ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - ٣ بلاى امام حسين (ع) محور تهذيب تاريخ
انسان گاهى اوقات در محاسبه هاى خلوت خويش فكر مى كند همه استانداردها را داراست؛ مثلًا عجب ندارد، تعلق به دنيا در او نيست و ... يا اگر مى فهمد، نمى تواند درمان بلاى الهى هم عيوب را نشان داده، هم آنها را رفع مى كند. خدا رحمت كند استاد ما را مى فرمودند: «دوستى داشتيم، قبول مى كرد محبت دنيا دارد و اين چيز بدى است، اما مى گفت: نمى توانم از دنيا دست بكشم! اما بعد از مرگ جوانش، همه علاقه هايش از بين رفت لذا مى گفت: از دنيا سير شدم».
امام سجّاد (ع) مى فرمايند: «خدايا، نمى دانم بايد تو را در مقابل سلامتى بيشتر شكر كنم يا در مقابل بيمارى». چون مؤمن در سلامتى توفيق عبادت دارد و از آن بهره مند مى شود، ولى در بيمارى خداوند عبادت هايى برايش مى نويسد كه اصلًا فكرش را نكرده بود.
نكته ديگر اينكه خداى متعال با اين بلاها نه تنها خطاها را تدارك مى كند بلكه؛ آنها را تبديل به حسنات مى كند.
٢. انواع بلاها متناسب با ظرفيت هاى مختلف
بلاها گاهى كفاره اند، كه معمولًا در افراد معمولى اين طور است. در روايات دارد كه، پاى يكى از اصحاب، در هنگام ورود پيامبر (ص)، به چهارچوب در برخورد و به زمين افتاد، حضرت آيه «ماأَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ» را تلاوت كردند، طرف سؤال كرد: مگر چكار كرده بودم؟! حضرت فرمودند: چرا بسم الله نگفتى و با حالت غفلت از خدا وارد شدى؟
در خواصّ اولياى خدا، بلاها فقط ترفيع درجه است، مثل بلايى كه براى سيدالشّهدا (ع) پيش آمد. البته اين بلاها براى مؤمن رحمت و ابزار سير و سلوك است، ولى براى كافر تماماً عقوبت است.
ظرفيت بلاها نيز متفاوت است، بعضى فقط صاحب بلا را نجات مى دهد و بعضى، براى صاحب بلا ضيافت است و عامل نجات براى ديگران، بعضى نيز ظرفيت تهذيب تاريخى دارند. در كتاب شريف كافى نقل شده: «گاهى صبر مؤمن عامل نجات يك قوم مى شود، مثل تحمّل يوسف (ع) در مقابل آن بلاى بزرگ كه، نتيجه آن، نجات يك قوم از گرسنگى و مرگ و بت پرستى شد».[١] زمانى كه حضرت در چاه بود جبرئيل آمد و گفت: اينجا چه مى كنى؟! فرمود: برادران مرا انداخته اند. جبرئيل گفت: مى خواهى نجاتت دهم؟ يوسف فرمود: تا خدا چه بخواهد. بعد هم مى توانست به مردم بگويد: من برده نيستم، پيغمبر زاده ام، مضاف بر اينكه، جاى يعقوب را مى دانست و مى توانست برود، ولى تحمل كرد.
همين طور صبر مبلغان دين در بلاها، در ترك معصيت و در انجام طاعات، هم عامل رشد خودشان و هم عامل نجات يك ملت است، يعنى انسان با صبر، مجراى عنايت حضرت حق مى شود.
مهم ترين وسيله سلوك، بلاى اولياى خدا، مخصوصاً اعظم بلاها و ابتلائات؛ يعنى ماجراى سيدالشّهدا (ع) است، كه در حقيقت ابتلاى رسول الله (ص) مى باشد. اين ابتلا، اعظم وسايل سلوك به سمت خداى متعال و محور تهذيب همه جوامع و همه تاريخ است، حتى انبياى اولوالعزم از اين ابتلا بهره مند شده، رشد كردند. سير و سلوك با بلاى اولياى الهى سريع الوصول تر و داراى منازل، مراحل و شرايط ديگرى است.
در روايتى ذيل آيه «وَفَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ»[٢] آمده است؛ ابراهيم (ع) پس از آنكه فرزند خود اسماعيل را براى قربانى برد و آن امتحان عظيم الهى را با موفقيت از سر گذرانيد، و خداى متعال فرمود: «قَدْصَدَّقْتَ الرُّؤْيا»[٣] عرضه داشت: من دوست داشتم فرزندم را در راه تو قربانى كنم تا به ثواب اعظم مصائب برسم، گويا سؤال حضرت اين است كه، كجاى كار را كم گذاشته ام كه اين توفيق از من سلب شد؟ خداى متعال فرمود: ابراهيم! خودت را بيشتر دوست دارى يا پيامبر آخرالزمان را؟ حضرت فرمود: پيامبر آخرالزمان را. فرمود: فرزند پيامبر آخرالزمان را، يعنى سيدالشّهدا (ع). بعد خداى متعال روضه سيدالشّهدا (ع) را اين طور خواند كه، ابراهيم كداميك از اين دو سنگين تر است اينكه، به امر ما فرزندت را در منى قربانى كنى يا اينكه، فرزند پيامبر آخرالزمان را، انسان هايى كه مدّعى هستند امت آن پيامبرند، بين دو نهر آب مثل گوسفند سر ببرند؟!![٤] گويا مى فرمايند: شما ظرف اعظم مصائب نبوده، تحمل آن را نداريد، اعظم مصائب از آن اعظم انسان ها، يعنى رسول خاتم (ص) است، آن هم نه قربانى كردن اسماعيل به صورت محترمانه، بلكه اعظم مصائب، مصيبت سيدالشّهدا (ع) است، به دست امتى كه هر چه دارند، به بركت رسول خاتم (ص) است، آن هم تحت عنوان تبعيت از او و فرمان خدا، فرزندش را محكوم به ارتداد كرده، مثل يك گوسفند با افتخار سر از بدنش جدا مى كنند. بعد گويا مى فرمايند: ابراهيم، اگر مى خواهى به ثواب اعظم مصائب دست يابى، بايد مصيبت سيدالشّهدا (ع) را درك كنى.
با توجه به اين دو محبتى كه ابراهيم (ع) نسبت به رسول اكرم (ص) و سيدالشّهدا (ع) داشتند، زمينه درك مصيبت سيدالشّهدا (ع) فراهم شد، به خصوص كه آدم مبتلا، زودتر و بهتر ابتلا و مصيبت ديگران را مى فهمد، لذا شايد امتحان قربانى كردن اسماعيل، مقدمه درك مصيبت سيدالشّهدا (ع) بود.
٣. بلاى امام حسين (ع) محور تهذيب تاريخ
واقعاً عاشورا هنوز براى ما در پرده ابهام است. در زيارت ناحيه مقدسه، حضرت امام زمان (ع) مى فرمايد:
اگر زمانه مرا به تأخير انداخت و مقدّرات از يارى ات بازم داشت و نتوانستم در ركاب تو با دشمنانت بجنگم، ولى از صبح تا شب برايت گريه مى كنم و به جاى اشك خون مى گريم[٥].
يا در زيارت عاشورا مى خوانيم:
اى اباعبدالله، حقيقتاً اين اندوه و مصيبت از ناحيه تو