ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - مقدمه
ج) محدث نورى گفته است:
شيخ مفيد در كتاب مسارالشيعه در وقايع ماه صفر روز بيستم به اين مطلب اشاره نكرده اشت و شيخ طوسى در مصباح المتهجد و علامه حلى در منهاج الصلاة و كفعمى در دو موضوع از طمصباح مثل شيخ مفيد صحبت كردهاند و هيچ اشاره به اين قضيه در اربعين نكردهاند.
مرحوم قاضى ضمن تأكيد بر جواب قبلى همان جواب را در مورد افراد مذكور جارى مىداند و بعد شروع به مواردى مىكند كه در كتاب مسارالشيعه و ارشاد خلاف مشهور و واقع است و به عبارتى مىخواهد ضعف قسمتهايى از كتب فوق را روشن كند.
د) دليل چهارم محدث نورى آن است كه ابوالقاسم طبرى آملى در كتاب بشارةالمصطفى وقتى خبر عطيه را نقل مىكند كه به همراه جابر وارد كربلا شديم و چه كرديم و ... هيچ از ديدار ايشان با اهل بيت سخن نگفته است. مرحوم قاضى مىگويند ظاهراً اين خبر تقطيع شده است و مروم محسن امين عاملى در كتاب لواعج الاشجان روايت را نقل كرده است كه در آن به اين قضيه اشاره شده است و شايد هم نسخه بشارةالمصطفى در نزد محدث نورى نسخه ناقصى بوده است.
ه) محدث نورى گفته است كه اسرا را از راه سلطانى يعنى تكريت، موصل، نصيبين به شام بردهاند و در اين راه چهل منزل است مو مستند خود را مقتل ابى مخنلف قرار داده است.
نويسنده كتاب ضمن جعلى شمردن كتاب مذكور يا حداقل جعلى بودن آنچه در دست ماست- چنانچه خود محدث نورى هم به اين امر معتقد است- استناد بر اين كتار را مردود دانسته و بر فرض درست بودن مطلب آن را مغاير دلايل قبلى كه برشمرده است مىداند.
و) اگر حضرت امام سجاد عليه السلام و جابربن عبداللَّه انصارى و جماعتى از بنى هاشم در يك روز به كربلا رسيدهاند؛ مناسب نبود جابر اول زائر سيدالشهدا باشد. چنانچه شيخ مفيد مىگويد: هو اول من زاره ... نادرستى اين استدلال روشن است و مرحوم قاضى در جواب مىگويند: ورود در يك روز مستلزم ورود با هم در يك آن كه نيست و مسلماً جابر زودتر رسيده بوده است و اين دو هيچ منافاتى با هم ندارند.
مضافاً اينكه شيخ مفيد مىگويد: جابر اولين زائر امام حسين عليه السلام است چون وى ورود اهل بيت عليه السلام در اربعين به كربلا را ذكر نكرده است، پس طبق نظريه خودش قطعاً حرف صحيح است.
ز) آخرين دليلى كه محدث نورى ذكر مىكند اين است كه چطور امكان دارد اهل بيت عليه السلام بدون اطلاع يزيد در مسير شام به مدينه وارد عراق شوند؟ كه مستلزم طولانىتر شدن راه و هزينه بيشتر است و اين با دنائت و خساست يزيد ناسازگار است.
مرحوم قاضى مىفرمايند: اين حرف احتمالى بيش نيست، زيرا يزيد به نعمان سفارش مكرر كرد كه بر خاندان رسالت احترام گذارد و هر امرى نمودند اطاعت كند و در تاريخ آمده است كه اهل بيت از او خواستند كه از كربلا عبور كند و او نيز اطاعت كرد. اين حركات يزيد در واقع براى خاموش كردن انقلابى بود كه در حال شروع بود و وى مىخواست با اين ظاهرسازيها دل مردم را به دست آورد. پس اين امر هيچ مستعبد نيست. بلكه امكان وقوع آن را از طرف يزيد منطقىتر و معقولتر مىنماياند.
مرحوم قاضى در نهايت به اشكالى مىپردازد كه به گفته مدث نورى سند روايتى كه در آن از ورود اهل بيت عليه السلام، در روز اربعيت سخن به ميان رفته مخدوش است و در اينجا بسيارى از مباحث سندى و رجالى را مطرح كردهاند كه به درد اهل تحقيق مىخورد. در ادامه مباحث كتاب گرچه ارتباط با اصل موضوع مورد نظر ندارد ولى سرشار از مباحثى بسيار مفيد و نافع است و بايد گفت آنچه شهيد سعيد در اين كتاب جمع آورى كرده، گرچه از حيث استدلالى همه آنها در يك سطح نيستند ولى ايشان توانسته مجموعهاى از مطالب متنوع، مختلف و سودمند را جمع آورى نمايد.