ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - ١ جهانى شدن اقتصاد
كامپيوتريزه شده ما نمىتوانيم به صراحتبگوييم كه اين انسان است كه كامپيوتر را اداره مىكند يا كامپيوترها انسان را اداره مىكنند. «پوستمن» در اين خصوص مىگويد: «در جهان امروز عبارت «كامپيوترها به ما چنين مىگويند» به جاى «خدا چنين گفته» نشسته است».
ب) سينما: جهان امروز جهان تصوير است و تمدنهاى موفق، تمدنهايى هستند كه قادرند معناى تصوير را ترجمه نمايند. هر تصوير معادل هزار كلمه است و اثر ماندگارى كه در ذهن مخاطب مىگذارد بسيار قوىتر از اثر سخنرانى و كلام است.
فيلم ماتريكس[١] فيلمى است كه در سال ٢٠٠٠ م. ساخته شده و هماكنون فيلم ماتريكس ٢ و ٣ در حال ساخته شدن است در اين فيلم ما شاهد سال ٢١٩٩ م. يعنى ٢٠٠ سال بعد هستيم. اين فيلم، فيلمى است كه از تسلط عجيب تكنولوژى و اقتصاد بر انسان بحث مىكند. و واقعيت هم اين است كه يكى از اصلىترين بسترهاى جهانى شدن اقتصاد است.
اين كه شما از رسانهها مىشنويد و مىبينيد كه هر جا كنفرانس جهانى شدن برگزار مىگردد مورد اعتراض كارگران و قشرهاى پايين جامعه واقع مىشود به اين علت است كه بسيارى از آنان احساس مىكنند اقتصاد در قلمرو جهانى، بشدت نظام طبقاتى را به هم مىزند. اخيرا گزارشى از اينترنت تحت عنوان «گلوباليزيشن»[٢] دريافت كردهايم كه در مجله سياستخارجى بود. در اين گزارش آمده كه «مقدار ثروت ٢٠٠ نفر در كره زمين معادل ثروت دو ميليارد انسان است» بنابراين جهانى شدن اقتصاد بشدت منجر به شكاف طبقاتى در جوامع شده و ضربات سهمگينى را بر بدنه اقشار پايين جامعه وارد مىآورد.
٢- ١. تاثير اقتصاد بر فرهنگ
فرهنگ در قلمرو جهانى شدن مهمتر از اقتصاد است و هويتش را از اقتصاد و قوانين و فرمولهاى اقتصادى مىگيرد. «چارلى چاپلين» فيلمى تحت عنوان «عصر جديد» دارد كه در اين فيلم، انسان كه يك مهره و چرخ دنده محسوب مىشود هويت و ماهيتى جدا از هويت و ماهيت انسانى پيدا مىكند. چون اقتصاد بنا به سيطرهاش تمامى رفتارها و منابع رفتارى و كردارى انسان را كنترل مىكند.
به عنوان نمونه در سه يا چهار سال گذشته، پاكستان- كه اولين جمهورى اسلامى جهان است- تعطيلى رسمى هفته خود را از جمعه به يكشنبه تغيير داد. دليل اين امر ضررهاى هنگفت اقتصادى بود كه متوجه تجار و تكنوژيستهاى پاكستانى شد و آنها به اين نتيجه رسيدند كه زمان ارتباطشان با جهان سرمايهدارى فقط سه روز در هفته است؛ زيرا پنجشنبه و جمعه كار در پاكستان تعطيل است و شنبه و يكشنبه كشورهاى آسياى جنوب شرقى تعطيل هستند و اين بىنظمى خاصى به وجود آورده كه مانع از تجارت آنها مىشود. و به همين جهت دولت پاكستان تحت فشار گروه مزبور مجبور شد تعطيلى رسمى هفته را از روز جمعه كه روز تعطيل رسمى مسلمانان جهان استبه روز يكشنبه تغيير دهد. البته اين تغيير با فرهنگ اسلامى ما سازگار نيست؛ زيرا گاهى ما زمان را جزء چهارم ماده مىدانيم. در اين قلمرو زمان خط ممتدى است كه در بستر اين خط ممتد وقايع جارى مىشود و شما نمىتوانيد بگوييد اين نقطه از بستر قدسى است چون فرض شده كه زمان يك رود جارى است كه وقايع بر سطح آن مىگذرد در اين جا «زمان» تاثيرى در حسن و قبح امور ندارد[٣].
اما در تفكر اسلامى ما زمانى به نام زمان قدسى داريم؛ يعنى معتقديم انسانى كه از سپيدهدم پنجشنبه تا غروب جمعه فوت مىكند برخوردى كه با او در عالم برزخ مىشود با كسى كه غير از اين روزها فوت مىكند يكسان نيست. بدين جهت در اين جا تفاوت در زمان قدسى، در عالم هويت ما تفاوت ايجاد مىكند. تغيير جمعه به يكشنبه در قلمرو اقتصاد قابل قبول است؛ اما شما نمىتوانيد تصور كنيد كه اين تغيير تنها يك مساله اقتصادى است و هيچ ربطى به هويت اسلامى ما ندارد.
زمان قدسى مختص ما هم نيست اين زمان شامل مسيحىها، هندىها و حتى اسطورههاى يونانى هم مىشود. اكنون ما بسادگى زمان را تغيير مىدهيم و در اين قلمرو يك ملت و يك تمدن اسلامى را از بركات آسمانى و الهى محروم مىكنيم و محور اين تغيير هم اقتصاد است. در اقتصاد جهان هويت انسان تابع كاركرد مصرف گرايانه اوست. اگر بخواهيم مساله جهانى