ماهنامه موعود
(١)
شماره شصتم و ششم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
اتحاد دلتا و بحران خاورميانه
٢ ص
(٤)
از ميان خبرها
٦ ص
(٥)
نابودى حزب الله هدف طرح مسيحيان صهيونيست
٦ ص
(٦)
راى شوراى خاخام ها
٦ ص
(٧)
فتواى مفتى وهابى عليه حزب الله
٧ ص
(٨)
راز مسجد جمكران
٧ ص
(٩)
همدستى القاعده با اسرائيلى ها
٧ ص
(١٠)
بسُراى اى محمد (ص)
٨ ص
(١١)
در خلوت محمّد (ص)
٩ ص
(١٢)
سال پيامبر اعظم (ص)
١٠ ص
(١٣)
نمى از يم
١٢ ص
(١٤)
بعثت، انتظار و ظهور
١٤ ص
(١٥)
خصلت پيروان
١٩ ص
(١٦)
معرفى كتاب
٢٠ ص
(١٧)
امامت و ولايت خاتم الانبيا
٢٢ ص
(١٨)
مقدمه
٢٢ ص
(١٩)
برترى مرتبه ولايت بر مرتبه رسالت
٢٣ ص
(٢٠)
مطلب مهم و قابل توجه
٢٤ ص
(٢١)
دلايل ولايت خاتم الانبيا (ص)
٢٤ ص
(٢٢)
نتيجه سخن
٢٥ ص
(٢٣)
محرم ترين
٢٧ ص
(٢٤)
ماه عجب
٢٨ ص
(٢٥)
آثار و بركات حضرت بقيه الله
٣٠ ص
(٢٦)
امام زمان (ع) محيط بر عالم وجود است
٣٠ ص
(٢٧)
موعود نوجوان
٣٣ ص
(٢٨)
مناجات
٣٤ ص
(٢٩)
اوقات فراغت
٣٥ ص
(٣٠)
ديدگاه اسلام
٣٥ ص
(٣١)
سخن آخر
٣٥ ص
(٣٢)
شاهدان بيدار
٣٦ ص
(٣٣)
به كرشمه سرو خواهد آمد
٣٧ ص
(٣٤)
بيمار روى دوست
٣٨ ص
(٣٥)
سبزينه
٤٠ ص
(٣٦)
برگ درختان سبز
٤١ ص
(٣٧)
رنگين كمان ايمان
٤١ ص
(٣٨)
سنگ و چشمه
٤٢ ص
(٣٩)
گل محمّدى
٤٤ ص
(٤٠)
او از ماست
٤٧ ص
(٤١)
گلبرگ
٥١ ص
(٤٢)
آخرين حلقه
٥١ ص
(٤٣)
تيغ و شقايق
٥١ ص
(٤٤)
بعثت از ديدگاه اميرمؤمنان (ع)
٥٢ ص
(٤٥)
حكايت معراج پيامبر
٥٦ ص
(٤٦)
معراج در يك نگاه
٥٧ ص
(٤٧)
مشاهدات زمينى رسول خدا (ص)
٥٧ ص
(٤٨)
معراج از زبان پيامبر اعظم (ص)
٥٨ ص
(٤٩)
حديث معراج
٥٨ ص
(٥٠)
مشاهدات پيامبر اعظم (ص) در آسمان
٥٨ ص
(٥١)
همراهان رسول اكرم (ص) در معراج
٥٨ ص
(٥٢)
موعود (ع) در معراج
٥٩ ص
(٥٣)
معرفت امام زمان (ع) از ديدگاه شيخ صدوق قسمت دوم
٦٠ ص
(٥٤)
3 اعتقاد به گواه بودن امامان (ع) بر مردم
٦٠ ص
(٥٥)
4 اعتقاد به «باب الله» و «سبيل الله» بودن امامان
٦٢ ص
(٥٦)
آداب معاشرت پيامبر اعظم (ص)
٦٧ ص
(٥٧)
غرب و آخرالزمان
٦٨ ص
(٥٨)
بيدارگران
٦٨ ص
(٥٩)
نگاهى اجمالى به «فلسفه تاريخ»
٧٠ ص
(٦٠)
هاليوود و فرجام جهان
٧٣ ص
(٦١)
سينماى هاليوود بين سال هاى 1930 تا 1949
٧٣ ص
(٦٢)
هاليوود و مسئله انرژى هسته اى
٧٤ ص
(٦٣)
گزارش هشتمين نشست از سلسله نشستهاى ماهانه فرهنگ مهدوى
٧٦ ص
(٦٤)
آخرالزمان در رسانه هاى غربى
٧٦ ص
(٦٥)
نشست نهم بشارت منجى
٧٧ ص
(٦٦)
دو خاتم
٧٨ ص
(٦٧)
خاتميت
٧٨ ص
(٦٨)
هدايت به دستان دو خاتم (ع)
٧٨ ص
(٦٩)
خاتم الاصياء (ع) شبيه ترين فرد به خاتم الانبيا (ص)
٧٨ ص
(٧٠)
امام على و پيشگويى نابودى اسرائيل
٧٩ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - هاليوود و مسئله انرژى هسته اى

فيلمسازان هاليوود همواره هم جذاب و افسون‌كننده و هم تحريك‌كننده بوده است و البته پرداختن به چنين سوژه‌اى نيز همواره با اصول شادى‌برانگيز و ملودرام‌هاى خوش‌فرجام سينماى هاليوود تضاد كامل داشته است. علاوه بر اين اينكه طى سه دهه بعد از آن و حتى تا سال‌هاى اخير فيلم‌هاى بسيار كمى در خصوص موارد نابودكننده بمب اتم ساخته شده است، ممكن است به اين سبب باشد كه نويسندگان، كارگردانان و تهيه‌كنندگان هاليوود، شخصاً همچون تماشاگران سينما نسبت به پرداختن به مفاهيم بمب اتم تمايلى از خود نشان نداده‌ند.

فيلم «آغاز يا پايان» (١٩٤٦) به كارگردانى نورمن تاروگ نخستين تلاشى است كه از سوى هاليوود در اين مورد به عمل آمد. «نورمن تاروگ» (١٩٨١- ١٨٩٩) كارگردان مشهور و درجه دوم امريكايى است كه بيشتر براى كمپانى‌هاى متد و گلدوين‌ماير و پارامونت كار مى‌كرد. فيلم‌هاى معروف او «ماجراهاى تام ساير»، «شهر پسرها»، (هر دو ١٩٣٨)، «تام اديسون جوان» (١٩٤٠) مى‌باشد. او همچنين فيلم‌هاى كمدى «برادران استوج»، معروف به «سه كله‌پوك» و فيلم‌هاى موزيكال الويس پرپسلى خواننده معروف جاز را در سال‌هاى دهه ٦٠ كارگردانى كرده است.

فيلم آغاز يا پايان، تحت نظارت دقيق دولت امريكا ساخته شد و هدف از آن اين بود كه اصل و اساس بمب اتمى و اينكه چرا تصميم گرفته شده بود كه آن را بر شهرهاى هيروشيما و ناكازاكى فرو بريزند را نشان دهد. چهارچوب داستان فيلم، تخيلى بود هرچند براساس يك ماجراى واقعى ساخته شده بود. در كنار داستان اصلى يك روايت عاشقانه بين يك دانشمند فيزيك و همسر جوانش نيز مطرح بود.

اين فيلم بازسازى ماجراى «پروژه مانهاتان» بود. در اين فيلم «جوزف كاليا» به نقش «فرمى» دانشمند و فيزيكدان ايتاليايى ظاهر مى‌شد و ساير شخصيت‌هاى فيلم بازيگران معروفى بودند كه نقش فيزيكدان‌ها و سياستمداران درگير در ماجرا را ايفا مى‌كردند. اين فيلم اطلاعات اندكى در خصوص بمب اتمى و يا افرادى كه آن را ساخته بودند به تماشاگر مى‌داد. «براين دانلوى» در اين فيلم، ضمن اشاره به تأسيسات ناشناخته و نيز نقش نمادين افسران ارشدى كه پروژه منطقه مانهاتان را سازماندهى كرده بودند، مى‌گويد: «دستگاه اتم‌شكن سيكلوترون را در آنجا قرار دهيد» ولى اين صحنه بعدها به دلايل امنيتى سانسور شد. «تام درك» در نقش يك نابغه جوان كه دچار شك و ترديد شده است، ظاهر مى‌گردد. او به استفاده از اتم براى صلح مى‌انديشد ولى ديگران نسبت به وى بى‌توجه هستند.

اين فيلم در نگاهى كلى به صورت اثرى ضعيف و تا اندازه‌اى مضحك جلوه مى‌كند. يكى از صحنه‌هاى خنده‌دار آن شايد آن فيلم خبرى مستند است كه به طور قلابى ساخته شده و در آغاز فيلم به نمايش در مى‌آيد، و ما در آنجا مى‌بينيم كه گروهى از دانشمندان اتمى فيلم يك كپسول زمان را دفن مى‌كنند. نخستين آزمايش بمب در لوس‌آلاموس مكزيك صورت مى‌گيرد و در نهايت بر روى دو شهر ژاپن انجام مى‌شود.

فيلم آغاز يا پايان از جهت جنجال و بحثى كه در مورد انداختن بمب اتمى به دنبال دارد، موضع خاصى را انتخاب نمى‌كند. و پيام فيلم برگرفته از عنوان آن است، يعنى بشر بايد به خاطر بهتر شدن و پيشرفت زندگى انسانى انرژى هسته‌اى را مهار كرده و تحت كنترل درآورد و يا در غير اين صورت امكان نابودى كامل كره زمين در پيش خواهد بود. البته منظور آن است كه اين مهار كردن و تحت نظر گرفتن انرژى تنها از عهده ما امريكاييان برمى‌آيد. وگرنه چنانچه در فيلم‌هاى ديگر هاليوود ديده‌ايم افراد قدرتمند شده و همواره با در دست داشتن اسلحه اتمى جهان را در معرض خطر قرار داده‌اند و قهرمان امريكايى يا انگليسى در نهايت شر آنها را پس از طى ماجراهايى كم كرده و جهان را نجات داده‌اند و البته بهترين نمونه آن فيلم‌ها، فيلم‌هاى جيمز باند مأمور دو صفر هفت مى‌باشد.

پرداختن به بمب اتم در مجموعه‌هاى سينمايى آن زمان كه با عنوان سريال سينمايى معروف بود نيز ديده مى‌شود در اين فيلم‌ها كه نخستين سريال‌هاى سينمايى عصر اتم محسوب مى شوند دستگاه‌هاى ضد اتم مورد استفاده قرار مى‌گيرند. مثلًا در فيلم «شهر گمشده جنگل» (١٩٤٦) هنرپيشه معروف آن زمان «لايونل اتويل» را مى‌بينيم كه از بالاى كوه‌هاى هيماليا جنگ سوم جهانى را به راه انداخته است. او با ارائه عنصر متوريوم ٢٤٥ به عنوان تنها عنصرى كه قادر است بمب‌هاى اتمى را نابود سازد فعاليت مى‌كند.

در فيلم شبح «سرخ‌پوش» (١٩٤٤) از همين سريال‌ها، ماده سيكلوترودايكس كشف مى‌شود كه تشعشات قدرتمند ناشى از آن يك مدار كوتاه ايجاد مى‌كند كه قادر است سلاح‌هاى اتمى را ناكار سازد. و بالاخره آنكه افراد شرور درفيلم‌هاى «بيوه سياه‌پوش» (١٩٤٧) و «مرد اتمى بر عليه سوپرمن» (١٩٥٠) كه هر دو سريال هستند، از نيروى اتمى براى رسيدن به اهداف خود استفاده مى‌كنند، توليد اين نوع فيلم‌هاى دنباله‌دار از سال ١٩١٢ آغاز و تا سال ١٩٥٦ ادامه داشت.

اينها غالباً فيلم‌هاى پرحادثه، سراسر هيجان و زد و خوردى بودند كه بيشتر مخصوص تماشاگران نوجوان و جوان ساخته مى‌شدند. در اين فيلم‌ها به نحو مبالغه‌آميزى به شرح قهرمانى‌هاى يك شخصيت زورمند و افسانه‌اى كه ضمناً مدافع عدالت و خوبى نيز بود و در ماجراهاى خطرناك به مبارزه با دشمنان متعدد و زورمند مشغول بود، پرداخته مى‌شد كه در واقع تصويرى از اهداف سياسى هاليوود را در قالب يك كار صرفاً سرگرم‌كننده و سطحى به تماشاگر ارائه مى‌كرد و با فريبكارى در رؤياى تماشاگر، جهانى تخيلى و دور از واقعيت را ايجاد مى‌كرد كه تأثيرات سوء سياسى و اجتماعى آن تا سال‌ها در ذهن و فكر او باقى مى‌ماند.

ادامه دارد ...