ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - نياز عمده امروز كشور ما
همين وضعيت كنونى ظالمانه دنيا بسازند و در مقابل آن، هيچ عكس العملى نشان ندهند. فكر اعتقاد به مهدى، نقطه مقابل اين تبليغات غلط و ظالمانه است. جوانان و روشنفكران و عموم ملت ما با اعتقاد به ظهور مهدى، عليه الصلاة والسلام، اين اعتقاد راسخ را در دل خود پرورش مى دهند كه نظم ظالمانه جهانى، قابل زوال است و ابدى نيست؛ مى شود با آن مبارزه و در مقابل آن ايستادگى كرد.
درس ديگرى كه اعتقاد به مهدويت و جشن هاى نيمه شعبان بايد به ما تعليم بدهد، اين است: عدالتى كه ما در انتظار آن هستيم- عدالت حضرت مهدى، عليه السلام، كه مربوط به سطح جهان است- با موعظه و نصيحت به دست نمى آيد؛ يعنى مهدى موعود ملت ها نمى آيد ستمگران عالم را نصيحت كند كه ظلم و زياده طلبى و سلطه گرى و استثمار نكنيد. با زبان نصيحت، عدالت در هيچ نقطه عالم مستقر نمى شود. استقرار عدالت، چه در سطح جهانى- آنطور كه آن وارث انبياء انجام خواهد داد- و چه در همه بخش هاى دنيا، احتياج به اين دارد كه مردمان عادل و انسان هاى صالح و عدالت طلب، قدرت را در دست داشته باشند و با زبان قدرت با زورگويان حرف بزنند. با كسانى كه سرمست قدرت ظالمانه هستند، نمى شود با زبان نصيحت حرف زد؛ با آنها بايد با زبان اقتدار صحبت كرد. آغاز دعوت پيغمبران الهى با زبان نصيحت است؛ اما بعد از آن كه توانستند طرفداران خود را گرد بياورند و تجهيز كنند، آنگاه با دشمنان توحيد و دشمنان بشريت، با زبان قدرت حرف زدند. شما ببينيد در همين آيه كريمه قرآن كه راجع به قسط صحبت مى كند و مى گويد خداى متعال همه پيغمبران را فرستاد، «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»- براى اين كه قسط و عدالت را در جامعه مستقر كنند- بلافاصله مى فرمايد: «وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ»؛ يعنى پيغمبران علاوه بر اين كه با زبان دعوت سخن مى گويند، با بازوان و سرپنجگان قدرتى كه مجهز به سلاح هستند با زورگويان و قدرت طلبان فاسد معارضه و مبارزه مى كنند. پيغمبر اكرم وقتى به مدينه آمد و نظام اسلامى را تشكيل داد، آيات قرآن را بر مردم مى خواند، به گوش دشمنان هم مى رسانيد؛ اما به اين اكتفا نمى كرد. كسانى كه طرفدار عدالت هستند، در مقابل زورگويان و زياده طلبان و متجاوزان به حقوق انسان ها بايد خود را به قدرت مجهز كنند. لذا شما مى بينيد از روزى كه نظام اسلامى به وجود آمد- يعنى اسلام مجهز به قدرت يك ملت بزرگ و امكانات يك كشور و دولت بزرگ شد- دشمنان اسلام حركت اسلام را جدى گرفتند و علاقه مندان و طرفداران اسلام هم در اطراف و اكناف عالم اميدوار شدند. بسيارى از پيغمبران در ميدان مبارزه و جهاد مقدس و قتال قدم مى گذاشتند؛ «وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ». كسانى كه خيال مى كنند اسلام بايد برود و در گوشه اى بنشيند و مردان اسلام و دين فقط زبان نصيحت را به كار بگيرند، اينها دانسته يا ندانسته همان چيزى را مى گويند كه مراكز قدرت جهانى آن را مى خواهند و آرزو مى كنند. مراكز قدرت استكبارى از اين كه رهبران اسلامى در هر گوشه اى از دنيا بنشينند و گاهى پيامى بدهند و يك كلمه حرفى بزنند- همچنان كه رهبران مسيحى در هر قضيه اى پيامى مى دهند، نصيحتى مى كنند و جمله اى مى گويند- هيچ ترسى ندارند؛ مى دانند اين خطرى براى آنها نيست. از اين كه ملت هاى مسلمان بيدار شوند و تشكيل حكومت بدهند، از اين كه ايمان اسلامى آحاد مردم در قالب يك نظام و يك دولت و يك حكومت تجسم پيدا كند، واهمه دارند و مى ترسند. نظام اسلامى و ملت مسلمان ايران و دولت جمهورى اسلامى بزرگ ترين قدم را در اين راه برداشت و به بركت مجاهدت جوان ها و مردان و زنان مؤمن و فداكار اين ملت، اسلام در دنيا به عنوان يك قدرت ظاهر شد. هر