ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - عكس خانوادگى در جهانى پر از نابرابرى
برادران فقير و پسر عموهاى مسكينى است كه در خانواده هاى عادى به چشم نمى آيند.
بررسى سياستى كه از طريق آن بتوان ميزان فقر در جهان را به ضعف ميزان كنونى كاهش داد، از جمله مسايل مهمى بود كه در «اجلاس هزاره» به آن پرداخته شد. اين هدفى بود كه بيش از پنج سال پيش نيز در اجلاس ديگرى كه در شهر كپنهاك برگزار شد مورد بررسى قرار گرفته بود. شركت كنندگان در اجلاس سران هزاره در اقدامى كه به معناى اعتراف به شكست در دست يابى به هدف اجلاس قبلى بود، سال ٢٠١٥ را به عنوان موعد جديد دستيابى به اين هدف تعيين كردند.
ولى اين اقدام به چه معناست؟ به اين معناست كه خانواده اى كه در نيويورك عكس يادگارى گرفت، برخى از واقعيت هاى تلخ را پذيرفته است. يك واقعيت اين است كه بيش از يك چهارم جمعيت جهان با درآمدى كمتر از يك دلار در روز و نيمى از جمعيت جهان با كمتر از دو دلار در روز و نزديك به ٧٠% از ساكنان كره زمين نيز با كمتر از سه دلار در روز زندگى مى كنند. اما در روى ديگر اين سكه، گروهى از «برادران» و عمو زاده هاى بسيار ثروتمند را مى بينيم كه فقط ١٠% از جمعيت كره زمين را شامل مى شوند ولى حدود ٨٠% از كل درآمد جهان را در اختيار دارند. به عنوان مثال يك شهروند عادى سويسى سالانه ٤٠ هزار دلار درآمد دارد كه معادل ١٠٠ برابر درآمد «پسر عموى» سودانى او است
به اين ترتيب، جهان تا كنون هيچ گاه از نظر فقر و غنا به نابرابرى زمان كنونى نبوده است. بدتر اين كه شكاف بين ثروتمندان و فقرا طى ١٥ سال آينده روز به روز عميق تر خواهد شد. ابراز اميدوارى هايى كه در نيويورك پيش از گرفتن «عكس خانوادگى» صورت گرفت، هيچ چيز را تغيير نداد.
هر محقق علوم سياسى مى فهمد هرنظامى كه بر پايه چنين نابرابرى تشكيل شود، بى ثباتى يكى از اجزاى جدايى ناپذير آن است. او درك مى كند كه بى ثباتى عامل بروز بحران هايى است كه به شكل هاى مختلف بروز مى كنند كه از اين ميان مى توان به درگيرى خشونت آميز داخلى بين جناح ها و گروه هاى رقيب براى دست يابى به قدرت و كنترل منابع كمياب اشاره كرد. خصومت ها و كينه هاى قومى و مذهبى و حتى قبيله اى در اين نوع خشونت ها نقش دارند، ولى همواره به عنوان يك كاتاليزور يا تشديد كننده عمل مى كنند. علت واقعى بروز چنين خشونت هايى اين است كه نظام موجود نمى تواند حداقل نيازهاى تمامى جوامع بشرى را براى حفظ موجوديت اقتصادى و فرهنگى آنها تامين نمايد. اين سخن را به معناى نگاهى مادى به علوم سياسى تلقى نكنيد، بلكه قصد من اين است كه نشان دهم تا زمانى كه بعضى جوامع مجبورند نان خود را از دهان بعضى جوامع ديگر بربايند، همواره امكان توسل به خشونت در جهان وجود خواهد داشت. بيل كلينتون، رئيس جمهور آمريكا، در خلال سخنرانى خود در اجلاس سران هزاره در نيويورك، به طور تلويحى اعلام كرد بيش از پنج ميليون انسان طى ده سال گذشته بر اثر اين قبيل درگيرى هاى داخلى جان خود را از دست داده اند.
افزايش ميزان مهاجرت از كشورهاى جنوب به شمال يا از كشورهاى فقير به سوى كشورهاى ثروتمند، يكى ديگر از شكل هاى بروز بحرانى است كه در آن زندگى مى كنيم. در داخل ايالات متحده، اروپايى تبارها كه زمانى اكثريت جمعيت اين كشور را تشكيل مى دادند اكنون به اقليت تبديل شده اند. اخيرا يك مطالعه بر روى ساكنان انگلستان نشان داد كه سياه پوستان و رنگين پوستان طى چهار دهه آينده اكثريت جمعيت انگليس را تشكيل خواهند داد. پانزده كشور عضو اتحاديه اروپا طى پنجاه سال گذشته ٣٠ ميليون مهاجر به خود جذب كرده اند و پيش بينى مى شود كه تقريبا همين تعداد مهاجر طى دو دهه آينده در اين كشورها استقرار يابند.
مهاجرت، فقط كشورهاى ثروتمند شمال را تحت تاثير قرار نمى دهد. حتى بنگلادش كه يكى از فقيرترين كشورهاى جهان است مهاجرانى از كشور برمه را به خود جذب مى كند و يمن كه يك كشور با درآمد سطح پايين در جهان به شمار مى رود مقصد مهاجران فرارى از سومالى و سودان است. بحران و مهاجرت در داخل تعداد زيادى از كشورهاى جنوب مانند يك انفجار جمعيتى در جريان است. ميانگين زاد و ولد در كشورهاى در حال توسعه به هيچ وجه قابل مقايسه با ميانگين بسيار پايين زاد و ولد در كشورهاى ثروتمند نيست. بدون مهاجرت تقريبا هيچكدام از اين كشورهاى بزرگ صنعتى قادر نخواهند بود جمعيت كنونى خود را حفظ كنند. در صورتى كه نتايج مطالعات موردى كنونى درست از آب درآيد، طى قرن جارى اقوام ساكن حداقل سه كشور اروپايى شامل آلمان، ايتاليا و اسپانيا به طور كامل محو خواهند شد
پى نوشت:
(\*) عنوان اصلى اين مقاله صورة عائلية لعالم تطفى عليه المساواة است كه در مجله الشرق الاوسط در تاريخ ١٠ سپتامبر ٢٠٠٠ ميلادى برابر با ٢٠ شهريور ١٣٧٩ منتشر و در صفحه ٢٨ شماره ٤١ مجله ترجمان سياسى، ترجمه آن آورده شده است.