ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - سال پيامبر اعظم (ص)
وقتى نام پيامبر اعظم را مىآوريم، كأنه شخصيت ابراهيم، شخصيت نوح، شخصيت موسى، شخصيت عيسى، شخصيت لقمان، شخصيت همه بندگان صالح و برجسته و شخصيت اميرمؤمنان و ائمه هدى (ع) در اين وجود مقدس، متبلور و مجسم است. پيامبر اعظم را مىتوان به درخشانترين ستاره در كائنات عالم وجود تشبيه كرد و از آن وجود بزرگ و مقدس با اين عنوان تعبير كرد. چرا مىگوييم ستاره درخشان، نمىگوييم خورشيد؟ چون خورشيد يك جسم و جرم مشخص و معين است نورانى است و با عظمت است؛ اما [تنها] يك جرم و يك كره آسمانى، است. لكن در [بين] اين ستارههايى كه شما مىبينيد، ستارههايى هستند كه يك كهكشانند و از اين كهكشانى كه ما در شبهاى تابستان در آسمان بالاى سر خودمان مىبينيم، هزاران برابر بزرگترند. كهكشان يعنى آن مجموعهاى كه هزاران منظومه و هزاران خورشيد در آن هست. پيامبر اعظم يك وجود كهكشانوار است و در او هزاران نقطه درخشنده فضيلت وجود دارد. در پيامبر اعظم، علم همراه اخلاق هست، حكومت همراه حكمت هست، عبادت همراه با خدمت به خلق هست، جهاد همراه با رحمت هست، عشق به خدا همراه با عشق به مخلوقات خدا هست، عبادت خدا همراه با فروتنى و خاكسارى هست، روزآمدى همراه با دورانديشى هست، صداقت وراستى با مردم همراه با پيچيدگى سياسى هست، غرقه بودن جان در ياد خدا همراه با پرداختن به صلح و سلامت جسم هست. در او دنيا و آخرت همراه است. هدفهاى والاى الهى با اهداف جذاب بشرى همراه است. او نمونه كاملى است كه خداوند در عالم وجود، موجودى كاملتر از او نيافريده است. او مبشر است، بشارتدهنده است، منذر است، بيمدهنده است. بر همه بشريت و بر همه تاريخ شاهد و ناظر است. فراخواننده همه بشريت به سوى خداست و چراغ نورافشان راه انسانهاست. «إِنَّاأَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِيراً.»[١]
در اين مقطع زمانى، ياد و نام مبارك پيامبر اعظم از هميشه زندهتر است؛ و اين يكى از تدابير حكمت و الطاف خفيّه الهى است. امروز امت اسلامى و ملت ما بيش از هميشه به پيغمبر اعظم خود نيازمند است؛ به هدايت او، به بشارت و انذار او، به پيام و معنويت او، و به رحمتى كه او به انسانها درس داد و تعليم داد. امروز درس پيغمبر اسلام براى امتش و براى همه بشريت، درس عالم شدن، قوى شدن، درس اخلاق و كرامت، درس رحمت، درس جهاد و عزت، و درس مقاومت است. پس نام امسال به طور طبيعى، نام مبارك پيامبر اعظم است. در سايه اين نام و اين ياد، ملت ما درسهاى پيغمبر را بايد مرور كند و آنها را به درسهاى زندگى و برنامههاى جارى خود تبديل كند. ملت ما به شاگردى مكتب نبوى و درس محمدى (ص) افتخار مىكند. ملت ما پرچم اسلام را در ميان امت اسلامى با استقامت و استحكام برافراشته است، سختىها را تحمل كرده است و كاميابىهاى حضور در اين ميدان شرف و افتخار را ديده است و به فضل الهى، كاميابىهاى بيشتر در راه است.[٢]
سال پيامبر اعظم، سال اين وجود كهكشانوار براى دولت و ملت ماست، علاوه بر اين، وجود پيامبر اعظم در عرصه بينالمللى، نقطه التقاى عقايد و عواطف همه ملتهاى مسلمان است. از همه اقوام، با همه مذاهب گوناگون نقطه التقاى همه امت اسلامى در عقيده و عاطفه، وجود مبارك پيامبر اعظم است. اينكه ما در يك چنين سالى با اين نام قرار داريم، تكليف بزرگى را بر گردن ما مىگذارد. ملت و دولت ما در اين سال، بايد طورى عمل كنند كه با حكمت نبوى، هماهنگ باشد. اينها البته كار يك سال نيست؛ كما اينكه پيغمبر اعظم، پيغمبر يك سال نيست. همه سالها سال اوست؛ همه تاريخ، متعلق به اوست. ولى اين به معناى اين است كه ما در راه ساختن آنچنان جامعهاى، آنچنان دنيايى و آنچنان تمدنى كه هدف پيامبر اعظم بود، امسال بايد يك خيزش، يك حركت بزرگ و يك گام بلند داشته باشيم. سال پيامبر اعظم، سال نگاههاى بلند، سال اميد، سال كار، سال مجاهدت، سال خدمت و سال طراحىهاى هوشمندانه براى آينده كشور است؛ سال حركت به پيش است.[٣]
ما درس اخلاق پيغمبر، درس عزت پيامبر اعظم، درس علمآموزى و درس رحمت و كرامت و درس وحدتى را كه ايشان به ما داد و درسهاى زندگى ماست، بايد در برنامه زندگى خودمان قرار بدهيم.[٤]
آنچه در رابطه نبى مكرم و امت اسلامى مورد توجه قرار مىگيرد، از جمله، مسئله سرنوشت امت اسلامى و حوادث و جرياناتى است كه بر اين امت بزرگ مىگذرد؛ «لَقَدْجاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ» در همه ادوار تاريخ اينطور است. آنچه بر امت اسلامى مىگذرد، براى روح مطهر نبى مكرم حايز اهميت است؛ آن دو چشم بصير و بينا، نگران حال امت اسلامى است.[٥]
ما عرض مىكنيم وجود مقدس نبى مكرم و رسول اعظم اسلام، مهمترين نقطه ايجاد وحدت است. قبلًا هم اين را عرض كرديم كه دنياى اسلامى مىتواند در اين نقطه به هم پيوند بخورد. اينجا، جايى است كه عواطف همه مسلمانها در آنجا متمركز مىشود. اين، كانون عشق و محبت و دنياى اسلام است. حالا شما ببينيد قلمهاى پول گرفته از صهيونيستها، همين كانون را مورد توجه قرار مىدهندو به آن اهانت مىكنند براى اينكه اهميت اهانت به امت اسلامى و تحقير دنياى اسلام كمكم از بين برود. اين، نقطه اصلى است. سياستمداران، نخبگان علمى و فرهنگى، نويسندگان، شعرا و هنرمندان ما روى اين نقطه تكيه كنند و همه ملسمانها با اين شعار به هم نزديك شوند. موارد مورد اختلاف را در نظر نگيرند، يكديگر را متهم نكنند، يكديگر را تكفير نكنند و يكديگر را از حوزه دين خارج نكنند. دلها در سراسر امت اسلامى، به ياد پيامبر و به عشق پيغمبر طراوت پيدا مىكند. همه ما دلباخته و عاشق آن بزرگواريم.[٦] از خداوند متعال خواهانيم كه روح مطهر پيامبر اعظم را از ما خشنود كند و بركات خود را به آن پيامبر رحمت و عزت و به امت او روز به روز افزون فرمايد؛ و قلب مقدس ولىعصر- ارواحنا فداه- را از ما شاد كند و ما را در پيمودن اين راه دشوار موفق و مؤيد بدارد و روح شهيدان عزيز و روح مطهر امام بزرگوار ما را در جوار اوليا و بندگان صاحلش، سرشار از نعمت خود قرار دهد.[٧]
پىنوشتها:
[١]. سخنرانى صحن جامع رضوى، ١/ ١/ ١٣٨٥.
[٢]. پيام نوروزى سال ١٣٨٥.
[٣]. سخنرانى در صحن جامع رضوى، ١/ ١١٣٨٥.
[٤]. پيام نوروزى سال ١٣٨٥.
[٥]. سخنرانى در جمع كارگزاران نظام به مناسبت ميلاد پيامبر (ص)، ٢٧/ ١/ ١٣٨٥.
[٦]. همان.
[٧]. همان.