ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - از بى كران عهد
نه تنها بامدادان امروز كه كار هر صبح و شام من باشد.
و هيچگاه دست از آن نشويم پس اى مهربان بىهمتا! مرا يارى نما كه يارش باشم و قوتم بخش كه همراهىاش كنم.
و تا آنجا كه در توانم باشد، مرا پاسبخش حريمش گردان پيش از آن دم كه لب به حاجت گشايد و پيش از آنكه رقيبان گوى سبقت از من بربايند خواستهاش را برآورده كرده باشم، به يك اشارتش سر و جان بدهم و بر اثبات گفتهها و كردههايش، برهان بياورم.
خود يارى نما كه بر همگان بنمايانم كه بيش از همهشان دلم را برده است و اين نعمت را بر من عطا كن كه به عشق او و در برابر چشمان دلربايش جام شهادت را سر كشم.
پروردگارا، مباد! ولى اگر تو خود خواستى كه ميان من و او با مرگ كه قسمت همه خواهى گرداند فاصله بيندازى بينداز و در پس آن در حالى كه بر تنم كفنى همسان تشنگان شهادت پوشانده و در دستانم شمشيرى از نيام بركشيده و نيزهاى تشنه خون نامردمان مانده و بر لبانم لبيك ندايش را مترنم گردانده باشى مرا از قبرم بيرون آر چه در شهر باشم و چه در صحرا پروردگارا، چه مىشود بينايى چشمانم را باز مى گرداندى تا آن خورشيد تابان و قرص درخشان را به نظاره مىنشستم و به آفتاب جمالش سرمهاى بر ديدگانم مىكشيدى، چه مىشد در ظهور او كمى هم كه شده تعجيل به خرج مىدادى و آمدنش را آسان مىنمودى نظام آكنده از عدل و مهرش را در همه جا مىگستراندى و مرا همراهش ميگرداندى؟
نفوذى به فرمانش بخش و پشتش را به خودت گرم نما.
مهربانا، جهان به دست او آباد مىشود مردگان به دست او زنده مىشوند، و حالا همانطور كه خبر داده بودى مردم همه جا و همه چيز را در آب و خاك به دستان خويش آلودند و چه راست خبر داده بودى خدايا! پس چرا اين يار غايب از نظر ما نمى آيد همو كه همنام و همگون جد بزرگوارش مىباشد تا كه آنچه تباهى است در هم شكند و حقيقت را آنگونه كه شايستهاش باشد تجلى بخشد؟
محبوبا! او را فريادرس هر بيچارهاى كه هست، ياريگر هر بىپناهى كه يافته شود، هر حكمى كه از تو به كنارى زده شده، و هر آنچه كه از زحمات پيامبر و از آثارش نيست و بر باد رفته بگردان.
تواناى خوبم، تو خود حافظ و نگهبانش باش كه ستمگران به كمينش نشستهاند خداوندا! نه تنها ما را كه پيامبر خوب و مهربانت را- كه درود تمام عالميان بر او باد- و همه دلدادگانش را به تماشاى رخساره زيبايش بنشان و غم از دل همه ما بزداى بار پروردگارا! آيا شود كه اين عقده غم ز گلوهامان بگشايى و او را در ميان ما جاى دهى؟
بارالها! تو كه درياى رحمتت همگان را در خود جاى دهد خوب مىدانى كه بيگانگان آمدنش را دور و ما نزديك انگاريم پس اى يكتاى بىهمتا، با هر چه سريعتر آمدنش در امور ما گشايشى بنما.
خداوندا! آيا كبودى پايم را مىبينى از بس كه از فراقش و به اميد ديدارش در آرزوى تسريع در وصالش بر آن كوفتهام و فغان از جان كشيدهام كه:
العجل، العجل، يا مولاى صاحبالزمان آمين يا ربالعالمين