ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - ٦ طمعه شيطان شدن عبادت، در صورت عدم توجه به بلاى ولى خدا
بر امام صادق (ع) وارد شديم، وضع حضرت متغير بود و به شدت گريه مى كردند و مى فرمودند: غيبت تو خواب را از من گرفته است، سپس فرمودند: كتاب جفر را نگاه مى كردم به غيبت حضرت و حوادث آن رسيدم.
يكى از بزرگ ترين درس هاى سوره يوسف اين است كه، حضرت يعقوب (ع) با غيبت ولى خدا چگونه برخورد كرده است، هميشه مشغول بوده در حالى كه، پيغمبر خداست و مقام عصمت دارد، بايد دائماً به خدا مشغول باشد، اگر گريه بر يوسف سلوك آور نبود، گريه نمى كرد؛ چون انبيا حتى كار مباح هم انجام نمى دهند، چطور حضرت يعقوب (ع) اين قدر گريه نموده و نسبت به آنهايى كه اين كار را كرده اند كظم غيظ مى كند به طورى كه چشم ها سفيد و كمر خم گرديد، بعد هم متهم به جنون شد، باز هم دست بردار نبود. بايد با بلا و غيبت ولى خدا اين طور برخورد كرد، نه اينكه ولى خدا مبتلاست، تو بخوابى؟! «عزيزٌ على أن تحيط بك دونى البلوى».[١]
٥- لزوم توجه به بلاى امام حسين (ع) براى سلوك
بايد اين حالت ها كه اساس سلوك باطنى است، در انسان پيدا شود، مهم ترين نردبان سلوك اين است كه انسان چشم از عاشورا برندارد، لذا سلوك به بلا از بهترين نردبان هاست. بلاى ما، به اندازه خود ما سلوك دهنده است، ولى بلاى سيدالشّهدا (ع) به اندازه عظمت حضرت. لذا در زيارت عاشورا بعد از طى مراحلى مى خوانيم:
و أسئل الله بحقّكم و بالشّأن الّذى لكم عنده أن يعطينى بمصابى بكم أفضل ما يعطى مصاباً بمصيبته مصيبةً ما أعظمها و أعظم رزىتها فى الإسلام و فى جميع السّموات و الأرض.
به هر حال بالاترين درجات مصيبت را مى توان در مصيبت سيدالشّهدا (ع) داشت به اين شرط كه، مراحل قبلى طى شده باشد.
بلاى سيدالشّهدا (ع) همان سفينه حضرت است و يكى از بهترين راه هاى ورود به اين سفينه، توجه به بلاى اوست. «يا غياث المستغيثين». عبادتى كه حضرت در گودى قتلگاه انجام دادند، مى توانست همه عالم را بهشتى كند، اگر همه عالم مى خواستند در عاشورا مثل حبيب بشوند، ممكن بود؛ الان هم ممكن است، زيرا اين ظرفيت عبادت حضرت است.
بلاى امام زمان (ع) در زمان فعلى جزو اعظم ابتلائات است، اينكه در بعضى از روايات، غيبت حضرت تشبيه به غيبت حضرت يوسف (ع) شده، بى جهت نيست. هم چنان كه مبتلاترين آدم ها در غيبت يوسف، خود يوسف بود در غيبت صاحب الزمان (ع)، نيز مبتلاترين شخص، خود حضرت است؛ لذا غيبت براى صاحب آن، آسان نيست.
٦. طمعه شيطان شدن عبادت، در صورت عدم توجه به بلاى ولى خدا
بايد چشم را از ولى خدا و بلاى او برنداشت، والّا شيطان انسان را مى برد، عبادات و رياضات نيز طمعه شيطان مى شود. غزالى با آنكه، مى گويند: معلّم اخلاق، سالك و رياضت كش بوده، همه زحماتش به نفع يزيد تمام شده؛ در مورد لعن يزيد مى گويد: يزيد را لعن نكنيد، شايد او دستور نداده باشد. حال آنكه يزيد را خيلى از اهل سنت جايزاللعن مى دانند. از او سئوال مى كنند: آيا بگوييم اللّهمّ العن قتلة الحسين؟ مى گويد اين را هم نگوييد؛ اى بى انصاف، تو معلّم اخلاقى؟! چرا همه آبروى خودت را در ترازوى يزيد مى گذارى و يزيد و قاتلان امام حسين (ع) را تطهير مى كنى؟ اين سلوك، رياضت، عبادت و علم بدون بلاى ولى خداست كه شيطان، بزرگ تر از اينها را دارد. همين آدم در كتاب سرّالعالمين مى گويد: