ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - گفتگو درباره امام مهدى عليه السلام- قسمت پنجم
بلكه حقيقتى است زنده و شخصيتى است معين از اين رو با مردم زندگى مىكند و مردم به فكر او هستند و در آماده سازى زمينه براى شركت در جنگى كه آن رهبر موعود رهبرى خواهد كرد، سهيم مىشوند و اگر خيال يا انديشه صرف بود نمىتوانست اين چنين رابطهاى برقرار كند و از همين جا اهميت انتظار و فلسفه آن روشن مىشود و در مجموع مثل آن حالتهاى انتظارى است كه معمولًا قبل از آمدن پيامبران و مصلحان براى انسانها، پيش مىآمده است.
[١٠]. آرا و نظرات درباره مسأله مهدى منتظر، مختلف است ولى آنچه همه دانشمندان مسلمان و محققان قبول دارند اين است كه عقيده به مهدى صحيح است وجاى هيچگونه شكى در آن نيست حتى در برخى روايات آمده است هركس منكر مهدى است كافر است كه اين مسأله را شيخ عبدالمحسن عباد در مجله الجامعة الاسلاميه شماره سوم به صورت كامل مورد بحث قرار داده است.
[١١]. اين پرسش را عدهاى مطرح مىكنند كه مىتوان به صورت خلاصه گفت: اولًا محال منطقى نيست بلكه امكان دارد و ثانياً عادتاً غيرممكن نيست زيرا مشابه آن اتفاق افتاده است. چنان كه قرآن درباره نوح عليه السلام (سوره عنكبوت (٢٩) آيه ١٤) مىفرمايد:
فلبث فيهم الف سنة الاخمسين عاماً؛ نوح نهصد و پنجاه سال در ميان آنان بود.
[١٢]. از كار افتادن قوانين طبيعى بارها در جريان معجزات انبيا عليه السلام اتفاق افتاده است كه از نظر دينى مسألهاى بديهى است و كسى نمىتواند منكر آن شود.
[١٣]. اشاره به عقيده دستهاى از برادران اهل سنت است به كتاب: التاج الجامع للاصول، ج ٥، ص ٣٦٠، مراجعه كنيد.
[١٤]. اين سؤال ديروز و امروز به صورتهاى مختلف، مطرح شده و مىشود ولى مبتنى بر علم نيست بلكه فقط تشكيك و كوششى براى فرار از اصل قضيه است همانند اشكالاتى كه مادى گرايان در رابطه با خدا ايراد مىكنند مثلًا مىگويند اگر خدا هست پس چرا ما او را نمىبينيم؟ و چرا چنين و چنان نمىكند؟ اينان هم وقتى با دليل منطقى با رواياتى متواتر مواجه مىشوند كه خاص و عام بر آن اجماع دارند و نمىتوان آن را انكار كرد مىگويند آيا امام حسن عسكرى حتماً فرزندى داشته است؟ مثل اينكه به شيعه نسبت ناروا مىدهند كه آنان هر روز جلوى سرداب مىايستند و امامشان را به بيرون آمدن صدا مىزنند!!
[١٥]. شيخ مفيد در الارشاد، ص ٣٤٦ و شيخ شعرانى در اليواقيت و الجواهر، ج ٢، مبحث ٦٥، اثبات كردهاند كه محمدبن حسن عسكرى در سال ٢٥٥، ق به دنيا آمده است، اين دو تن، از محققان بزرگ نزد شيعه و سنى اند، و نيز حديث متواتر كه مىگويد الائمة اثناعشر كلهم من قريش؛ امامان، دوازده تن مىباشند و همگى از قريش اند، اين روايت فقط با عقيده شيعه تطبيق مىكند كه مىگويند: امامان دوازده تن و همگى از اهل بيتاند اول آنها امام على عليه السلام و آخر آنها حضرت مهدى عليه السلام است و همين دوازده تن هستند كه نام آنها قبل از اينكه به دنيا بيايند برده شده است و پشتوانه آن، حديث متواتر ثقلين است و حديث من مات و لم يعرف امام زمانه كه اين اخبار و روايات با عقيده شيعه توجيه مىشود نه با عقايد ديگران.
در اين زمينه مراجعه كنيد به كتاب الاصول العامة للفقه المقارن از علامه محمد تقى حكيم بحث حجيت سنت ص ١٤٥ به بعد.
[١٦]. كسى كه حضرت عيسى عليه السلام را سرپرستى كرد و كسى كه حكومت و حكمت را به يحى داد در حالى كه او طفل بود، چنين كسى مىتواند شخصيتى را كه آماده ساخته تا زمين را در آخرالزمان از ظلم و ستم پاك گرداند، نگهدارى كند.
[١٧]. اين مسئله مرهون شرايط خاص است، چنان كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در زمان خاصى ظهور كرد زمانى كه خداوند صلاح دانست در حالى كه سالهاى قبلاز رسالت هم به او احتياج شديد بود در اينجا هم همينطور است.
[١٨]. بزودى اين مسأله را شهيد صدر در كتاب مورد بحث كامل قرار خواهد داد.
[١٩]. در حقيقت- چنان كه خواهد آمد- علماى اسلام اجماع دارند كه احاديث درباره مهدى صحيح است و جز كسانى كه اهل حديث نيستند مخالفت نكردهاند به كتاب التاج الجامع للاصول، ج ٥، ص ٣٦١، مراجعه كنيد.
[٢٠]. ملاحظه كردهايم كه قهرمانان چگونه تاريخ ملتهاى خود را ساختند و شهيد صدر در اينجا درك صحيحى از حركت تاريخى و نقش قهرمانان تاريخى، به دست مىدهد و اهميت زمينههاى عينى مؤثر را گوشزد مىكند. توماس كارلايل در كتاب قهرمانان خود نقش قهرمانان ملى را برشمرده است. به كتاب او كه دكتر سباعى در مصر ترجمه كرده است مراجعه كنيد.
[٢١]. در اينجا به سلاحهاى كشتار جمعى اشاره شده است تا چه رسد به تحول تكنولوژى كه امروزه به وسايل تبليغاتى كشيده شده و تأثيرات بسيار خطرناكى كه دارد.
البته ما مشاهده كرديم كه در مقابل اين همه وسايل جنگى و تبليغاتى، سلاحهايى پيدا شد كه با آن مقابله كرد و تعثيرات آن را از كار انداخت. ما در انقلابها و جنبشهاى مردمى ديديم معنويت چگونه سلاحهاى دشمن را در حد زيادى خنثى كرد و يا اثر آن را كاهش داد.