ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - انتقام على (ع)
غربت زهرا (س)
سبزتر از بهار
اى كه با عشق، با هرچه خوبى است
سالها يار ديرينه بودى
روح تنها و رنج على را
تو، فقط تو، تو آيينه بودى
بوسه بر دستهاى تو مىزد
آنكه بود آسمان زيرپايش
عاشقانه پدر گفتوگو داشت
از تو در خلوتش با خدايش
نام تو رمز و راز نيايش
اى خوشا با خدا از تو گفتن
سبزتر از حضور بهارى
اى خوشا با شميمت شكفتن
دستهايت نسيم نوازش
بخششت هديهاى آسمانى
دامنت زادگاه كرامت
سايهات بر سر مهربانى
سهيل محمودى
انتقام على (ع)
|
داغ تو ياد داده به من اشك و آه را |
آهى كه سوخت در نفسى مهر و ماه را |
|
|
ترسم ز گريه آب شود چشم روزگار |
اندازد اربه قد كمانم نگاه را |
|
|
مويم سپيد گشت در آغاز زندگى |
ديدم ز بس شكنجه بخت سياه را |
|
|
همسايگان ز گريه من شكوه مىكنند |
گويند برده گريهات از ما رفاه را |
|
|
ديگر براى گريه برون مىروم ز شهر |
تا نشنوند، زين دل غمديده آه را |
|
|
بگرفت انتقام على (ع) را عدو ز من |
آنجا كه بست بر من مظلومه راه را |
|
|
در كوچهاى كه آمد و شد سخت بود سخت، |
سيلى زدند فاطمه (س) بىپناه را |
|
|
كردم دفاع پشت در از محسنم ولى |
كشتند دشمنان تو آن بىگناه را |
|
|
گويند فضّه شاهد مظلومى من است |
روزى كه حق به پاى كند دادگاه را |
|
|
ترسم كه پارهپاره شود قلب دادخواه |
آرند اگر براى شهادت گواه را |
|
|
اى «سازگار» زندهترين شاهد، آنكه خصم |
بشكسته است مخزن سرّ اله را |