ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - به قدر يك دعا
و غير قابل تحملترين كارها واداشته مىشدند و عاقبت با مرگى دردناك دوران بندگى و بردگى خويش را به پايان مىبردند.
اسلام علاوه بر آن كه از جنگ و خونريزى براساس خواستههاى نفسانى جلوگيرى كرد و آن را در چارچوب حفظ كيان اسلام و مسلمين و گسترش حاكميت الهى محدود نمود، برخوردهاى ظالمانه و رفتارهاى حيوانى با اسيران و بردگان را ممنوع ساخت و همين بندگى و بردگى را راهى براى نيل به مقاصد الهى و اهداف انسانى قرار داد (چنانكه در بندهاى بعدى به آن اشاره خواهد شد).
٤. در قرآن كريم آمده است:
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا ... وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيراً[١]
به كسانى كه جنگ بر آنان تحميل شده، اجازه جهاد داده شده است و اگر خدا به وسيله جنگها بعضى از مردم را به وسيله بعضى ديگر دفع نمىكرد، صومعهها و كليساها و كنيسهها و مساجدى كه نام خدا در آنها زياد برده مىشود، به سختى ويران مىشدند.
اين آيات و مانند آنها نشان مىدهد كه جنگ بين انسانها بنابر سنتى از سنتهاى ناگزير الهى صورت مىگيرد و مسلمانها نيز از اين قاعده مستثنى نيستند و جنگهايى در پيش دارند.
در اين جنگها بديهى است كه گروهى به دست مسلمانان اسير مىشوند. با اين اسيران چه بايد كرد؟ از چهار حالت بيرون نيست:
يا بايد آنها را كشت، كه عملى خلاف انسانيت است و تعدى به ناتوان به شمار مىآيد و به همين جهت اسلام از آن نهى كرده است.
يا بايد آنها را آزاد كرد، كه عملى خلاف احتياط و خلاف منطق به حساب مىآيد، زيرا چه بسا همين آزاد شدگان ديگر بار خطر جنگى ديگر را عليه مسلمين به وجود آورند.
يا بايد آنها را زندانى كرد و مخارج فراوان و نامحدود زندگى بى حاصل آنان در حبس را بر بيت المال مسلمين تحميل كرد، كه اين هم عملى بىفايده است و بازدهى براى اسلام و مسلمانان ندارد.
و يا بايد آنها را به عنوان بنده و برده در اختيار رزمندگان و ساير مسلمين قرار داد تا به عنوان يكى از افراد تحت ولايت و قيموميت آنان، ضمن خدمت و ارايه كارهاى مفيد و سازنده، فرصت آشنايى با برنامههاى عملى اسلام را نيز بيابند و همچنانكه خواسته هميشگى خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است به طريق بندگى خدا و سعادت دنيا و آخرت هدايت شوند.
وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ[٢]
و اگر يكى از مشركان از تو پناه خواست، پناهش بده تا كلام خدا را بشنود.
٥. در قرآن كريم و فرمودههاى معصومين عليه السلام همچنانكه احكام خاصى براى بندگان مقرر شده است، مانند:
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى بِالْأُنْثى ...[٣]
در مورد كشتگان حكم قصاص مقرر گرديد: آزاد در مقابل آزاد، بنده در مقابل بنده و زن در مقابل زن.
همينطور به كنيزان و بندگان با ايمان ارج نهاده شده و نسبت به ايمان آوردن آنان تشويقات گوناگون صورت گرفته است.
مانند: با زنان مشرك ازدواج مكنيد، تا ايمان بياورند، قطعاً كنيز با ايمان بهتر از زن مشرك است، اگرچه زيبايى او شما را به شگفت آورد و به مردان مشرك زن مدهيد، تا ايمان بياورند. قطعاً برده با ايمان بهتر از مرد آزاد مشرك است، اگرچه ويژگيهاى آن مشرك شما را به شگفت آورد.
٦. يكى از قويترين نشانهها بر اينكه قرآن و اسلام موافق استمرار نظام بردگى و بندگى نيست، تأكيد فراوان بر آزادسازى آنان به بهانههاى گوناگون است:
اينكه آزاد كردن بنده از صدقات بسيار والا و پر اجر شمرده شده، اينكه كفّاره بسيارى از گناهان همچون ترك روزه دارى و انجام محرمات احرام حج، آزاد كردن بنده قرار گرفته، اينكه به مجرد مالكيت فرزند بر پدرى كه تاكنون برده بوده به خودى خود آزاد مىشود و دهها حكم ديگر كه منجر به آزاد شدن بندگان است، نشان مىدهد كه غرض اسلام چيزى جز هدايت صحيح اين جريان اجتماعى نبوده و نيست.
٧. اينكه امامان بزرگوار ما با