ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - پيروزى متقين
مىچشاند.
در اين آيه بين مفسرين اختلاف است كه آيا جمله والعاقبة للمتقين مربوط به دنياست و يا مربوط به آخرت و يا مربوط به هر دو؟
باتوجه به اطلاعاتى كه در اين آيه و آيات شبيه آن وجود دارد، مىتوان نتيجه گرفت كه اين جمله مربوط به هر دو جهان است. از اين رو، پيام اين آيه اين است كه هركس به خدا توكل كند و صبر در مصيبت و بر طاعت داشته باشد، خداوند در دنيا و آخرت او را كمك كرده و بهسعادت مىرساند.
از طرف ديگر، بعضى از آيات مؤيد اين مطلب است كه اين پيروزى هم درباره دنيا است و هم درباره آخرت اما مؤيد پيروزى دنيوى اين است كه خداوند درباره بنى اسرائيل وعده خود را محقق كرد و در چند آيه بعد مىفرمايد:
وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتِي بارَكْنا فِيها وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنى عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ بِما صَبَرُوا وَ دَمَّرْنا ما كانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ ما كانُوا يَعْرِشُونَ[١]
ما به اين قوم مستضعف مشرقها و مغربهاى زمين را كه پربركت قرار داده بوديم واگذار كرديم و به خاطر صبرى كه پيشه كردند، وعده نيكوى پروردگارت به بنى اسرائيل تحقق يافت و آنچه را كه فرعون و قومش ساخته بودند ويران كرديم.
همچنين خداوند بعد از بيان جريان حضرت نوح عليه السلام خطاب به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمايد:
تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا، فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ[٢]
اينها خبرهاى غيبت است كه به تو وحى مىكنيم. در حالى كه تا به حال نه تو و نه قوم تو از اين واقعه آگاهى نداشتيد، پس صبر كن كه فرجام از آن متقين است.
اما مؤيد پيروزى اخروى، اين آيه شريفه است كه مىفرمايد:
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ، نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً، وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ[٣]
آن سراى آخرت است كه براى كسانى قرار مىدهيم كه خواهان برترى و فساد نيستند و سرانجام از آن متقين است.
بنابراين ولاعاقبة للمتقين هم شامل دنيا مىشود هم آخرت
بايد دانست كه اين وعده مخصوص به بنى اسرائيل نيست، بلكه هر قوم و ملتى كه با يارى خداوند، در برابر سختيها و مصيبتها صبر و استقامت پيشه كنن و از لذتهاى مادى چشم پوشى كنند قرين به ظفر و پيروزى خواهند بود.
دليلى كه فخر رازى براى اين مطلب مىآورد، اين است كه: اگر كسى آگاه شود كه هيچ مدبرى غير از خدا در اين جهان وجود ندارد، به وسيله نورى كه با آن خدا را شناخته است، شرح صدر پيدا مىكند و تمام سختيها بر او آسان مىشود. همچنين زمانى كه دچار سختى شود، مشاهده مىكند كه اين خواست خدا بوده و چون آمادگى براى مشاهده قضاى الهى را دراد، تمام سختيها بر او آسان مىشود.[٤]
بنابراين كسى كه تكيه گاه خود را خداى قادر و توانا قرار بدهد و دل به او بسپارد، در برابر كسى كه تكيهگاهش امور مادى و زايل شدنى است، در دنيا و آخرت پيروز و سرافراز مىشود و به سعادت ابدى مىرسد، چراكه حق تقوى را به جا آورده است و هركس كه تقوى پيشه كند و صبر كند، از نيكوكاران است و خداوند پاداش نيكوكاران را تباه نمىسازد:
و من يتّق و يصبر فإِنّ اللَّه لايضيع اجر المحسنين[٥]
پس سنت الهى براى اين قرار گرفته كه حسن عاقبت براى كسى است كه تقوا و صبر پيشنه كند.
و به تعبير علامه طباطبايى:
خداى تعالى نظام عالم را طورى قرار داده كه هر نوعى از انواع موجودات به منتهاى سيرى كه خداوند برايش معلوم كرده برسد و به سعادت مقدر خود نائل گردد. حال انسان نيز كه يكى از انواع موجودات است، حال همانها است. او نيز اگر در راهى قدم بگذارد كه خداوند و فطرت برايش ترسيم كرده و از انحراف از راه خدا يعنى از كفر به خدا و به آيات خدا و فساد انگيختن در زمين بپرهيزد، خداوند به سوى عاقبت نيكش هدايت نموده و به زندگى پاكش زنده داشته و به سوى هر خيرى كه بخواهد ارشادش مىكند.[٦]
در بعضى از روايات، وعده تحقق روزى را مىدهند كه كل نظام جهان،