ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٦ - نامه رسيده
نامه رسيده
با عرض سلام. چندى پيش براى اولين بار با مجله شما موعود آشنا شدم و در ابتدا بسيار خوشحال شدم از اينكه مجلهاى مخصوص اين موضوع وجود دارد امّا متأسفانه اين خوشحالى چندان دوامى نداشت. پس از مطالعه بعضى از مقالات مجله شماره هفتم (يا نهم) مربوط به فروردين و ارديبهشت سال ٧٧ به نكتهاى برخودم كه بسيار مأيوس كننده بود. در مقالهاى تحت عنوان مقتداى مسيح نوشته امين ميرزائى، برداشتى كاملًا غلط از انجيل يوحنا فصل ١٤ ارائه كردهايد كه به اعتبار مجله لطمه شديدى مىزند. اين موضوع مرا برآن داشت تا با نوشتن نامهاى به عنوان يكى از خوانندگان اعتراض و انتقاد خود را به شما اعلام نمايم. اصلا شايسته نيست مجلهاى كه با نام امام زمان منتشر مىشود، حديث جعلى به مردم ارائه دهد. موضوع از اين قرار است كه نويسنده شما با اشاره به انجيل يوحنا فصل ١٥ آيه ٢٦ و سپس فصل ١٤ آيه ١٦ از اطلاق لفظ ديگر بر پاراكليدوس (در فصل ١٤) نتيجه مى گيرد اين پركليت دوم با پركليت با محمد نخست متفاوت و با او همنام است پس با حضرت مهدى منطبق است. در حالى كه هركس به متن اصلى يعنب فصل ١٤ مراجعه نمايد به وضوح تشخيص مى دهد كه اين نتيجهگيرى بى اساس است. در انجيل يوحنا فصل ١٤ آيه ١٢ خواهيد خواند كه حضرت عيسى مىگويد:
زيرا كه من نزد پدر مىروم. سپس در آيه ١٦ مى گويد: از پدر سوال مىكنم و تسلى دهنده ديگر به شما عطا خواهد كرد تا هميشه با شما بماند. در اين متن حضرت عيسى خودش را تسلى دهنده اول (پركليت اول) محسوب نموده كه بايد برود. خبر مى دهد كه پركليت ديگر مىآيد كه خواهد ماند. اين همان پركليت است كه در فصل ١٥ هم به آن اشاره مىشود. به عبارت سادهتر مسيح مىگويد كه مىروم و يك نفر ديگر مىآيد كه مىماند. همين و بس و در اين پيشگويى جايى براى دو پركليت (يا دو محمد) بعد از مسيح نيست و اصلا به چنين موضوعى دلالت نمىكند. تنها كسى كه هيچ متن اصلى را نخوانده ممكن است با خواندن آيه ١٦ تصور كند كه دو پركليت بعد از مسيح بايد بيايند. نكته ديگر اينكه اگر مسيح مىخواست دونفر را معرفى كند بايد اول پركليت نخست را مىگفت سپس درباره پركليت حرف مىزد و نه برعكس. چون در انجيل در فصل ١٤ عبارت پركليت ديگر آمده وسپس در فصل ١٥ عبارت پركليت (پركليت نخست) به كار رفته و عقلًا اين ترتيب نمىتواند براى معرفى دو نفر به نام پركليت باشد. البته من انكار نمى كنم كه برخى از پيشگويىهاى كتاب مقدّس بر حضرت محمد وحضرت مهدى تطبيق مى كند (اشعياى نبى باب ٤٢، ٢٨ و ٢١ و مكاشفات يوحنا باب ١٢) ولى آنچه شما نوشتهايد اشتباهى غيرقابل توجيه است و من پيشنها مىكنم كتباً در مجله از خوانندگان عذرخواهى نماييد. اين مىتواند نشانه حسن نيت و جبران خطا محسوب گردد. لطفاً از قول من به امين ميرزايى بگوييد بهتر است ديگر مقاله ننويسد.
رشت- باقر آريا