ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - انقراض گونه هاى زيستى
عزيز شده، نمادهاى مختلف بحران هايى كه امروز جهان با آنها دست به گريبان است، مورد بررسى قرار مى گيرد تا عمق و گستردگى اين بحران ها بيش از پيش روشن شود و عجز و ناتوانى انسان امروز در مهار آنها افزون از گذشته معلوم گردد. باشد تا از اين رهگذر همه ما به ضرورت ظهور آخرين حجت براى پايان دادن به همه اين آشفتگى ها، سرگردانى ها، رنج ها و بلاها واقف و فرج آن حضرت را با همه وجود از خداوند متعال خواستار شويم.
هيچ گاه بشر محيط زندگى خود را اين گونه به آستانه نابودى نكشانيده است. بحران هاى متعدد زيست محيطى، انقراض گونه هاى زيستى، آلودگى و تحليل منابع زير زمينى و ... از جمله مواردى است كه آينده بشر و حيات را در زيست كره به سختى تهديد نموده است. در اين مقاله، نويسنده به پنج مورد از بحران هاى پيش روى بشر امروز پرداخته است.
اگرچه جوامع انسانى در طول تاريخ با مشكلات بزرگى مواجه بوده اند، اما چالش هاى پيش روى عصر ما واقعاً منحصر به فرد است. هيچ گاه بشريت در آستانه تخريب و نابودى زيست كره و تخريب بنيان هاى اكولوژيكى اى كه وجودشان براى نسل هاى آينده ضرورتى انكار ناپذير مى باشد، نبوده است. هم اكنون، پيش روى ما بحران هايى به انتظار نشسته اند كه اگر بخواهيم تا به بحرانى جدى در عرصه زندگى مان و شكل گيرى دورانى تيره و تار نينجامد، بايد هرچه سريع تر با نوعى آگاهى و بيدارى جهانى به خود آييم. بى شك در جهانى واحد و درهم تنيده، راه گريزى جز هوشيارى بشريت قابل تصور نيست. تنها براى نشان دادن گوشه اى از دامنه اين بحران، به پنج موضوع كه در يك يا دو دهه آينده به فاجعه اى جهانى و تأثيرگذار بر نظام موجود برحيات مى انجامد، اشاره مى نماييم:
آب و هوا
فعاليت هاى بشرى، شرايط آب و هوا را به قدرى بى ثبات نموده است كه تنها در بخش گازهاى گلخانه اى، ميزان كنونى اين گازها فراتر از ميزان كل آن در بيست ميليون سال قبل است. كارشناسان پيش بينى مى كنند كه در نتيجه چنين روندى، بى شك با نابه سامانى هاى گسترده اى روبرو خواهيم شد كه توفان هاى شديد، خشك سالى هاى گسترده و فشار بر اكوسيستم، از جمله اين بحران ها خواهد بود.
فقر
امروزه نه تنها شاهد ميزان حيرت آور و تكان دهنده فقر در عرصه جهانى مى باشيم، بلكه شاهد افزايش گسترده فاصله اغنيا و فقرا نيز هستيم. طبق برآورد سازمان ملل، اكثر مردم جهان، يعنى حدود ٦٠ درصد يا فراتر از چهار ميليارد نفر از ساكنان زمين، درآمد روزانه اى كمتر از سه دلار دارند.
جمعيت
شمار ساكنان كره زمين از دو ميليارد نفر در سال ١٩٣٠ به حدود شش ميليارد نفر رسيده و برآوردها بيانگر آن است كه در دهه ٢٠٢٠، جمعيت زمين حدود هشت ميليارد نفر خواهد بود. هم اكنون شرايط به شكلى درآمده كه تقريباً تمام زيستگاه هاى مناسب حيات كره زمين به اشغال آدمى درآمده است و گسترش اين جمعيت، جز به نابودى اين زيستگاه ها و شيوع مسايلى چون گسترش آلونك نشينى در جوامع شهرى نخواهد انجاميد.
منابع زيرزمينى
هم اينك آب شيرين و سالم به منبعى كمياب در عرصه جهان تبديل شده است. برآوردها بيانگر آن است كه تا دهه ٢٠٢٠، ٤٠ درصد جمعيت كره زمين از آب كافى براى تأمين محصولات غذايى خود برخوردار نخواهند بود. همچنين در همين دوره است كه ديگر نبايد شاهد عرضه نفت ارزان قيمت به شكل كنونى باشيم؛ چرا كه از سويى بخش عظيمى از منابع قابل استحصال زمين استخراج شده است و از سويى ديگر، نياز به اين ماده نيز با رشدى سرسام آور همراه شده است كه البته نبايد از افزايش هزينه هاى استخراج و تهيه و عرضه آن نيز غافل ماند. نتيجه ملموس چنين شرايطى آن است كه حدود يك دهه آينده، نياز جهانيان به اين سوخت به حدّى خواهد رسيد كه شاهد گسترش روزافزون بهاى آن در عرصه اقتصاد جهانى خواهيم بود.
انقراض گونه هاى زيستى
شايد تنوع زيستى كره را بتوان به عنوان انعطاف پذيرترين و يكپارچه ترين نظام حيات معرفى نمود، با اين وجود، دانشمندان پيش بينى مى كنند كه در سى سال آينده، ٢٠ درصد گونه هاى گياهى و جانورى و در يكصد سال آينده، ٥٠ درصد اين گونه ها براى هميشه منقرض مى شوند. به بيان ديگر، فعاليت هاى بشرى به گونه اى است كه انقراض سريع، گسترده و جهانى گونه هاى جانداران را با خود به همراه خواهد داشت، پديده اى كه هيچ گونه سابقه و پيشينه اى در تاريخ حيات نداشته است.
خلاصه اين كه اگر آدمى همين طور غافل و بى توجه، مسحور رسانه هاى جمعى باشد، بى شك نه نسل هاى آينده كه همين فرزندان كنونى مان زندگى در جهان انباشته از بحران ها، تخريب و رنج و گرفتارى را تجربه خواهد نمود.
ديگر فرصت چند صد ساله براى بيدار شد و به خود آمدن ما وجود ندارد. شرايط به گونه اى است كه شايد تنها يك يا دو دهه فرصت داشته باشيم تا دست به كارى زنيم و ضرورتى هم ندارد كه بخواهيم تا پايان اين مسير را كه چيزى جز كوهى از بحران هاى اكولوژيكى و زيستى نيست، تجربه كنيم. به هر حال هنوز هم فرصتى باقى است تا به شيوه هايى از زندگى كردن بازگرديم كه با زيستگاه مان يعنى زمين و زندگى آدمى همراه و هماهنگ باشد.
پى نوشت:
\* سياحت غرب، ش ٢٤؛ به نقل از:Engtenment magazine
[١].» Duane Egin «نو يسنده آمريكايى و از جمله حاميان محيط زيست.