ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٦ - شرح دعاى ندبه
پيشوايان مردم، يا امام خيراند يا امام شرّ.
پس روز قيامت، پيروان امام حق به متابعت و همراهى پيشوايان خود به بهشت، و پيروان امامان باطل به متابعت پيشوايان خو دسرنگون به جهنم مىشوند.
خداوند در آيه زير مىفرمايد:
لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ[١]
نخواهى يافت قوم مؤمن به خدا و روز قيامت را كه اظهار محبت و دوستى نمايند با كسانى كه مخالفت خدا و پيغمبر مىكنند، اگر چه آن مخالفان پدران و يا فرزندان يا برادران يا خويشان ايشان باشند.
و مراد از مؤمنين، شيعيان اميرالمؤمنين، عليه السلام، مىباشد. و خداوند در ذيل همين آيه شش فضيلت برايشان بيان مىكند و مىفرمايد:
أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.[٢]
١. خدا ايمان را در دلهاى ايشان ثابت فرمايد.
٢. به نور ايمان تأييدشان نمايد.
٣. در بوستانهاى بهشت كه چشمهها از زير آن جريان دارد جاويد فرمايد.
٤. خداوند از ايشان راضى و خوشنود باشد.
٥. ايشان هم از خدا راضى باشند.
٦. ايشان جندالله و انصار دين خدايند. و اين طايفه رستگارانند.
فلما انقضت ايامه اقما وليه على بن ابى طالب، عليه السلام،- هادياً، اذكان هو المنذر و لكل قوم هادٍ.
پس چون روزگار پيغمبر، صلّى الله عليه و آله، سپرى شد. برپاى داشت جانشين خود على بن ابى طالب را- صلوات تو بر ايشان و خانواده ايشان باشد- كه راهنماى خلق باشد؛ زيرا كه فقط آن جناب بيمدهنده مردم و هدايت كننده هر قومى بود.
شرح وظيفه پانزدهم: اعتقاد به ولايت بلافصل اميرالمؤمنين، عليه السلام، به بيست و يك دليل كه در اين دعا به آن اشاره شده است.
دليل اول: آنكه پيغمبر، صلّى الله عليه و آله، فرمود:
على منذر و هادى است.
اين كلام اشاره است به قول خداى تعالى در سوره رعد، آيه ٨ انما انت منذر و لكل قوم هاد اين آيه يكى از آياتى است كه در شأن على، عليه السلام، نازل شده است.
انا المنذر و على الهادى من بعدى. يا على! بك يهتدى المهتدون
من انذاركننده و على راهنماى مردم است بعد از من. يا على! به واسطه تو راهنمايى مىشوند راهروان دين.
و در خبر ديگر رسيده است كه راوى گويد: پيغمبر، صلّى الله عليه و آله، آبى طلب كرد و با آن وضو ساخت. پس دست على را گرفت و بر سينه خود نهاد و فرمود: براى هر قومى راهنمايى است، و اى على تو راهنماى مردم و سبب هدايت و امير قراى مسلمين مىباشى، و من بر اين امر گواهى مىدهم.
و اين خبر را فخر رازى و حافظ ابونعيم از بزرگان اهل سنتاند، نقل مىكنند.
فقال و الملأ امامه: من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم و الٍ من والاه و عاد من عاداه، و انصر من نصره و اخذل من خذله.
پس پيغمبر، صلّى الله عليه و آله، در محضر و جماعت مردم فرمود: هر كه من خواجه اويم، پس على خواجه اوست؛ خدايا دوست دار هر كه او دوست دارد، و دشمن دار هر كه او را دشمن دارد، و يارى كن هر كه او را يارى كند، و مخذول كن هر كه او را مخذول نمايد.
پىنوشتها:
[١]. سوره آل عمران (٣)، آيه ٩٥.
[٢]. سوره بقره (٢)، آيه ١٢٤.
[٣]. سوره شورى (٤٢)، آيه ٤٧.
[٤]. سوره سبا (٣٤)، آيه ٤٧.
[٥]. سوره فرقان (٣٥)، آيه ٥٩.
[٦]. سوره شورى (٤٢)، آيه ٢٤.
[٧]. سوره اسرى (١٧)، آيه ٧٣.
[٨]. سوره مجادله (٥٨)، آيه ٢٢.
[٩]. همان.