ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - چرا كارگردانان به مقوله آخرالزّمان نمى پردازند؟
شده بود و باد آن را بسيار زيبا به اهتزاز درآورده بود من اين صحنه را ضبط كردم، همانطور كه از سينه كش كوه بالا مى رفتيم، از پشت ويزور كه نگاه كردم، يك لحظه پيش خودم گفتم ممكن است اين ها جزئى از لشكريان امام زمان (عج) باشند، اين مسئله خيلى مرا گرم كرد و اين پلان ضبط شد، و بارها از تلويزيون پخش گرديد. به خصوص اين كه دعاى عهد را با صداى زيبايى روى آن پياده كرده بودم و اين امر در بيننده خيلى اثر مى گذارد.
اين اولين تجربه من بود. هنگامى كه شهيد «آوينى» از صدا و سيما رفت و مسئول ويدئويى حوزه هنرى شد از همه خواست براى فعاليت هنرى دور هم جمع شوند و برنامه توليد كنند، من طرح خودم را كه «در انتظار موعود» نام داشت ارائه كردم، شهيد آوينى پذيرفت و ما كليد كار را زديم. امروز تأسف مى خورم كه چرا روى اين سريال دقت و حساسيت بيشترى به خرج ندادم و براى پايان يافتن آن عجله كردم. البته شايد علت آن اين بود كه براى اولين بار مقابل دوربين درباره مهدويت سخن گفته مى شد، به هرحال سد شكسته شد و موانعى كه وجود داشت از ميان برداشته شد و همكاران با تعجب پى گير موضوع بودند و مشتاق بودند ببيندند سرانجام كار به كجا ختم مى شود، حتى يكى از فيلم سازان با من تماس گرفت و گفت مى خواهم در زمينه مهدويت فيلم داستانى بسازم؛ پس اين نشان مى دهد كه سد شكسته شده و همگان پذيرفته اند كه حقيقت ظهور مى تواند دست مايه فيلم سازى قرار گيرد. و اين نكته براى من خيلى مهم تر از خود فيلم بود، زيرا باعث شد جريان فيلم سازى مهدويت و انتظار بوجود آيد.
آقاى اسلاملو با توجه به توضيحاتى كه در خصوص تهيه سريال «در انتظار موعود» ارائه نموديد بفرماييد آيا اين برنامه از رسانه ملى پخش شد؟ اگر خير، علت آن چه بود؟
متأسفانه كل سريال از سيما پخش نشد. دليل آن نيز ترسى بود كه مسئولين وقت صدا و سيما در دل داشتند، در يك قسمت از اين مستند شفا يافتن يك جانباز شيميايى چگونگى تشرف او خدمت امام زمان (عج) را ضبط كردم. آن جانباز بسيار جالب و گيرا مسئله تشرف را تشريح كرده بود. من عكس هاى مجروحيت و شفا يافتنش را نيز ضبط كردم ولى متأسفانه سيما از پخش كردن آن خوددارى كرد، من تصور مى كنم صدا و سيما هنوز هم با مقوله مهدى موعود (عج) بيگانه است و لذا حاضر نيست در اين مقوله كاملًا وارد شود. اينكه چه بايد كرد؟ و چگونه مى توان ابر سياه بيم را از آسمان صدا و سيما دور كرد؟ سؤالى است كه من نيز به دنبال يافتن پاسخ صحيح آن هستم به اعتقاد من با همين امكانات موجود صدا و سيما مى توان مشكلات فرهنگى، هنرى كشور را حل نمود.
سؤال ديگر من باز مى گردد به اينكه با توجه به گذشت يك دهه از ساخت سريال مستند «در انتظار موعود» و تغييراتى كه در فضاى فرهنگى كشور به وجود آمده آيا زمان پخش آن از طريق سيما نرسيده است؟
اينكه فضاى فرهنگى و هنرى جامعه تغيير كرده و متفاوت تر از گذشته شد قبول دارم و براى من هم جاى سؤال است كه چرا صدا و سيما آن را پخش نمى كند؟ با