ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - چگونگى شناخت خدا، رسول و حجّتش
چگونگى شناخت خدا، رسول و حجّتش
محمّد صادق امهطلب
موضوع سخن، دعاى مشهورى است كه در چند موضع از جمله در ابتداى دعايى در عصر غيبت كه مستحب است عصرهاى جمعه خوانده شود آمده؛ و متن مشهور آن چنين است:
... اللّهمّ عرّفنى رسولك فانّك ان لم تعرّفنى رسولك لم اعرف حجّتك؛ الّلهمّ عرّفنى حجّتك فانّك ان لم تعرّفنى حجّتك ظللت عن دينى.
در اين دعا اجمالًا هدايتيافتگى به شناخت حجت خدا (ع) و آن به شناخت رسولخدا (ص) و آن هم به شناخت خود خدا (عزّوجلّ) منوط و مشروط شده است و به خلاف رويه عادى و معمول بشر كه از اثر به مؤثر و از معلول به علّت پى مىبرد، در اين دعا، شناخت اثر و معلول به شناخت علت و مؤثر موكول گرديده است و در اين مطلب، ويژگى بارز و تابناك شيعه نهفته است. در حالى كه در طرز فكر سنّى به دليل انكار حجّت خدا (ع)، راه شناخت خدا مسدود شده يا معرفت خدا بىنتيجه مانده است و مىتوان گفت كه غالب اهلسنّت يا فاقد معرفت و يا واجد معرفت ابتر و عقيماند.
سنّت حسنه علماى بزرگ شيعه اين است كه در تكتك واژههاى نقلى متون قدسى شيعه شامل قرآن و حديث مطالعه و دقّت مىكنند و به لوازم ظريف معانى كلمات عنايت و تأكيد دارند. چنان كه در اين دعا دقت كنيم، مىبينيم كه از خداوند هادى طلب كردهايم كه خود را به ما بشناساند. در حالى كه خداوند پيش از اين چنين كرده و خود را در قرآن كريم به انسانها معرفى فرموده است و به قول حضرت امام خمينى (ره) اگر قرآن نازل نمىشد باب معرفتالله تا ابد بسته مىماند. پس اگر مقصود از فقره اول دعا، شناخت اسماء و صفات و افعال و خوىهاى حق تعالى باشد كه تحصيل حاصل است و مناسبتر آن بود كه از خداى عزّوجلّ بخواهيم كه به توفيق قرائت و دقت و تفكر و تدبّر و تفقّه در قرآن را بدهد و به دنبال آن بر عمل به آن و لوازمش يارى فرمايد. از طرف ديگر در فقره دوم دعا از خداوند متعال شناخت رسولش را خواستهايم نه شناخت نبّى او را هر چند در بعضى از روايات در انتهاى فقره اول، به جاى رسولك واژه نبيّك آمده است، امّا در آنها هم فقره دوم شناسايى رسول خدا خواسته شده است. البته بنا به حديث چهار صد و سىام اصول كافى (كتاب الحجّه، باب طبقات الانبياء و الرّسل و الائمه عليهمالسلام، ح ١) نبى،