ماهنامه موعود
(١)
شماره بيست و نهم- سى ام
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
تنظيم عقربه ها، روى ساعت 25
٢ ص
(٤)
آفات جهانى شدن
٤ ص
(٥)
1 جهانى شدن اقتصاد
٥ ص
(٦)
2 جهانى شدن فرهنگ
٧ ص
(٧)
نتيجه
٨ ص
(٨)
مهدويت و رسالت نهادهاى فرهنگى
١٠ ص
(٩)
فجر مقدس
١٨ ص
(١٠)
انواع ظهور
٢٠ ص
(١١)
شعر و ادب
٢٣ ص
(١٢)
وقتى كه تو بيايى
٢٣ ص
(١٣)
شعرى براى تو
٢٣ ص
(١٤)
به رنگ يك توقيع
٢٣ ص
(١٥)
همسفر با خورشيد
٢٤ ص
(١٦)
راهيان كوى دوست
٢٨ ص
(١٧)
جرعه اى از كوثر
٣٣ ص
(١٨)
دست دعا
٣٣ ص
(١٩)
آيا «جورج دبليو بوش همان دجال است»؟
٣٤ ص
(٢٠)
سند اول تشخيص دجال از طريق علم اعداد
٣٥ ص
(٢١)
سند دوم حمايت گروه هاى شيطان پرست
٣٦ ص
(٢٢)
سند سوم پيشگويى هاى نوستراداموس
٣٦ ص
(٢٣)
سند چهارم پيشگويى هاى انجيل
٣٧ ص
(٢٤)
ويژه نامه غدير
٣٩ ص
(٢٥)
احتجاج اميرالمؤمنين (ع) با سران مهاجر و انصار
٤٠ ص
(٢٦)
خلقت محمد و على (ع) با طينت واحد
٤١ ص
(٢٧)
خلقت نورى اهل بيت (ع) و پاكى نسل ايشان
٤١ ص
(٢٨)
على (ع) برادر پيامبر (ص)
٤١ ص
(٢٩)
على (ع) ولى هر مؤمن
٤٢ ص
(٣٠)
على (ع) در مباهله
٤٢ ص
(٣١)
على (ع) در خيبر
٤٢ ص
(٣٢)
على (ع) در ابلاغ سورح برائت
٤٢ ص
(٣٣)
على در شدائد پيامبر (ص)
٤٢ ص
(٣٤)
على از پيامبر و پيامبر از على (ع)
٤٢ ص
(٣٥)
ملاقات هاى خصوصى پيامبر (ص) و اميرالمؤمنين (ع)
٤٢ ص
(٣٦)
على (ع) افضل امت
٤٢ ص
(٣٧)
على (ع) سيد عرب
٤٢ ص
(٣٨)
على (ع) غسل دهنده پيامبر (ص)
٤٢ ص
(٣٩)
على (ع) در حديث ثقلين
٤٢ ص
(٤٠)
على (ع) سابق الى الله
٤٢ ص
(٤١)
على (ع) در «السابقون السابقون»
٤٣ ص
(٤٢)
اجمالى از واقعه غدير خم
٤٣ ص
(٤٣)
على (ع) در جانشينان پيامبر (ص)
٤٤ ص
(٤٤)
كيفيت مجلس منا شده
٤٥ ص
(٤٥)
با بهار در رستاخيز
٤٧ ص
(٤٦)
خطبه امام على (ع) در روز غدير
٤٨ ص
(٤٧)
رجعت؛ يك اتفاق، يا يك ضرورت
٥٦ ص
(٤٨)
الف) ضرورت تكوينى
٥٧ ص
(٤٩)
ب) ضرورت تاريخى- عقيدتى
٥٧ ص
(٥٠)
ج) ضرورت كمال انسانى
٥٨ ص
(٥١)
يادى از ياران ظهور
٥٩ ص
(٥٢)
چهره امام مهدى (ع) در آينه القاب
٦٠ ص
(٥٣)
يك كتاب در يك نگاه
٦٣ ص
(٥٤)
سيماى موعود (ع) در قرآن
٦٤ ص
(٥٥)
مهندسى احياگرى دين
٦٦ ص
(٥٦)
1 آيات
٦٧ ص
(٥٧)
2 روايات
٦٨ ص
(٥٨)
نتيجه
٦٩ ص
(٥٩)
درآمدى بر شناخت توقيعات
٧٠ ص
(٦٠)
اشاره
٧١ ص
(٦١)
شماره توقيعات
٧١ ص
(٦٢)
خط آشنا
٧١ ص
(٦٣)
تقسيم بندى توقيعات
٧٢ ص
(٦٤)
1 رازدانى و خبردادن از امور پنهانى
٧٢ ص
(٦٥)
پايگاه هاى اهل بيت (ع) در اينترنت
٧٥ ص
(٦٦)
امام على (ع)
٧٦ ص
(٦٧)
امام على (ع)
٧٦ ص
(٦٨)
امام على و پيامبر (ص)
٧٦ ص
(٦٩)
امام مهدى (ع)
٧٦ ص
(٧٠)
اهل بيت در پايگاه شيعه
٧٦ ص
(٧١)
اهل بيت در پايگاه شيعه
٧٦ ص
(٧٢)
اهل بيت (ع)
٧٦ ص
(٧٣)
اهل بيت (ع) در پايگاه الاسلام
٧٦ ص
(٧٤)
اهل بيت
٧٦ ص
(٧٥)
اهل بيت در پايگاه حديث
٧٦ ص
(٧٦)
اهل بيت در پايگاه الكوثر
٧٦ ص
(٧٧)
اهل بيت عصمت (ع)
٧٦ ص
(٧٨)
اهل بيت (ع)
٧٧ ص
(٧٩)
المنتظر
٧٧ ص
(٨٠)
امام رضا (ع)
٧٧ ص
(٨١)
امام رضا (ع)
٧٧ ص
(٨٢)
امام رضا (ع)
٧٧ ص
(٨٣)
ادعيه و زيارت
٧٧ ص
(٨٤)
اجلاس امام مهدى (ع)
٧٧ ص
(٨٥)
بخش اهل بيت پايگاه فدك
٧٧ ص
(٨٦)
بخش اهل بيت پايگاه النجات
٧٧ ص
(٨٧)
پيامبر و اهل بيت
٧٧ ص
(٨٨)
گزارش برنامه هاى دهه مهدويه
٧٨ ص
(٨٩)
غيبت صغرى و وضعيت علمى و فرهنگى شيعه
٧٩ ص
(٩٠)
اشاره
٧٩ ص
(٩١)
قم
٨٠ ص
(٩٢)
كوفه
٨٠ ص
(٩٣)
بغداد
٨١ ص
(٩٤)
ديگر ايالات مهم شيعه نشين
٨١ ص
(٩٥)
كتابنامه انتظاركتاب هاى منتشر شده در سال 1379
٩٠ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - كيفيت مجلس منا شده

كيفيت مجلس منا شده‌

سپس سؤال‌هاى اميرالمؤمنين (ع) از مردم تا ذكر آخرين فضائيلش ادامه پيدا كرد و حضرت چيزى باقى نگذاشت مگر آنكه در آن مورد آنان را قسم داد و از آنان سؤال كرد تا آنكه همه مناقبش را و بسيارى از آنچه پيامبر (ص) به او فرموده بود ذكر كرد، و در همه آنها مردم سخن او را تصديق مى‌كردند و شهادت مى‌دادند كه سخن حقى است.

سليم مى‌گويد: اميرالمؤمنين (ع) چيزى از آنچه خداوند بخصوص درباره او يا درباره او و اهل بيتش در قرآن يا بر لسان پيامبر (ص) داد. در بعضى از آنها همه مى‌گفتند: «آرى» و در مواردى عده‌اى ساكت مى‌ماندند و بقيه مى‌گفتند: «آرى به خدا قسم» و آنان كه ساكت بودند به اقرار كنندگان مى‌گفتند: شما نزد ما مورد اعتماد هستيد و غير شما هم از كسانى كه به آنان اعتماد داريم براى ما نقل كرده‌اند كه اين مطالب را از پيامبر (ص) شنيده‌اند.

حضرت فرمود: آيا اقرار مى‌كنيد كه پيامبر (ص) فرمود: «هر كس گمان كند مرا دوست دارد و بغض على را داشته باشد، چنين كسى دروغ مى‌گويد و مرا دوست ندارد» و حضرت هنگام سخن دست بر سر من‌[١] گذاشت. كسى از حضرت پرسيد: يا رسول‌الله‌

حدود ٢٠ نفر از بزرگان مهاجران و انصار گفتند: «آرى به خدا قسم» و بقيه ساكت ماندند.

اميرالمؤمنين (ع) به سكوت‌كنندگان فرمود: چرا ساكتيد؟ گفتند: اينان كه شهادت دادند در راستگويى و فضيلت و سابقه نزد ما مورد اعتماد هستند. حضرت فرمود: خدايا بر اينان شاهد باش.

آنان گفتند: پروردگارا، ما شهادت نداده‌ايم و نگفته‌ايم جز آنچه از پيامبر (ص) شنيده‌ايم، و آنچه افراد مورد اطمينان از اينان و ديگران براى ما نقل كرده‌اند كه از پيامبر (ص) شنيده‌اند.

پى نوشت‌ها:


[١]. در نسخه ديگر: من از شما اى قريش و اى انصار مى‌پرسم.

[٢]. در نسخه‌هاى ديگر: به خاطر پيامبرص و اهل بيت و قبيله‌اش ...

[٣]. «ماشده» در اصطلاح يعنى براى اقرار گرفتن از مخاطب درباره مطلبى، گوينده او را قسم مى‌دهد و از او اقرار مى‌طلبد. در اين مجلس هم حضرت درباره فضائل خود و اهل بيتش مردم را قسم مى‌دهد و از آنان اقرار مى‌گيرد كه از نظر تاريخى و اعتقادى ارزش مهمى دارد.

[٤]. در نسخه ديگر: و از هيچ كس ديگرى نبوده است.

[٥]. درباره ابتداى خلقت اهل بيتع به جلد ٢٥ بحارالانوار مراجعه شود.

[٦]. بياد توجه داشت كه اين مطلب اختصاص به آن دو بزرگوار دارد و به خاطر عصمتشان است كه از هر رجس و ناپاكى به دورند.

[٧]. روايت شده است كه وقتى پيامبرص دستور مسدود كردن درهاى رو به مسجد را صادر فرمود عمر بن خطاب آمد و گفت: يا رسول‌الله‌

[٨]. از امام صادقع چنين روايت شده است كه پيامبرص سوره برائت را به دست ابوبكر فرستاد تا در موسم حج براى مردم بخواند. جبرئيل نازل شد كه: «از جانب تو جز على حق ابلاغ ندارد». آن حضرت على ٠ ع را فراخواند و دستور داد تا بر شترش عضبا سوار شود و خود را به ابوبكر برساند و سوره برائت را از او بگيرد و در مكه براى مردم بخواند.

بحارالانوار، ج ٣٥، ص ٣٩٥، همچنين ر. ك: همان، ج ٣٥، ص ٢٨٤، باب ٩؛ الغدير، ج ٦، ص ٣٤١.

[٩]. روايت شده است كه وقتى پيامبرص در عمره القضاء از مكه خارج شد دختر حضرت حمزه به دنبال حضرت آمد در حالى كه صدا مى‌زد: اى عمو، اى اميرالمؤمنين او را به فاطمه زهراس سپرد و فرمود: دختر عمويت را نگهدارى كن. در اينجا اميرالمؤمنينع و جعفر و زيد بن حارثه بر سر نگهدارى او سخن گفت: دختر عموى من است و خاله او همسر من است. زيد گفت: دختر برادر من است. پيامبرص دراين‌باره قضاوت كرد كه بايد هرماه خاله‌اش باشد و فرمود: «خاله به منزله مادر است». به اميرالمؤمنين فرمود: «تو از منى و من از توام» و به جعفر فرمود: «تو در خلقت و اخلاق به من شباهت دارى». و به زيد فرمود: «تو برادر ما و از موالى ما هستى». بحارالانوار، ج ٢٠، ص ٣٧٢.

[١٠]. بقيه مناشدات از نسخه‌هاى ديگر كتاب سليم بن قيس نقل مى‌شود. در كتاب احتجاج در اين قسمت چنين اضافه شده است: فرمود: شما را به خدا قسم مى‌دهم، آيا مى‌دانيدكه من اولين است در ايمان به خدا و رسولش هستم؟ گفتم: آرى به خدا قسم.

[١١]. سوره توبه ٩، آيه ١٠٠.

[١٢]. سوره واقعه ٥٦، آيه ١٠.

[١٣]. سوره نساء ٤، آيه ٥٩.

(١٤). سوره مائده ٥، آيه ٥٥.

(١٥). سوره توبه ٩، آيه ١٦.

[١٦]. سوره مائده ٥، آيه ٣.

(١٧). سوره احزاب ٣٣، آيه ٣٣.

(١٨). در كتاب احتجاج، روانداز فدكى.

(١٩). سوره توبه ٩، آيه ١١٩.

[٢٠]. در جنگ تبوك پيامبر (ص) شخصاً با لشكر حركت كرد و اميرالمؤمنين را به عنوان نايب و جانشين خود در مدينه منصوب كرد. منافقان از اين مطلب سوء استفاده كرده و گفتند: نسبت به على تغيير نظر داده كه او را با خود نبرده است. در جواب منافقان حضرت مطلب فوق را فرمودند.

(٢١). سوره حج ٢٢، آيه ٧٨.

[٢٢]. نسخه ديگر: بر سينه‌ام.