ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - نشانه هاى بحران
مدرن اين وسع و توان محدود است و اين سه گام البته بايد در پرتو يك آرمان والا دنبال شود كه همان انتظار فرج است و معنى «أفضل الأعمال إنتظار الفرج» نيز به نظر حقير همين است.
وضع شيعيان را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
همانگونه كه گفتم ما شيعيان نيز بحران زده ايم و بسيارى از علائم و نشانه هاى انحطاط آخرالزمان كه در روايات و احاديث شريف ما مطرح شده است، بيانگر وضع شيعيان است كه البته تكليف غيرشيعيان هم معلوم است كه چيست. ردّ پاى بحران و وضعيت وارونگى ارزش ها را در عرصه هاى مختلف فرهنگى و سياسى و اجتماعى و اقتصادى خودمان مى توانيم بيابيم. من چند نمونه را ذكر مى كنم. مثلًا:
- نظام تعليم و تربيت مدرن (مدارس جديد و دانشگاه)، محصول رنسانس و مبتنى بر مبانى فلسفى و معرفت شناسى مدرن است و در تقابل با مبانى دينى، اما همه ما اين نظام را كم و بيش همان نظام تعليم و تربيت مطلوب مى دانيم و مى خواهيم در اين ظرف، نخبه پرورى كنيم و انسان مؤمن و مسلمان تربيت كنيم. حالا البته اگر واقعيت هاى عينى هم بيانگر اين باشد كه خروجى اين نظام و تعليم و تربيت به شدت آسيب ديده و تا حد زيادى سكولار و لاييك است، تغييرى در ديدگاهمان نمى دهيم و باز هم بحران را نمى فهميم.
- علم جديد و تكنولوژى جديد به دلايل بسيارى كه اين مقال جاى شرح آنها نيست، از مصاديق علم مطلوب دين و كتاب و عترت نيست و بر آيند نهايى اين علم و تكنولوژى از خدا و خودبيگانگى است اما ما اصرار داريم كه بگوييم رواياتى چون «طلب العلم فريضة على كل مسلم» و «أطلبوا العلم من المهد إلى اللحد» و «أطلبوا العلم و لو بالصين» ناظر به همين علم است.
- از نظر آموزه هاى اسلامى، مقدس ترين جايگاه براى زن مسلمان خانه و خانواده است و زن به ميزانى كه مستور و محجوب باشد، ارزش والاترى مى يابد و بيشتر مرضىّ خداوند است اما اكنون ما شيعيان و محبان حضرت فاطمه زهرا (س) در كار بيرون كشاندن زن از كانون خانواده و همدوشى او با مردان و حضور همه جانبه و مختلط او با مردان در دانشگاه و اداره و خيابان و ورزشگاه و مجلس و دولت هستيم و اين منكر آشكار را معروف مى پنداريم و با ادله اى واهى، آن را رسالت اسلامى و شيعى خويش مى پنداريم و البته چون كبك هم سر در برف مى كنيم و مفاسد حضور همه جانبه بانوان در همه عرصه هاى سياسى و اقتصادى و اجتماعى و فرهنگى را كه عبارت است از بى بند و بارى و فساد و طلاق و فرار از ازدواج و ... را ناديده مى گيريم و از سير روزافزون اين مفاسد، لرزه بر انداممان نمى افتد.
- بدتر از همه اين معضل فكرى و نظرى است كه شديداً بر ضد وظيفه انتظار و منتظر بودن است و آن اينكه، عصر جديد را مظهر تكامل و پيشرفت تاريخ بشرى مى دانيم و فى المثل نظامات سياسى جديد مثل دموكراسى را تكامل نظامات سياسى گذشته حتى نظام ولايى مى دانيم و يا اينكه رسانه هاى غفلت زا و تكثر زده و لهو و لعب مدار جديد را تكامل مى دانيم و نيز معمارى و شهرهاى بى قواره و زشت و اضطراب آفرين افريت مدرن را تكامل معمارى و شهرهاى موزون و آرامش بخش سنتى مى دانيم و بدتر