ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨١ - ديگر ايالات مهم شيعه نشين
به عراق در تقويت آن بىتاثير نبود. در دوران غيبت صغرى اكثريت مردم كوفه شيعه مذهب بودند. «مقدسى» جغرافىنويس قرن چهارم تاكيد مىكند كه: «برترى جمعيتى در كوفه با شيعيان استبهجز در محله كناسه كه آنها سنى مذهبند».[١]
بغداد:
اين شهر نيز از شهرهاى شيعهنشين بود، مجاورت بغداد با كوفه كه مركز اصلى تشيع در عراق بود سبب شده بود تا گرايشهاى شيعى در اين شهر نيز شايع شود. در قرن سوم و چهارم، بخش عمدهاى از مردم شهر بغداد شيعه بودند، مقدسى دراينباره مىگويد: «برترى جمعيتى در شهر بغداد با حنبليان و شيعيان است».[٢]
محله «كرخ» معروفترين محله شيعهنشين بغداد بود، عثمان بن سعيد عمروى اولين نائب امام (ع) پس از رحلت امام عسكرى (ع) به بغداد آمده و در اين محله سكنى گزيد.[٣] ساير نائبان چهارگانه نيز در بغداد سكنى داشتند. محله «بابالطاق» نيز از محلاتى بود كه شيعيان در آن اقامت داشتند.
يكى از خصوصيات شهر بغداد درگيرىهاى دائمى ميان شيعيان و سنيان اين شهر بود كه برخى اوقات با زد و خورد همراه بود.[٤]
ديگر ايالات مهم شيعهنشين:
خراسان از نواحىاى بود كه جمعيتبسيارى از شيعيان را درخود جاى داده بود، گرايشهاى شيعى از قديم در نواحى خراسان وجود داشت. حضور خراسانيان در قيام ابومسلم خراسانى و نهضتبنىعباس كه با نام «الرضا لآل محمد» برپا شد، خود حاكى از وجود گرايشهاى شديد شيعى در اين نواحى است، همچنين در ميان اصحاب ائمه (ع) و كسانى كه از ايشان روايت كردهاند بهنام بسيارى از اهل خراسان برمىخوريم.[٥]
در ميان شهرهاى خراسان، مشهد و نيشابور به داشتن جمعيتشيعى بيشتر ممتاز بودند. چندتن از اصحاب بزرگ ائمه (ع) و مؤلفان برجسته شيعه از اين شهر برخاستند. خاندان «فضلبن شاذان» از معاريف شهر بودند. فضل بن شاذان خود از چهرههاى ممتاز شيعه و از اصحاب امام هادى (ع) بود كه كتاب پرارج ايضاح را نوشت. او همچنين كتابى در باب غيبت امام (ع) داشته است.[٦] وجود وكيلان امام (ع) در عصر غيبت نشاندهنده كثرت جمعيتشيعى و اهميت آن در اين شهر است. از جمله اين وكيلان كه از وى نامبرده شده «محمدبن شاذان نيشابورى» است.[٧] مقدسى نيز در اواخر اين عصر اظهار مىدارد كه در نيشابور برترى جمعيتى با شيعيان است.[٨]
ولايت «بيهق» در خراسان كه بزرگترين شهر آن سبزوار بود نيز داراى جمعيتى شيعى بود. نويسنده كتابى ادعا كرده است كه مذهب غالب مردمان اين شهر تشيع افراطى بوده است و حتى برخى از دانشمندان اهل سنت در اين شهر نيز به شيعهگرى متهم شده بودند.[٩] در واقع تشيع سبزوار تحتتاثير نيشابور و همچنين مهاجرت علويان از طبرستان بود.
مقدسى همچنين از شهرى به نام «رقه» در خراسان نام برده كه اهالى آن شيعه بودند.[١٠] در طى دوران غيبت وكيلان متعددى از ناحيه امام (ع) در خراسان تعيين شدند كه اين امر گوياى آن است كه جمعيتشيعيان در خراسان تا چه حد توسعه داشته است.[١١] در ساير شهرهاى خراسان نيز شيعيان بهطور پراكنده وجود داشتند. در كتب رجالى از عدهاى از علماى شيعه كه از اين شهرها برآمدند نام برده شده است.
در ماوراءالنهر در حوالى «سمرقند» و «كش» تشيع امامى از اواخر قرن سوم؛ يعنى آغاز غيبت صغرى رواج يافت. عامل اساسى در اين امر وجود برخى عالمان بزرگ شيعه در اين ناحيه بود. «محمدبن مسعود سمرقندى عياشى» مؤلف تفسير عياشى از برجستهترين عالمان شيعه بود كه در سمرقند مجلس درس داشت و خانه او مركزى علمى و آموزشى بود. وى شاگردان بسيارى داشت كه مكتب تشيع در اين ناحيه را پديد آوردند.[١٢] از وكيلان امام (ع) در ماوراءالنهر نامى برده نشده است، شايد امور شيعيان اين نواحى نيز توسط وكيلان خراسان رسيدگى مىشد. بهنظر مىرسد كه در عصر غيبت تشيع در ماوراءالنهر رشد و توسعه بيشترى داشته بهطورى كه شيخ صدوق كه در چند دهه