ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤١ - به قدر يك دعا
به قدر يك دعا
سيدمحمد خردمند
در عالمى به اين عظمت كه هر لحظه خبرى از كشفى جديد در كهكشانهاى ديگر مىدهند، زمين برگزيده شد تا مهد بهترين آفريدگان خدا باشد
همين زمين كه سرتاسر آن را كفر و نامردمى فراگرفته است
همين زمين كه در اندك مكانهايش كلمه توحيد به اهتزاز درآمده،
همين زمين كه از ميان سرزمينهاى اسلاميش، ايران به مقام امّالقرايى رسيده،
ايرانى كه ما مسلمانانش هستيم،
و از ميان مسلمانان، من و تو و معدودى ديگر ادّعاى تشيع داريم،
و خداى متعال اراده فرموده است كه دوازدهمين امام ما قائم قسط و عدل باشد،
و او كه جز شيعيانش، كسى در ركابش نخواهد بود مىفرمايد:
جاهلان شيعه و نادانان آنها و كسانى كه دينشان مانند بال پشهاى است، ما را اذيت كردهاند (و آزرده خاطرمان ساختهاند)[١]
چگونه مىتوانيم س ر برافزايم كه ما شيعيان توايم؟!
براى تو چه كردهايم؟! جز آن بوده كه با گناهانمان دل آزرده ات ساختهايم تا جايى كه زبان بگشايى كه: جاهلان شيعه آزارمان دادهاند!
دردا كه ما هنوز به خود نيامدهايم و فقط ادعا داريم.
تا كى مىخواهيم از امان زمان خود غافل باشيم؟!
چگونه شيعه اوييم در حالى كه از دعا براى وجود مبارك او نيز دريغ مىكنيم و همه چيز را بر او مقدم مىشماريم.
نمىگوييم از آنان باشيم كه شبها را تا به صبح براى فرج او ناله مىزنند و اشك مىريزند.
نمىگوييم از آنان باشيم كه لحظهاى از او غافل نيستند.
نمىگوييم از آنان باشيم كه در هر عملى اول رضاى او را در نظر مىآورند.
نمىگوييم از آنان باشيم كه هر روزشان را با سلام بر او و عاى براى فرجش آغاز مىكنند و به انجام مىرسانند.
نمىگوييم از آنان باشيم كه هميشه بدان اميد كه آخرين ذكرشان قبل از مرگ نام زيباى او باشد، با خويش زمزمه دارند.
نمىگوييم از آنان باشيم كه هر روز براى سلامتى وجود نازنينش صدقه مىدهند.
نمىگوييم از آنان باشيم كه حجشان را به نيابت او به جاى مىآورند.
نمىگوييم از آنان باشيم كه بارها و بارها به مكه و مدينه و مشهد و قم و جمكران مىروند تا شايد به وصالش نائل آيند.
نمىگوييم از آنان باشيم كه قدمهايشان را براى لقايش برمىدارند.