ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - روح هند در التهاب عاشورا
اماكن زيارتى مسلمانان، بهترين تجلّىگاه مهر اسلام ناب محمّدى صلى الله عليه و آله و سلم نسبت به انسانها و همچنين اخلاص، احترام و احساس هندوها نسبت به مقدّسات اسلامى در هند مىباشد.
مرحوم حجّتالاسلام و المسلمين حاج شيخ عباسعلى اسلامى، بنيانگذار «جامعه تعليمات اسلامى»، در خاطرات خويش، كه شرح يك سفر تحقيقى، تبليغى است، در بخش مربوط به خاطرات ايّام توقّف در بمبئى مىنويسد:
ماه محرّم فرار رسيده بود و هندوستان، به خصوص مراكز شيعهنشين آن، خود را براى برگزارى مراسم سوگوارى مهّيا مىكرد. البتّه قابل ذكر است كه تشكيل مجالس سوگوارى سرور شهيدان و برپايى مراسم عزادارى خامس آلعبا منحصر به شيعيان نيست؛ بلكه فرق مختلف اسلامى و حتّى پيروان اديان و مذاهب ديگر نيز خاطره شهادت حضرت سيّدالشّهداء عليه السلام را گرامى مىدارند و در اين ماتم عالمگير، سوگوارند ...
بدون ترديد از مهمترين انگيزههايى كه ايشان را به اين امر وا مىدارد (در حالىكه از نظر ايمان و اعتقاد، با تفكّر شيعى كاملًا بيگانهاند) بركات بسيارى است كه از رهگذر اقامه عزاى سرور شهيدان، بدان دست يافتهاند. من در اينجا يك نمونه از مشاهدات هندوها را در اين ارتباط بازگو مىكنم:
در ايّام عاشورا، دخترى هندو به تماشاى گروههاى عزادار مىآمد و زمانى كه ايشان به رسم سوگوارى به سينه خود مىكوفتند، وى نيز به تقليد دست به سينه مىكوفت. از قضا پس از مدّتى، دختر به بيمارى مبتلا گشت و بدرود حيات گفت. به شيوه هندويان، بدن دختر را در آتش نهادند تا سوزانده شود. آتش سراسر پيكر دختر را سوزاند؛ امّا دست و سينه وى را نسوخت و اين حادثه عجيب، جلوههايى از شيفتگى و شيدايى خالصانه هندويان نسبت به ساحت مقدّس حسينى را بيش از پيش ساخت. از يكى از اهل منبر شنيدم كه مىگفت:
سنّت برپايى سقّاخانه به ياد تشنهكامى حضرت سيّدالشّهداء عليه السلام از اختصاصات و ويژگىهاى شيعيان است و به تقليد از ايشان، هندويان نيز در ايّام عاشورا سقّاخانههاى متعدّدى به پا مىدارند. من روزى در خيابان مىرفتم. تشنگى بر من غلبه كرد. در برابر سقّاخانهاى توقّف كردم تا آب بنوشم. ناگاه متوجّه شدم كه متصدّى سقّاخانه هندومذهب است. ليوان آب را بر جاى خود نهادم و حركت كردم. هندو كه علّت حركت مرا دريافته بود، با لحنى آكنده از تأثّر گفت:
- آقا! چرا آب نمى نوشيد؟ اين آب متعلّق به ما نيست. اين آب به حسين تعلّق دارد! حسين پيشواى ما نيست؛ امام و رهبر شماست!
اين سخنان چنان انقلابى در روح من به پا كرد كه بىاختيار، ظرفى پر از آب كرده و نوشيدم.
همچنين روز عاشورا، پس از اتمام مراسم سوگوارى، در معيّت يكى از تجّار ايرانى به نام آقا حاج محمّدحسن به تراموا سوار شديم. ترن به ميدان «علقه» رسيد. اينجا مركز تجمّع تجّار بود و گروهى از تجّار ايرانى نيز حضور داشتند. پس از انجام معارفه و آشنايى با ايشان، سخن از عزادارى هندوها و پيروان ديگر اديان در ايّام عاشورا به ميان آمد و آقاى حاجمحمّد غضنفر، يكى از بازرگانان ايرانى، توجّه ما را به گوشهاى از ميدان جلب نمود كه ديگهاى متعدّد غذا، به رسم «ايران»، به منظور اطعام مردم برپا بود. حاجمحمّد غضنفر مىگفت: آقاى اسلامى! اين بساط، متعلّق به تجّار زرتشتى ايرانى است و آنان همه ساله براى حضرت سيّدالشّهداء عليه السلام خيرات مىدهند! آنگاه افزود: البتّه ايشان عقيده دارند كه حضرت اباعبداللّه عليه السلام داماد ايرانيان است؛ زيرا دختر يزدگرد سوم، آخرين پادشاه سلسله ساسانى را به همسرى برگزيد و اين دختر، افتخار مادرى پيشواى چهارم، حضرت سيّد السّاجدين عليه السلام را يافت.
آن كس كه حسين عليه السلام را نشناخته و عاشورا را ندانسته و تقرّب سرور شهيدان را به پيشگاه الهى ادارك نكرده است، چگونه مىتواند به رمز و راز سوگ حسينى پى ببرد؟ و چه سان مىتواند منزلت سبط رسول و زاده بتول را نزد حضرت ربّ العالمين دريابد؟
بوعلى سينا در خصوص خداشناسى و معرفت نسبت به ذات پروردگار كلامى دارد؛ وى مىگويد:
جلّ جَنابُ الحقّ من أن يكونَ شِرعهً لكلِّ واردٍ بل لايردُ علَيه الّا واحدٌ بَعدَ واحدٍ؛
آستانه حضرت ربّ العزّه، شكوهمندتر از آن است كه هر وارد شوندهاى بتواند به آن درآيد. آرى. چه نادرند آنان كه توانستهاند به اين بارگاه بار يابند!
اين سخن به تمام معناى خويش، نسبت به وجود مقدّس امام عليه السلام مصداق دارد و چرا اين چنين نباشد؟ مگر حضرتش مَثَلِ اعلا و مظهر عظماى خداوندى نمىباشد؟ كيست كه ياراى آن داشته باشد كه ادّعا نمايد امام عليه السلام را شناخته است؟ از همينرو در زيارت شريف «جامعه» خطاب به ائمّه هدى عليه السلام مىگوييم:
«مَوَالِى لَا أُحْصِى ثَنَاءَكُمْ وَ لَا أَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ كُنْهَكُمْ وَ مِنَ الْوَصْفِ قَدْرَكُم؛
سروران من! هرگز نتوانيم والايىهايتان را به شمار آورم و نه به ژرفاى مدحتتان رسم و نه آنكه ارزشتان را به توصيف آورم! ...»
از شركت گسترده هندوها در مراسم عزادارى سالار شهيدان عليه السلام (و حتّى به ميان آتش رفتن آنان) حكايتها و گزارشهاى مكتوب و شفاهى ديگرى وجود دارد كه ضيق مجال، رخصت درج آنها را نمىدهد و براى اهل نظر، همين مقدار كه نقل شد، وافى به مقصود است.
آرى. در عصر ما كه قرنها از «حماسه عاشورا» مىگذرد، دهم محرّم هر سال در هند و «پاكستان» هندوهاى بسيارى را مىبينيم كه در عزاى امام حسين عليه السلام شركت مىجويند و حتّى بعضاً به سينه مىزنند يا در آتش مىروند و اين در حالى است كه تنها نام و يادى از آن حضرت شنيدهاند. اينگونه كسان، اگر شهدِ ديدار با حسين عليه السلام را مىچشيدند و خُلق خوش و كريمانهاش را از نزديك مىديدند، چه مىكردند؟