ماهنامه موعود
(١)
حماسه دينى در ادب پارسى
٣٨ ص
(٢)
باذل
٣٨ ص
(٣)
حمله حيدرى
٣٨ ص
(٤)
على در قرآن
٤٣ ص
(٥)
نگاهى به تاريخچه برگزارى اجلاس دو سالانه بررسى ابعاد وجودى حضرت مهدى (عج)
٤٤ ص
(٦)
اجلاس مقدماتى
٤٤ ص
(٧)
اولين اجلاس
٤٥ ص
(٨)
محورهاى مقالات در اولين اجلاس
٤٥ ص
(٩)
دومين اجلاس
٤٦ ص
(١٠)
محورهاى مقالات در دومين اجلاس
٤٦ ص
(١١)
سومين اجلاس
٤٦ ص
(١٢)
موعود خداپرستان
٤٧ ص
(١٣)
مهدى، عليه السلام، موعود شيعه و اهل سنّت
٤٩ ص
(١٤)
برترين عبادت
٥٣ ص
(١٥)
رنگ روياهاى من
٥٦ ص
(١٦)
جمال يوسف
٥٨ ص
(١٧)
عذر تقصير به پيشگاه امام عصر، عليه السلام
٦٢ ص
(١٨)
1 در آيات قرآنى و تفاسير اهل سنّت
٦٣ ص
(١٩)
2 در كتب روايى اهل سنّت
٦٥ ص
(٢٠)
3 مبحث انتظار فرج امام زمان، عليه السلام
٦٦ ص
(٢١)
4 وجوب بيعت با امام عصر، عليه السلام
٦٦ ص
(٢٢)
ميعادگاه منتظران
٦٨ ص
(٢٣)
يك كتاب در يك نگاه
٧١ ص
(٢٤)
اخبار موعود
٧٢ ص
(٢٥)
شبكه اطلاع رسانى موعود راه اندازى مى شود!
٧٢ ص
(٢٦)
نگارش مقالات دايرةالمعارف ويژه موعود آخرالزمان آغاز شد!
٧٢ ص
(٢٧)
پيغام سروش
٧٣ ص
(٢٨)
ملحفه سفيد نورانى
٧٤ ص
(٢٩)
حديث نياز
٧٩ ص
(٣٠)
فرقه ها و مهدويت
٨٠ ص
(٣١)
2 بابيه و بهائيه
٨٠ ص
(٣٢)
بابيه
٨٠ ص
(٣٣)
بهائيه
٨٢ ص
(٣٤)
بهائيه پس از بهاءاللَّه
٨٤ ص
(٣٥)
نگرشى به زيارت آل ياسين
٩٠ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٩ - حديث نياز

حديث نياز

فاطمه رهبرى شندى‌

و تو يا بقية اللَّه!

اى بقيه خدا در زمين! حبل متين، رشته پيوند آسمان و زمين! شكر و ثنا آن پروردگار مهربانى را، كه رشته پيوند خود و بندگان را هرگز از هم نگسست و با رساترين حجتها، متين‌ترين پيوندها را استوارى بخشيد.

اى خليفه رحمان!

پيوند ازلى خدا و انسان، عهد الست، موعود و آيه‌اى از وفا مى‌خواست و تو يا بقيةاللَّه، نشان وفاى آن مهربان يارى!

بى ترديد پيمان ولايت، عهد ربوبيت، و حقيقت توحيد و وحدانيت را، عظمتى شگرف همراه بود كه جز شانه‌هاى استوار مؤمنان موّحد، مخلوق را توانايى تحمل آن، هرگز نبود. كه جز عارفان مؤمن نيز به نداى اللَّه پاسخ نگفتند. جز موحدان، مؤمن نشدند و جز صديقان، بر ايمان باقى نماندند و تو يا بقيةاللَّه، زيباترين مظهر اين عظمتى. بارزترين معجز وحدانيتى. نهايت علوم كامل و صراحتف برهان واضحى!

تو قرآن ناطقى. رساترين حجّت بالغى. تو صراط مستقيم و نباءف عظيمى!

هم راه روشن و هم، روشنگر راهى. اوليترين و ظاهرترين آيت خدا و هم آيات محكماتى. سوره طه، ياسين والذارياتى. طورى، عادياتى ... خليفه رحمانى، قاطع‌ترين برهانى.

تو قطب عالم امكانى. سرور كائناتى. علت ممكنات و هادى مهدياتى.

يداللهى، ذات‌اللهى، روح‌اللهى، بقيةاللهى، نزديكتر از هركس به خود مخلوقاتى! (انا اقرب اليه من حبل الوريد)

كه مى‌گويد در پس پرده غيبى؟ كه از كتاب مهر و از آئين وفاى خداى رحمانف رحيم، واژه غيبت، براى هميشه محو است از بس كه هستى، لبريز از تجلى و حضور حق است. اگر عالَم سراسر، محضر اللَّه است، غيبت بقيةاللَّه را دگر چه معناى است؟!

تو همه حضور خدايى، جلوه و معنيف خدايى. آرى، تو را بايد به معنا و معنويت يافت. بايد به شهود بر تو رسيد. تو را بايد به تجلى انوار وجودت در دل، يافت. هميشه همره مايى، تا ابد در دل مايى.

و از اين روى، آنانكه به حضور و ظهور تو بر دل و انديشه نرسيده‌اند، بى‌گمان زنده نه كه مرده‌اند؛ مردگانى كَميتَهَ‌الجاهليه.

و سپاس و هزاران درود و ثنا بر حق، كه ما را لايق عهد عظماى خويش قرار داد و در اين مصافحه عاشقانه، دستهاى ما را به دست يداللهى تو پيوند داد.

يا بقيةاللَّه!

نگاهمان بر آستان منور احمدى، علوى، زهروى، مهدوى و سروَريت؛ به زنجير عشق، جاودانه متصل باد!