ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - ج) ضرورت كمال انسانى
نمىتوانند بپذيرند كه پيشوايانشان دروغ گفتهاند، به نيرنگ دستيازيدهاند، توطئه انديشيدهاند، دين ساختهاند و آن را به خدا نسبت دادهاند، يا دينى الهى را در حساسترين شرايط تاريخى خود به انحراف كشاندهاند.
اين افراد اگر بدانند كه در گذشته چه رخ داده است و اين را از زبان همان بدعتگران، دين سازان و انحراف آفرينان بشنوند از عقيده خويش دستخواهند برداشت و به حق خواهند گرويد.
از ديگر سو مىدانيم كه قرار است پس از ظهور، همگان به حق گرايند و با رغبت، به مذهب و آيينى رو كنند كه حق است و قرار است تنها با آنان ستيز شود كه حق را در مىيابند اما بر باطل خود اصرار مىورزند.
بر اين اساس، اگر قرار باشد كه در اين دنيا حق بر پيروان و مذاهب و اديان باطل كه حسن ظن به پيشوايان خود دارند آشكار شود، راهى جز اين نيست كه همان پيشوايان باطل از همان جايگاهى كه پيروانشان به عنوان آرامگاه براى آنان مىشناسند بيرون آيند، دو باره زنده شوند و خود اقرار كنند كه چگونه آيندگان را اغفال كرده، به اشتباه كشانده و گمراه ساختهاند. جز اين طريق، پيروان حقجو اما خوشبين، به گمراهى پيشوايان خود يقين نخواهند يافت و پيروان معاند و حق ستيز شناخته نخواهند شد.
به همين ترتيب، لازم است كه پيامبران نيز پا به اين جهان بگذارند تا شاهدى باشند براى آيين حقى كه آوردهاند و ميزانى براى سنجش ديگرگونىها و تحريفهايى كه در آيين آنان صورت پذيرفته است.
ج) ضرورت كمال انسانى
هدف از آفرينش انسانها رسيدن به كمال و نزديكى به كمال مطلق است كه از آن با «قربة الى الله» يا تقرب و «نزديكى به خدا» ياد مىشود. اين نزديكى به خدا براى هر انسان بايد در طول عمر محدود او در اين دنيا به دست آيد. هر لحظه اين عمر اگر براى هر انسان، باايمان و عمل صالح و بهترين عمل در هر لحظه همراه باشد، آن انسان پس از مرگ خويش در بالاترين و والاترين درجات جا خواهد داشت. هر لحظه كه براى هر انسان به گونهاى مطلوب سپرى مىشود، در آخرت براى او سالها، قرنها و هزارهها پيشرفتخواهد بود و هر لحظه كه از دست او برود، در جهان ديگر بايد سالها، قرنها و هزارهها را طى كند تا به آن نقطه اى برسد كه مىتوانستبا يك لحظه دنيا برسد.
مؤمنانى هستند كه پس از مرگ و ديدن آنچه به دست آورده و آنچه از دست داده اند آرزو مىكنند كه باز به دنيا باز گردند، عمل صالح كنند. در راه خدا كوشش، تلاش و جهاد نمايند، به مردم خدمت كنند، در راه استقرار حقيقت و تاسيس و استمرار كومتحق بكوشند و در اين راه رنجببينند و در صورت لزوم كشته شوند تا به درجاتى بالاتر و والاتر از آن چه هم اكنون در آن هستند دستيابند. اينان مشتاق اين هستند كه از بهشتبرزخى با همه نعمتهايش بيرون آيند و رنج زندگى دنيا را به جان بخرند تا آن گاه كه باز مىگردند در مراتبى بالاتر قرار گيرند، مراتبى كه بدون اين كوششها، تلاشها و مجاهدتهاى چند روزه دنيا بايد با سالها، قرنها و هزارهها در عالم ديگر بدست آيد.
از ديگر سوى هستند انبيا، جانشينان انبيا و اوليايى كه در اين دنيا آمدند و رفتند اما مردم نتوانستند بيش از قطرهاى از درياى وجود آنها بهره ببرند. آنها نيز مشتاق هستند كه به اين دنيا باز گردند تا باز در راه خدا به هدايت مردم بپردازند و بخشهايى ديگر از ظرفيتهاى گسترده و پهناور وجود خويش را در اختيار مردم بگذارند. با اين كار، هم سهمى در استقرار دين حق در سرتاسر گيتى بر عهده بگيرند، هم ديگر نيروها و توانهاى آنها بى حاصل نماند، هم خود از اين طريق تقربى بيشتر كسب كنند.
براى اينكه ظرفيتهاى بالقوه مؤمنان خالص به فعل آيد و براى آن كه ظرفيتهاى بالفعل انسانهاى كامل در خدمت ايمان، مؤمنان و حكومت ايمانيان به كار گرفته شود و براى اينكه استعدادها و توانهايى كه خداوند در انسانها نهاده است عبث نباشد، ضرورى است كه مؤمنان استوار و انسانهاى كامل دو باره در اين جهان حاضر شوند و راه نيمه تمام خود را تمام كنند. اما مؤمنانى هستند كه بيم آن دارند كه اگر به اين دنيا باز گردند، گرفتار ضعفها، خطاها و وسوسههايى شوند كه آنها را از مرتبه خويش پايينتر خواهد آورد. چنين مؤمنانى مايل نيستند كه به اين جهان برگردند و نيز بر نخواهند گشت.