ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٧ - پاسخ به نامه رسيده
پاسخ به نامه رسيده
برادر گرامى و يزرگوارى از شهر رشت، ضمن ارسال نامهاى به دفتر مجله، پس از نقد بخشى از مقاله اين حقير تحت عنوان مقتداى مسيح، به نشر رسيده در شماره هفتم همين ماهنامه، از موعوديان خواستهاند تا از خطاى پيش آمده در آن مقاله كتباً و در مجله از خوانندگان عذرخواهى نمايند، و هم از قول ايشان به صاحب اين قلم بگويند: بهتر است ديگرمقاله ننويسيد! پيش از بيان پاسخ خود به نقد ايشان، اين نكته را يادآور مىشوم كه خطاى پژوهشگرى در پژوهشى روشمند، هيچگاه مانع او از نوشتن و ادامه بحث و فحص و بررسى نخواهد بود. چنانكه نويسنده، خطاى آن برادر منتقد بزرگوار را در نقدى كه بر نوشته ناچيز اين حقير نوشتهاند، مستوجب عتاب به ايشان و منع آن گرامى از نوشتن نقد بر ديگر مقالات خود نمىدانم. و در همينجا از همه خوانندگانى كه علىرقم وقوف يا ظنّ به وجود خطايى چاپى و محتوايى در مقالات ديگر اين نويسنده، از طرح آن با اين برادر خود ابا ورزيدهاند گله خود را ابراز مىدارم. وامّا پاسخ من به نقد جناب باقر آريا از شهر رشت:
آن برادر گرامى در نقد خود از آنكه من در مقاله خود، پركليت ديگر آمده در آيه شانزدهم از فصل چهاردهم انجيل يوحنّا را بر وجود مقدّس حضرت بقيه الله الاعظم روحى و ارواح العالمين له الفداء حمل كردهام، ابراز شگفتى كرده و مىنويسند:
در اين متن حضرت عيسى خودش را تسلى دهنده اوّل (پركليت اوّل) محسوب نموده كه بايد برود و خبر مىدهد كه يك پركليت ديگر مىآيد كه خواهد ماند. اين همان پركليت است كه در فضل ١٥ هم به آن اشاره مىشود.
مقدمتاً اين نكته را يادآور مىشوم كه بحث درباره مفهوم حقيقى لفظ پاراقليط در زبان سريانى (يا همان پاراكتيليتوس در زبان يونانى)، از جمله مباحث اتيمولوژيكى است كه از قرنها پيش مورد بحث دانشمندان مسلمان ومسيحى بوه است. در اين ميان غالب انديشوران مسيحى اين لفظ را به معنى تسلىدهنده (درزبان عربى معزّى) گرفته و آن رابر روح القدس منطبق دانستهاند. از جمله اين دانشوران يكى كشيش فندر آلمانى است كه اين رأى را در كتاب ميزان الحق بيان داشته است. دانشمندان مسلمان و برخى نويسندگان مسيحى همچون نويسندگان دايره المعارف بزرگ فرانسه و يا فخرالاسلام، مولف- قبلًامسيحى- كتاب انيس الاعلام، در برابر، اين لفظ- يعنى پاراكليتوس يونانى مىدانند كه به معنى بسيار ستوده يا همان محمد (يا احمد) است. استاد ارجمند حسن مصطفوى در كتاب مستطاب خود التحقيق فى كلمات القرآن الكريم ذيل ماده حمد مى نگارند:
يقال انّ اصل هذه الكلمه بالونانى- پِرِكليت- و معناه الاحمد (پسنديده)، ثم حرّف بكلمه پَرَكليت، و معناه المعزّى يعنى گفه مىشود كه اصل اين كلمه در زبان يونانى پركليت (به كسر پور) و معناى آن احمد يعنى پسنديده است، سپس اين واژه به كلمه پركليت (به فتح پ و ر) تغيير شكل يافته، كه اين دوّمى به معنى معزّى يعنى تسلّى دهنده است.
على اى حالٍ كم نيستند انديشمندانى از جهان اسلام و مسيحيت كه به تحريف لفظ پاراكليت از واژه پركليت و انطباق اين دومى بر لفظ محمد اذعان دارند؛ واين درحالى است كه مستر هاكس آمريكايى- درقاموس كتاب مقدّس- و سايرين- درقاموس عبرى- عربى لقوجمان- آن را به معنى تسلى دهنده، آرامش بخش و يا حتّى وكيل مدافع و مدّعى العموم گرفتهاند. يعنى همان ترجمهاى كه در اناجيل مترجم به زبان فارسى و عربى انعكاس يافته ومنتقد محترم نيز در متن ترجمه شده خود به آن اشاره داشتهاند. آنچه در اين ميان قابل تأمل است آنكه نسخه عبرى انجيل علز عوير، كه منبع مورد اعتماد آن براى ترجمه، نسخه يونانى انتشار يافته در سال ١٦٢٤ ميلادى است، در عوض استفاده از لفظ پارقليط (كه به معنى تسلّى دهنده است)، از لفظ پازقليط يعنى محمد (يا احمد) بهره جسته است. بنابرآنچه گفتيم گذشته از اين نگارنده، هستند.