ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - مهدويت و رسالت نهادهاى فرهنگى
گفت و گو با استاد محمد حكيمى
با تشكر از اينكه وقتخود را در اختيار مجله قرار داديد لطفا به عنوان اولين سؤال بفرماييد كه ضرورت بحث راجع به حضرت مهدى، عليه السلام چيست؟
مساله مهدويت و بحث كردن راجع به حضرت مهدى، عليه السلام، در حقيقت مربوط به حوادث آينده است و نوعى پيشگويى و آيندهنگرى است و آيندهنگرى هم از حياتىترين مسايل بشرى است. مىدانيد كه انسان بين گذشته، آينده و اكنون قرار دارد. اگر آيندهاش را از او بگيريم يعنى ديوارى از بتن آرمه ميان او و آيندهاش بكشيم؛ هيچ نداند كه در آينده، سرنوشتخودش و انسانهاى همراه خودش چه خواهد شد، همين الآن مىايستد و به زمين مىخورد و مرگش فرا مىرسد. اگر گذشته را هم از او بگيريم همين طور مىشود.
پس آيندهنگرى يك ضرورت اساسى استبراى كل بشريت. از اين روست كه شما مىبيند در جامعههاى غيراسلامى كسانى نظير تافلر، فوكوياما و ... به نظريهپردازى در مورد آينده و آيندهنگرى پرداختهاند. و حتى براى كشورها طرحهايى مىدهند؛ براى اقتصاد، براى جنگ، براى مسايل زيست محيطى و ... همچنين طرحهايى مىدهند كه مثلا در بيستسال آينده چه خواهد شد.
در درون جامعه مذهبى هم مساله آينده پس از اثبات خدا و پيامبر مسالهاى حياتى است. به خاطر اين هم هست كه ما بيشترين روايات را راجع به حضرت مهدى (ع) داريم و بيشترين توجهات مشخص پيامبر به حضرت مهدى (ع) بوده است. در حديث لوح از اسرار آل محمد (ع) حضرت مهدى (ع) مطرح مىشود. حضرت رضا (ع) در آن جلسه كه دعبل شعرش را مىخواند هم اين مساله را مطرح مىكند و ائمه اطهار (ع) همگى همينطور اين بحث را مطرح مىكردهاند. آيت الله آقاى مظاهرى يك وقتى در برنامههاى بعدازظهر جمعهشان گفتند: ما ٦٠٠٠ حديث درباره مهدويت داريم، در حالى كه اين تعداد حديث درباره نماز نداريم و چيزى حدود ٤٠٠٠ حديث در اين زمينه بيشتر نداريم. البته ما هنوز به يك استقصاى كاملى درباره اين مقوله نپرداختهايم. ايشان هم شخص محقق و متتبعى است و مىشود به سخنان ايشان اعتماد كرد.
مىدانيد كه دين ما ناتمام گذاشته شد؛ يعنى به تمام و كمال رسيد ولى در اجرا ناتمام ماند. تبيين واقعيتها و ابعادش و اجرايش مربوط به حضرت مهدى (ع) است كه در آينده مىآيند. اصلا حضرت مهدى (ع) تسلاى همه ائمه (ع) است و هر چه را كه پيش آمده حضرت مهدى (ع) مىآيند و درست مىكنند.
كاركرد اين بحث در عصر غيبت چيست؟ و آيا زندگى شخص معتقد به حضرت با زندگى شخص بىاعتقاد به ايشان تفاوتى دارد؟
اگر اعتقاد به حضرت مهدى (ع) و لازمه آن يعنى انتظار ايشان اعتقادى راستين باشد كه در درون انسان پديد آمده نه مثل نوع اعتقاداتى كه بعضى افراد به حلال و حرام دارند كه حرام را مىخورند و حلال را زير پا مىگذارند. يعنى اعتقاد راستينى به حضرت مهدى (ع) به وجود بيايد، انتظار براى آنها بيشترين چيزى كه به وجود مىآورد تعهد به اصول مهدويت است. اين تعهد كه پيدا شد ديگر كار تمام است و فرد به گونهاى مىشود كه در جامعه به درد مىخورد؛ در برابر كمترين حرام مىايستد، براى اجراى همه حلالها اقدام مىكند؛ چون حضرت مهدى (ع) طبق رواياتى كه داريم امامى است كه براى غم شيعهاش غمگين مىشود و براى خوشحالىاش خوشحال مىشود.
به عبارت ديگر شخص منتظر براى رفع مشكلات جامعه بيشترين تلاشها را مىكند؛ چون خرسندى حضرت را در اين مىبيند. چون او در انتظار جامعه صالح است، ابتدا به صلاح خود اقدام مىكند. محال استشخصى ٦٠ سال فاسد باشد و فرياد منادى مصلح كه بلند شد يكدفعه بيايد در يك جامعه صالح. همچنين چيزى نمىشود مثل اين است كه شخصى را از كوره دهات و پشت كوهها يا دل «آمازون» برداريد و بگذاريد در ساختمان صد طبقه «نيويورك» چنين كسى نمىتواند خودش را تطبيق دهد.
وقتى انسان به انتظار مصلح استخودش را صالح مىكند و سعى مىكند در آن جوى كه هستبه مقدارى كه مىتواند در خانواده و فرزندانش بعد قوم و خويشان و بعد هم شاگردان صلاح ايجاد كند.