ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٦ - ٢ حجّت در قرآن و روايات
آخرين حجّت، واپسين منجى
ابراهيم شفيعى سروستانى
اعتقاد به نجات بخش موعود «منجى»، به عنوان انسان برترى كه در آخرالزمان زمين را از عدالت پر مى سازد و انسان هاى در بند را رهايى مى بخشد، در همه اديان و مذاهب وجود دارد. اما آنچه در اين ميان شيعه را متمايز ساخته، اين است كه در اين مذهب «منجى موعود» نه تنها به عنوان يك آرمان، بلكه به عنوان تداوم بخش رسالت انبيا، وارث اولياى الهى و در يك كلام «حجّت خدا» بر روى زمين مطرح است؛ حجّتى كه زنده، شاهد و ناظر بر اعمال آدميان است؛ حجتى كه تأثير او در زندگى فردى و اجتماعى انسان ها تنها به آخرالزمان و زمان ظهور منحصر نمى شود و وجود او در لحظه لحظه زندگى ساكنان زمين نقش دارد.
براى درك مفهوم «حجّت» و روشن شدن تفاوت ميان اين دو اعتقاد، يعنى اعتقاد به موعود، تنها به عنوان «منجى» و اعتقاد به او به عنوان «حجّت» و «منجى» لازم است كه جايگاه اين واژه را در قرآن و روايات مورد بررسى قرار دهيم؛ اما پيش از آن نگاهى اجمالى خواهيم داشت به معناى لغوى حجّت.
١. حجّت در لغت
«حجّت» درلغت به معنى دليل، برهان و راهنما است. به عبارت ديگر «آنچه به آن دعوى يا مطلبى را ثابت كنند» حجّت گويند.[١]
مرحوم راغب اصفهانى نيز حجّت را اين گونه معنا كرده است:
راهنمايى آشكار به راه مستقيم و آنچه كه به وسيله آن مى توان به درستى يكى از دو مخالف پى برد.[٢]
٢. حجّت در قرآن و روايات
در آموزه هاى اسلامى موضوع «حجت»