ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - حجّت موجه ما
متمكن شده و امر هدايت و اتمام حجت بندگان را عهده دار شدهاند.
خداوند در سوره طه آيه ٤٠ و ٤١ درباره برانگيخته شدن حضرت موسى عليه السلام مىفرمايد:
اى موسى! تو را آنچنان در گرداب حوادث آزموديم، سپس ساليانى را در ميان مردم مدين گذراندى، آنگاه حساب شده آمدى و من ترا براى خود ساختم
درباره حضرت ابراهيم عليه السلام نيز به همين نكته اشاره مىكند:
در آن هنگام كه ابراهيم را آزموديم و آنچه در امر مراتب بندگى ضرورت داشت، به خوبى انجام داد. آنگاه بود كه صلاحيت امامت را در خود فراهم ساخت و اين مقام را از جانب ما دريافت كرد.[١]
در سوره انعام نيز، درباره نحوه برانگيختن حضرت ابراهيم مىگويد:
اين چنين است كه ابراهيم را در سير آفاقى و انفسى يارى كرديم و حقايق عالم هستى و اسرار وجود را برايش نمودار ساختيم) به اسرار هستى پى برد (تا آنكه حالت يقين به دست آورد و حقياق را آشكار ديد.[٢]
رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم درباره آمادگى انبيا و برانگيخته شدنشان پس از آن مىفرمايد:
خداوند پيامبرى نفرستاد مگر آن هنگام كه وى از نظر عقل به كمال رسيده و عقل او از عقلهاى تمام امتش برتر باشد.[٣]
حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام در همين معنى مىفرمايد:
بندهاى را كه خداوند براى رسيدگى به امور مردم انتخاب مىكند، سينه او را فراخ مىسازد و در قلب او چشمه سارهاى حكمت را به وديعه مىنهد و علم و دانش را به او الهام مىكند، تا هرگز در جواب پرسشها نماند و از راه راست فاصله نگيرد و سرگردان نشود. پس او معصوم و مؤيد و موفق و مصون است و از هر گونه اشتباه و لغزش و فروافتادگى در امان. خداوند اين عنايت را به او روا داشته تا حجت او بر بندگانش و نيز شاهد و ناظرى بر مردم باشد. اين است فضل الهى كه به هركس كه بخواهد و شايستگى آن را داشته باشد عطا مىكند.[٤]
اين توجه اديان آسمانى بخصوص اسلام به حجت به گونهاى است كه سير در حقيقت براى انسان ممكن گردد و باب ورود در كثرت گرايى در مبانى نظر كه عامل بروز اختلاف و تشتت است بسته شود.
تسليم شدن در برابر فرمان آسمانى، تسليم در برابر احكام كتب آسمانى و امر و نهى حجتهاى خداوندى در عرصه زمين است وگرنه، تبعيت از حجتهاى مادون آنها مثل عقل، غريزه و ... باب اختلاف و تشتت را در ميان مردم مىگشايد و ميدان را براى فروغلتيدن مردم در وادى شرك و نفاق و الحاد فراهم مىآورد.
ادامه دارد
پىنوشتها:
[١]. اصول كافى، ج ١، ص ١٩
[٢]. آل عمران (٣)، ص ١٦٤
[٣]. سوره بقره (٢)، ص ١٢٤
[٤]. انعام (٦)، ص ٧٥
[٥]. اصول كافى، ج ١، ص ١٢ و ١٣
[٦]. اصول كافى، ج ١، ص ٢٠٢.