ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - امام خمينى (ره) و عزادارى حسينى
امام خمينى (ره) و عزادارى حسينى
يكى از نقاط برجسته زندگانى امام خمينى، عشق والاى او نسبت به اهل بيت عصمت و طهارت (ع)، به ويژه ساحت مطهر حضرت سيدالشهدا (ع) بود. به ياد دارم پس از بازگشت امام به قم در روز هشتم محرم، ايشان در بيت قديمى خود واقع در يخچال قاضى حاضر شدند و در مجلس عزادارى شركت جستند. با ورود امام به مجلس، مردم كه از حضور امام به وجد آمده بودند، به سمت ايشان نشستند، امام با صداى بلند فرمود: به سمت منبر بنشنيد. خطيب منبر آقاى يثربى بود، پس از مقدمهچينى، روضه حضرت علىاكبر (ع) را خواند، در اين هنگام حضرت امام دستمال سفيدى را از جيب خود بيرون آورده و گريه كردند، در اين اثنا خطيب منبر از وقت استفاده كرد و يادى از فرزند امام مرحوم حاج آقا مصطفى خمينى كرد، ديدم امام دستمال را از روى پيشانى خود برداشت و در حدود يك دقيقه كه سخن از فرزند دلبند وى بود به آرامى نشست، آنگاه كه خطيب منبر روضه علىاكبر (ع) را از سر گرفت باز دستمال را بر پيشانى نهاد و گريه كرد. متوجه شدم كه اين مرد بزرگ نمىخواست به اندازه يك دقيقه هم اشك بر علىاكبر (ع) را با اشك بر فرزندش درهم آميزد.
به هنگام حضور در نوفللوشاتو در فرانسه نيز مجلس عزاى حسينى را بپا كرد و خبرگزارىهاى جهان كه براى اولين بار با اين صحنه مواجه شده بودند، گريه وى را در ماتم حسينبنعلى (ع) ديدند و مخابره كردند.
پيش از آن حضور ١٤ ساله وى در عراق، حضور پيوسته شبانه در حرم اميرمؤمنان على (ع) و حضور شبهاى جمعه در حرم سيدالشهدا (ع) نشان از عمق ولاى او دارد.
و پيش از آن، اين جريان- كه مربوط به دوره طلبگى ايشان است- از مرحوم آيتالله نجفى مرعشى نقل شده است: در دوره ممنوعيت برگزارى مجالس عزاى امام حسين (ع)- در دوره رضاخان-، با آقاى خمينى در حجره نشسته بوديم. ايام عزاى حسينى بود و مجالس ممنوع، دلمان گرفته بود، تصميم گرفتيم يك مجلس دو نفرى تشكيل بدهيم، قدرى ايشان روضه خواند و من گريه كردم، قدرى من روضه خواندم و ايشان گريه كرد، قدرى ايشان نوحه خواند و من سينه زدم و مقدارى من نوحه خواندم و ايشان سينه زد.
عمق ارتباط وى و ميزان خلوص وى به قدرى بود كه مرحوم آيتالله اراكى مىفرمود: اگر ايشان در كربلا حاضر بود نفر ٧٣ شهداى كربلا مىبود.
امام خمينى (ره) درباره عظمت تأثير عزادارى بر مصائب سيد شهيدان (ع) مىفرمايند:
- «اسلام را تا حالايى كه شما مىبينيد ... سيدالشهدا زنده نگه داشته است. سيدالشهدا- سلام الله عليه- ... همه جوانان خودش را، همه مال و منال، هرچه بود، هرچه داشت ... در راه خدا داد و براى تقويت اسلام، و مخالفت با ظلم، قيام كرد ... ما كه دنبال او هستيم و مجالس عزا را از آن وقت به امر امام صادق- سلام الله عليه- و به سفارش ائمه هدى- عليهم السلام- ما به پا مىكنيم اين مجالس عزا را ... اينها را بايد حفظ كنيد، اينها شعائر مذهبى ماست كه بايد حفظ بشود، اينها يك شعائر سياسى است كه بايد حفظ بشود. بازىتان ندهند اين قلمفرساها، بازيتان ندهند اين اشخاصى كه با اسماء مختلفه و با مرامهاى انحرافى مىخواهند همه چيز را از دستتان بگيرند و اينها مىبينند كه اين مجالس، مجالس روضه، ذكر مصائب مظلوم در هر عصرى مقابل ظالم قرار مىدهد» ... [١]
«بايد ماه محرم و صفر را زنده نگه داريم به ذكر مصائب اهل بيت- عليهم السلام- كه با ذكر مصائب اهل بيت- عليهم السلام- زنده مانده است اين مذهب تا حالا، با همان وضع سنتى، با همان وضع مرثيهخوانى ... ما بايد حافظ اين سنتهاى اسلامى، حافظ اين دستهجات مبارك اسلامى، كه در روز عاشورا، در محرم و صفر، در مواقع مقتضى به راه مىافتد تأكيد كنيم كه بيشتر دنبالش باشند. محرم و صفر است كه اسلام را نگه داشته است، فداكارى سيدالشهدا (ع) است كه اسلام را براى ما زنده نگه داشته است. زنده نگه داشتن عاشورا با همان وضع سنتى خودش از طرف روحانيون، از طرف خطبا، با همان وضع سابق، و از طرف تودههاى مردم با همان ترتيب سابق كه دستجات معظم و منظم، دستجات عزادارى به عنوان عزادارى راه مىافتاد. بايد بدانيد كه اگر بخواهيد نهضت شما محفوظ بماند، بايد اين سنتها را حفظ كنيد. البته اگر چنانچه يك چيزهاى ناروايى بوده است سابق و دست اشخاص بىاطلاع از مسائل اسلام بوده، آنها بايد يك مقدارى تصفيه بشود، لكن عزادارى به همان قوت خودش بايد باقى بماند و گويندگان پس از اينكه مسائل روز را گفتند روضه را همانطور كه سابق مىخواندند ومرثيه را همانطور كه سابق مىخواندند بخوانند و مردم را مهيا كنند براى فداكارى. اين خون سيدالشهداست كه خونهاى همه ملتهاى اسلامى را به جوش مىآورد و اين دستجات عزيز عاشوراست كه مردم را به هيجان مىآورد و براى حفظ مقاصد اسلامى مهيا مىكند. در اين امر نبايد سستى كرد ...».[٢]
پىنوشتها:
برگرفته از پايگاه اينترنتى تابناك.
[١]. صحيفه نور، ج ١٠، صص ٣٠- ٣٢.
[٢]. همان، ج ١٥، ص ٢٠٣.