ماهنامه موعود
(١)
شماره هفت
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
سالى كه گذشت
٢ ص
(٤)
شكوفه امامت بر شاخسار نبوت
٤ ص
(٥)
ويژگى هاى امامان معصوم عليهم السلام
٦ ص
(٦)
سوار در برف
١٤ ص
(٧)
در سايه هاى غدير
١٦ ص
(٨)
تكليف عاشقان
٢١ ص
(٩)
نوروز در آينه روايات
٢٢ ص
(١٠)
1 دسته اول روايات
٢٢ ص
(١١)
2 دسته دوم روايات
٢٤ ص
(١٢)
دعاى هنگام تحويل سال
٢٤ ص
(١٣)
1- اصل تحول
٢٤ ص
(١٤)
2- محور تحول (محول)
٢٥ ص
(١٥)
3- آواى توحيد (محول)
٢٥ ص
(١٦)
4 هدف تحول (محول اليه)
٢٥ ص
(١٧)
آداب دينى عيد نوروز
٢٥ ص
(١٨)
1 طهارت و پاكيزگى
٢٥ ص
(١٩)
2 هديه دادن
٢٦ ص
(٢٠)
3 ياد خدا
٢٦ ص
(٢١)
4 صله رحم و ديدار با دوستان
٢٦ ص
(٢٢)
شعر و ادب
٢٧ ص
(٢٣)
كوكب هدايت
٢٧ ص
(٢٤)
لحظه اى نيست
٢٧ ص
(٢٥)
بيا
٢٨ ص
(٢٦)
عطر ميلاد
٢٨ ص
(٢٧)
عشق به خورشيد
٢٩ ص
(٢٨)
ريشه آئينه ها در باغ صبح
٤٠ ص
(٢٩)
خورشيد
٤٠ ص
(٣٠)
سروش مهر
٤٠ ص
(٣١)
دست خدا
٤١ ص
(٣٢)
خم غدير
٤١ ص
(٣٣)
ولايت مرتضى
٤١ ص
(٣٤)
واقعه غدير خم
٤٢ ص
(٣٥)
موعود جوان
٤٥ ص
(٣٦)
سخن اوّل موعود جوان
٤٦ ص
(٣٧)
انتظار
٤٧ ص
(٣٨)
شعر و ادب موعود جوان
٤٨ ص
(٣٩)
هركجاى جهان
٤٨ ص
(٤٠)
ارمغان
٤٨ ص
(٤١)
نوباران
٤٨ ص
(٤٢)
از ميان آثار رسيده
٤٩ ص
(٤٣)
باران كه هيچ
٤٩ ص
(٤٤)
مرا هم دعوت كردند، امّا
٥٠ ص
(٤٥)
با شما
٥٢ ص
(٤٦)
معرفى كتاب
٥٣ ص
(٤٧)
مهدى، عليه السلام و مسئله رجعت
٥٣ ص
(٤٨)
سيماى حضرت مهدى، عليه السلام، در قرآن
٥٣ ص
(٤٩)
مقتداى مسيح
٥٤ ص
(٥٠)
پيروزى نهايى حق بر باطل
٥٨ ص
(٥١)
عوامل حاكميت اهل باطل
٥٩ ص
(٥٢)
عامل اول ظهورباطل در چهره حق
٥٩ ص
(٥٣)
عامل دوم وحدت وانسجام اهل باطل
٥٩ ص
(٥٤)
مصاديق اين آيه
٦٠ ص
(٥٥)
رويكرد غرب و مسيحيت به معنويت و مهدويت
٦٢ ص
(٥٦)
ميعادگاه منتظران پرسش شما پاسخ موعود
٦٥ ص
(٥٧)
آخرين رهاننده
٦٧ ص
(٥٨)
بيا اى صاحب عصر!
٧٠ ص
(٥٩)
گفتگو درباره امام مهدى (ع)
٧٢ ص
(٦٠)
دليل علمى
٧٢ ص
(٦١)
نشانه هاى ظهور
٧٥ ص
(٦٢)
مقدمه
٧٥ ص
(٦٣)
نغمه هاى شوق
٧٨ ص
(٦٤)
نگرشى بر دوران غيبت صغرى و نقش نواب خاص (قسمت سوم)
٨٠ ص
(٦٥)
علل محفوظ ماندن مكتب تشيع ازاثرات منفى غيبت
٨٠ ص
(٦٦)
1 آمادگى افكار عمومى
٨١ ص
(٦٧)
2 بيدارى و هشيارى شيعيان
٨٣ ص
(٦٨)
تا دولت كريمه
٨٦ ص
(٦٩)
دوره صحافى شده موعود
٨٩ ص
(٧٠)
نامه هاى رسيده
٩٣ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - مقتداى مسيح

آسمانى ما قرآن است كه مى فرمايد: «وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ‌ در زبور- و پس از آن ذكر- نوشته بوديم: كه بى گمان زمين را بندگان صالح من به ارث خواهند برد.»[١]

در همين باره از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه وآله نقل است كه پس از ذكر آيه صدوپنجاه ونهم از سوره مباركه نساء «وَإِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ»[٢] و هيچيك از اهل كتاب باقى نمى ماند، جز آنكه بى گمان پيش از مرگ عيسى به او ايمان آورد»

مى فرمايد: «زودا كه پسر مريم در ميانتان به عنوان حاكمى عادل فرود آيد و دجال را بكشد و خوك را از ميان ببرد و صليب را بشكند و جزيه وضع كند و مال بگيرد و تنها خدا پروردگار جهانيان را سجده كند.»[٣]

چنانكه در تفسير قمى در ذيل همين آيه به اسناد خود از امام باقرعليه السلام نقل مى كند كه فرمود: «عيسى عليه السلام پيش از رستاخيز به دنيا فرود مى آيد و هيچ ملتى از يهود و جز آن نمى مانند مگر پيش از مرگ او بدو ايمان مى آرند. و او به امامت مهدى، نماز خواهد خواند»[٤]

و شايد گوياتر از همه، اين سخن رسول مكرم اسلام صلى الله عليه وآله است كه كه بنا به نقل ينابيع المودة، باب هفتاد و هشتم از جلد دوم مى فرمايد: «ان خلفائى و اوصيائى و حجج الله على الخلق بعدى الاثناعشر. اولهم على و آخرهم ولى المهدى. منزل روح الله عيسى بن مريم، فيصلى خلف المهدى و تشرق الارض بنور ربها و يبلغ سلطانه المشرق و المغرب.[٥]

بى گمان جانشينان و اصياء من و حجت هاى خدا بر خلق در پس من اين دوازده تن اند. نخستين آنان على و واپسين آنان مهدى است. پس [چون نوبت به مهدى عليه السلام رسد] روح الله عيسى بن مريم عليه السلام فرود مى آيد و به امامت مهدى نماز مى گزارد و زمين به نور پروردگار خود روشنى يافته حكومت او خاور و باختر را زير چتر خود مى گيرد.» مشابه اين روايت را صفحه شصت ودوم از اثر ارزشمند حضرت آية الله صافى «منتخب الاثر» مى خوانيم:

«... سوگند به خدايى كه مرا به حق به پيامبرى مبعوث كرد، اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند آن روز را آن اندازه طولانى خواهد كرد كه فرزندم مهدى عليه السلام قيام كند. آنگاه روح الله- عيسى بن مريم عليه السلام- فرود آيد و پشت سر او نماز بگزارد. زمين به نور او روشنى يابد و دامنه فرمانروايى اش خاور و باختر زمين همه را فرا گيرد.»[٦]

به شهادت محدثان شيعه و اهل سنت روايات وارد درباره فرود حضرت عيساى مسيح عليه السلام به گاه ظهور حجت عجل الله تعالى فرجه الشريف مستفيضند. حديث مستفيض حديثى است كه داراى بيش از سه زنجيره سند و طريق نقل حديث باشد. از سوى ديگر، گرچه به اعتراف بسيارى محققان معاصر و متقدم،