ماهنامه موعود
(١)
شماره شصتم و چهارم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
شعبده رسانه ها
٢ ص
(٤)
غربت زهرا (س)
٤ ص
(٥)
سبزتر از بهار
٤ ص
(٦)
انتقام على (ع)
٤ ص
(٧)
فصل جوانى
٥ ص
(٨)
غربت زهرا (س)
٥ ص
(٩)
لبخند صبح
٥ ص
(١٠)
اى مردم !
٦ ص
(١١)
معرفى كتاب
١١ ص
(١٢)
از ميان خبرها
١٢ ص
(١٣)
تأسيس سايت در آمريكا به منظور ايجاد اختلاف بين شيعه و سنى
١٢ ص
(١٤)
اعلام موجوديت يك تشكل شيعه در فلسطين
١٢ ص
(١٥)
رسوايى ديگر براى آمريكا و اسرائيل
١٢ ص
(١٦)
اعتراض گسترده مردم تركيه به توطئه رسانه اى نظام لائيسيسم عليه مسلمانان
١٢ ص
(١٧)
فتنه جديد بوش در ايران
١٢ ص
(١٨)
يك سند تاريخى انگليسى به صراحت گوياى آن است كه در سال 61 هجرى آسمان بريتانيا خون گريست!
١٣ ص
(١٩)
راه اندازى تلويزيون فارسى توسط ميسيونرهاى مسيحى
١٣ ص
(٢٠)
محكوميت به رسميت شناختن فرقه ضاله بهائيت توسط دادگاه هاى مصرى
١٣ ص
(٢١)
امام مهدى، غيبت و جايگاه ما
١٤ ص
(٢٢)
عطر بهشت
٢١ ص
(٢٣)
سيماى حضرت مهدى (ع)، در كلام نبوى (ص)
٢٢ ص
(٢٤)
معرفى امام مهدى (ع) از سوى پيامبر گرامى (ص) به حضرت فاطمه (س)
٢٢ ص
(٢٥)
امام مهدى (ع) معدن علوم پيامبر (ص)
٢٣ ص
(٢٦)
حديث دل سپردن
٢٤ ص
(٢٧)
انواع نعمت هاى الهى
٢٤ ص
(٢٨)
نعمت هاى باطنى
٢٥ ص
(٢٩)
نعمت وجود امام زمان (ع)
٢٦ ص
(٣٠)
راه هاى ارتباط با امام زمان (ع)
٢٦ ص
(٣١)
1 ياد او
٢٦ ص
(٣٢)
2 فرستادن هديه
٢٧ ص
(٣٣)
رؤياى رؤيت
٢٩ ص
(٣٤)
اندكى صبر
٣١ ص
(٣٥)
گلبانگ
٣٢ ص
(٣٦)
باران رحمت
٣٢ ص
(٣٧)
غزل انتظار
٣٢ ص
(٣٨)
موعود نوجوان
٣٣ ص
(٣٩)
نامه اى به يك دوست
٣٣ ص
(٤٠)
مناجات
٣٤ ص
(٤١)
اگر تو بيايى
٣٥ ص
(٤٢)
پيمان بامدادى
٣٦ ص
(٤٣)
شايد تا سه شنبه اى ديگر
٣٧ ص
(٤٤)
آن روز تابستان
٣٨ ص
(٤٥)
يك گلابى براى تو
٤٠ ص
(٤٦)
راز طول عمر
٤١ ص
(٤٧)
پله هاى احساس
٤٢ ص
(٤٨)
روياى صادقه
٤٤ ص
(٤٩)
غرب و آخرالزمان 3
٤٨ ص
(٥٠)
كرويستوفر مارلو و «فاستوس» (قرن 16 م )
٤٨ ص
(٥١)
گوته و «فاوست» (1832- 1749 م )
٤٩ ص
(٥٢)
آلدوس هاكسلى و «دنياى قشنگ نو» (1967- 1894 م )
٥٠ ص
(٥٣)
جرج اورول و «1984»
٥١ ص
(٥٤)
حيرانى ميلان كوندرا
٥١ ص
(٥٥)
ماسون ها و مصر باستان
٥٣ ص
(٥٦)
ماسون ها و مصر باستان
٥٣ ص
(٥٧)
نمادهاى مصر باستان در لژهاى ماسونى
٥٥ ص
(٥٨)
هرم و چشم (مثلث نورافشان)
٥٥ ص
(٥٩)
ستاره شش گوشه
٥٥ ص
(٦٠)
دو ستون
٥٦ ص
(٦١)
واژگان مصرى لژها
٥٦ ص
(٦٢)
اپراى فلوت سحرآميز موزارت
٥٦ ص
(٦٣)
ستون چهارپهلو با نوك هرمى
٥٧ ص
(٦٤)
افسانه ايزس، زن بيوه
٥٧ ص
(٦٥)
پرگار و گونيا
٥٧ ص
(٦٦)
لابى يهود
٥٨ ص
(٦٧)
اتحاد شگفت آور يهوديان
٥٨ ص
(٦٨)
تاريخ نگارى يك طرفه هولوكاست
٥٨ ص
(٦٩)
تبيين امامت در پرتو قرآن و عترت
٦٠ ص
(٧٠)
د) علم غيب ائمه (ع)
٦٠ ص
(٧١)
جمعه هاى انتظار
٦٥ ص
(٧٢)
ولايت تكوينى و تشريعى
٦٦ ص
(٧٣)
امام على (ع) و ولايت تكوينى
٦٦ ص
(٧٤)
1 معناى لغوى و اصطلاحى ولى و ولايت
٦٦ ص
(٧٥)
ولايت تكوينى على (ع) در قرآن
٦٦ ص
(٧٦)
پرسش شما، پاسخ موعود
٦٨ ص
(٧٧)
گزارش ششمين نشست
٧٠ ص
(٧٨)
راز غيبت
٧٠ ص
(٧٩)
پاسخ به پرسش ها
٧١ ص
(٨٠)
نشست هفتم ايدئولوژى آرمگدون
٧١ ص
(٨١)
مسيح حقيقى
٧٢ ص
(٨٢)
جايگاه مسيح در قرآن
٧٢ ص
(٨٣)
جايگاه مسيحيت در اسلام
٧٣ ص
(٨٤)
معجزات امام مهدى (ع)
٧٤ ص
(٨٥)
گوشه اى از خزانه علم امام (ع) در كودكى
٧٤ ص
(٨٦)
جهان تو را ميخواهد
٧٩ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - آن روز تابستان

آن روز تابستان‌

واپسين روزهاى تابستان است. هنوز هُرم‌[١] گرما نشكسته، نيم‌روز كه مى‌شود بادى گرم چهره‌ات را آزار مى‌دهد. خسته از كارى طاقت‌فرسا در شهرى شلوغ و ناآشنا، سراغ جايى را مى‌گيرى كه دمى در آنجا بياسايى و غذايى بخورى. مغازه مرشد چلويى را نشانت مى‌دهند. وارد مغازه كه مى‌شوى، كارگران را مى‌بينى كه در تكاپوى پذيرايى از ميهمانان‌اند و مرشد را كه فرورفته در درياى ژرف و آرام انديشه‌هاى خود، نظاره‌گر آمد وشد كسانى است كه همچون تو خسته و مانده از تلاش روزانه، نزد او آمده‌اند تا نيم‌روز خود را با صرف بشقابى برنج و يك، دو سيخ كباب سپرى كنند. غذايت را مى‌خورى. خستگى بر جانت فشار آورده، با خود مى‌گويى: «يك استكان چاى كمرنگ، گوارا مى‌افتد.» هنوز از اين انديشه بيرون نيامده‌اى كه مرشد يكى از كارگران را صدا مى‌زند كه: «يك چاى كم‌رنگ ببر آن گوشه دكّان!» و چند لحظه بعد، عطشت فرو مى‌نشيند، ولى تو مى‌مانى و حيرت!

برمى‌خيزى كه بروى، ناگهان شگفت‌زده مى‌ايستى و به تابلوى بالاى سر مرشد خيره مى‌شوى. باورت نمى‌شود. به ياد نمى‌آورى كه جايى ديگر چنين نوشته‌اى را ديده باشى. ذوقى سرشار و خطّى خوش فراهم آمده، كه تو را اين گونه بُهت‌زده كرده است: «نسيه داده مى‌شود، حتّى به شما؛ وجه دستى به اندازه وسعمان‌[٢] پرداخت مى‌شود». شگفتى پديد آمده از اين دو جمله غريب؛ تو را از صرافت رفتن مى‌اندازد و به جانب مرشد مى‌كشاند. سلامى و پاسخى و اظهار حيرتى؛ و مرشد تو را آرام مى‌كند و مى‌نشينى. شلوغى‌