ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - واكنش هاى انسان
و عادلانه است كه تمامى اينها در وعده ظهور مهدى آل محمد (ص) تجلى يافته است.
واكنشهاى انسان
وقتى انسان در پى آگاهى بر آينده خود و عالم بشرى است، رايجترين روش كاوش در علوم تجربى، فلسفه و يا دين مىباشد. اين راهها، عالمانه و مبتنى بر عقل است.
اگر كسى با تأكيد بر علوم تجربى آينده خويش را پيشبينى كند، هر چند كارى ممكن انجام داده، قابليت تحقق آن را به سادگى در اختيار نخواهد داشت. علوم تجربى با ماهيتى كه دارند، مىتوانند با متغيرهايى كه به دقت آنها را تفكيك كرده و در كنترل خود درآورده، سروكار داشته باشند.
اين علوم براى شناخت پديدهها، آنها را به اجزاى تشكيل دهنده و قابل مطالعه تقسيم كرده، تأثير و تأثر آنها را بر يكديگر بررسى مىكنند، و به شناخت روابط ميان پديدهها و در نتيجه، پيشبينى وقوعشان در آينده مىپردازند. در گامهاى بعدى، علم از تركيب شناختى كه درباره اجزا به دست آورده است، به شناختى در مورد پديدههاى پيچيده مىرسد. براى مثال علم تجربى توانسته است با شناخت پديدههاى جوّى و طبيعى از يك سو و شناخت قوانين مربوط به هوانوردى و هواپيمايى از سوى ديگر، به قانونمندى سفرهاى هوايى پى برده، آن را پيشبينىپذير سازد و تحت كنترل درآورد. امروزه در سفرهاى هوايى، از زمانى كه هواپيما از زمين بر مىخيزد، به دقت تحت كنترل درآمده و فاصله مقصد و زمان فرود آن پيشبينى مىشود. در پديدههاى فيزيكى از اين نوع كه مثال زديم كنترل به دفعات و به خوبى انجام مىگيرد.
با وجود آن، آيا علم مىتواند رخدادهاى انسانى و اجتماعى را نيز به دقت پيشبينى كند و از اين طريق آينده را نيز در اختيار انسان قرار دهد؟ پاسخ به شكل نظرى، آن است كه اگر متغيرهاى انسانى و اجتماعى قانونمندىهاى حاكم بر آنها مانند متغيرهاى فيزيكى و آب و هوايى، دقيقاً قابل شناسايى و كنترل باشند، مىتوان به چنين پيشبينىهايى نيز رسيد، اما در حال حاضر در آيندهاى نزديك، دسترسى به چنين دانشى براى انسان ممكن نيست. انسان هر چند توانسته است بسيارى از پديدههاى فيزيكى را در سيطره دانش خويش درآورد، ولى در شناسايى و كنترل پديدههاى انسانى، همچنان ناتوان مانده است.
آمريكا با استناد به شواهدى، از قبيل اعتقاد مسلمانان به ويژه شيعيان به ظور منجى عالم بشرى[١] وقوع تجربههايى از قبيل ظهور خاتم پيامبران (ص) در سرزمينى به دور از قلمرو فراعنه[٢] يا حتى اتكا به پيشبينىهايى از نوع آنچه «نوستر اداموس»[٣] بيان كرده است[٤] وقوع خطر را در منطقه خاورميانه احساس كرده، خود را براى مقابله با آن آماده مىسازد. اما اين احساسها ناشى از دستاوردهاى دقيق علمى نيست، بلكه بر يك سلسله فرضيهها و احتمالها استوار است. تجهيزاتى كه آمريكا براى مقابله با چنين خطرى در اختيار مىگيرد نيز از روى علم و بصيرت كافى نيست، زيرا وقتى آيندهاى به دقت قابل پيشبينى نباشد، چگونه مىتوان خود را براى رويارويى با آن آماده كرد؟ تنها يك آمادگى كوركورانه، قابل تحقق است.
بنابراين، اگر انسان بخواهد به كمك علم تجربى به زمينههاى روانشناختى انتظار خويش پاسخ دهد
در حال حاضر علم، توان پاسخگويى دقيق به اين مقتضيات را ندارد و آنچه را كه از فلسفه برمىآيد مىتواند انسان را به سمتى هدايت كند كه در آن نويدى براى آينده بشر باشد، اما ممكن است همين معرفت بر آمده از ديدگاه بدبينانه برخى فلاسفه، براى آينده بشر تيرگى و شقاوت را پيشبينى كند. در هر حال، فلسفه مىتواند جهتى كلى به شكل سعادت يا شقاوت، براى جامعه بشرى نويد دهد و از پيشبينى قطعى آن ناتوان است.
در اين ميان، معرفت دينى و وحى، تنها يك تكيهگاه انسان است كه مىتواند به مقتضيات روانشناختى انسان براى توجه به آينده پاسخ دهد. انتظار ظهور فردى معين با همه تاريخچهاى كه در پشت سر دارد و تمام وعدههايى كه براى پيشبينى ظهور او داده شده، يكى پس از ديگرى تحقق مىيابد، حتى بيان كيفيت ظهور و شمار يارانى[٥] كه در گام اول خواهد داشت و بسيارى از پرسشهاى ديگرى كه به طور طبيعى و فطرى از درون هر انسانى بر مىخيزد كه اين خود، از معجزههاى دين است؛ دينى كه به همه نيازهاى فطرى انسان به ويژه به اين پرسش بشرى
پاسخى بسيار روشن مىدهد. انسان اگر از قيد اميال و شهوات خويش رها شود[٦]، به طور يقين به آيندهاى كه مكتب الهى محمد و آل محمد (ص) وعده آن را بشارت دادهاند، نيز خواهد انديشيد.
پىنوشتها:
برگرفته از: گفتمان مهدويت (سخنرانى و مقالات گفتمان چهارم)، مؤسسه فرهنگى انتظار نور، صص ١٠٤- ٩٧.
[١]. ر. ك: دكتر منصور، دكتر دادستان، ديدگاه پياژه در گستره تحول روانى.
[٢]. سوره نبأ (٧٨)، آيه ٣٩.
[٣]. سوره حاقه (٦٩)، آيات ٣٠- ٣١.
[٤]. شيخ طوسى، الغيبه، ص ١٨٠. «قال رسولالله (ص): لو لم يبق من الدّنيا الّا يوم لطوّل الله تعالى ذلك اليوم حتّى يبعث رجلا منّى يواطى اسمه اسمى اسم أبيه اسم أبى يملأ الأرض عدلًا كما ملئت ظلماً.»
[٥]. نهجالبلاغه، خطبه ٨٩. «ارسله على حين فترهٍ من الرّسل و طول هجعه من الامم و اعتزامٍ من الفتن و انتشار من الامور و تلظّ من الحروب و الدّنيا كاسفة النّور ...».
[٦].Nostradamus
[٧]. سرژهوتن، پيشگويىهاى نستراداموس، ترجمه شهلا المعمى، ص ١١٧.
[٨]. محمدبن ابراهيم نعمانى، الغيبه، ص ٣١٥، ح ٨: «عن أبى جعفرٍ الباقر (ع) قال: أصحاب القائم ثلاثماة و ثلاثة عشر رجلًا ...»
[٩]. آمدى، غررالحكم، ص ١٦٨، ح ٣٣١٨: «قال الامام على (ع) ظفر بجنّة المأوى من أعرض عن شهوات الدّنيا، نهجالبلاغه، حكمت ٤٧٤: قال الامام على (ع) ما المجاهد الشهيد فى سبيل الله أعظم فى سبيلالله اعظم اجراً ممّن قدر فعفٌّ لكاد العفيف أن يكون ملكاً من الملائكة».