث شريف استناد كنم. لذا روايت: «من مات و لم يعرف إمام زمانه مات ميتّة جاهليه را خواندم» مدارك آن را بيان كرده، معناى آن را توضيح دادم و گفتم: اين كار كه فقط از ولايت مىگويم و مىنويسم، سليقه من نيست، بلكه فرمايش رسول خدا (ص) در اين حديث است كه كسى كه ولايت ندارد، از توحيد، نبوت، معاد، قرآن و احكام بهرهاى نمىبرد. آنها در مقابل اين استدلال من ساكت شدند»[١]
فردى از امام صادق (ع) پرسيد: آيا كسى كه به ائمّه قبل، معرفت داشته باشد و فقط امام زمان خويش را نشناسد، مؤمن است؟ فرمودند: خير![٢]
و باز از امام صادق (ع) نقل شده كه فرمود:
كسى كه به امامت پدران من اقرار نموده، امامت فرزندان معصوم مرا نيز بپذيرد، ولى مهدى را كه از فرزندان من خواهد بود انكار كند، مانند كسى است كه نبوت جميع انبيا را پذيرفته، نبوت پيامبر اكرم (ص) را انكار نمايد.[٣]
رسولاكرم (ص) نيز فرمودند:
كسى كه در ايام غيبت مهدى از فرزندان من، او را انكار نمايد و بميرد، به مرگ جاهليت از دنيا رفته است.[٤]
اين در حالى است كه سفارش خداى سبحان به مؤمنان اين است كه مسلمان بميريد. لذا در آيه ١٠٢ سوره مباركه آل عمران مىفرمايد:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ.
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از خدا آن گونه كه حقّ پروا كردن از اوست پروا كنيد؛ و زينهار جز مسلمان نميريد.
در آيه ١٣٢ سوره مباركه بقره نيز مىفرمايد:
وَ وَصَّى بِها إِبْراهِيمُ بَنِيهِ وَ يَعْقُوبُ يا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ.
ابراهيم و يعقوب، فرزندانشان را به آئين الهى سفارش كردند و گفتند فرزندان من، خدا دين اسلام را براى شما برگزيد، پس تلاش كنيد مسلمان بميريد.
از آنجا كه مرگ، عصاره زندگى است و هركس آنگونه مىميرد كه زندگى كرده است، لذا اگر مرگ كسى جاهلى باشد، معلوم مىشود زندگى او نيز جاهلانه بوده است. چون ممكن نيست كسى زندگى عاقلانه داشته باشد، ولى به مرگ جاهليت بميرد. بنابراين اگر كسى امام زمانش را نشناسد، نه تنها مرگش جاهلى خواهد بود، بلكه حيات او نيز، حياتى جاهلانه خواهد است. اگر كسى امام زمانش را درست بشناسد، خواهد فهميد تمام كارها در دست او كه مظهر «هو قائمٌ على كلّ نفسٍ بما كسبت؛ كسى كه بر هر شخصى بدانچه كرده است، مراقب است»[٥] مىباشد. در نتيجه از زندگى و حيات جاهلى رهيده، به حيات معقول رسيده و منتظر واقعى آن حضرت مىگردد.
البته همانطور كه اشاره شد، منظور از شناخت امام زمان (ع)، تنها شناخت شناسنامهاى و تاريخى آن حضرت نيست كه انسان بداند نامش چيست، فرزند كيست، در چه عصرى زندگى مىكرده و ... بلكه مراد از شناخت امامت، اعتقاد به ولايت و معرفت به شخصيت امام است و افزون بر اعتقاد و معرفت، اطاعت نيز لازم است.[٦] در غير اين صورت، همانطور كه اشاره شد، همه طاغوتهاى