ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - ٢ گرفتار شدن به شهوات و لذّت ها
دوران وارونگى
آخرالزّمان در فرهنگ و ادبيات مختلف دنيا، با دوره وارونگىها و بحرانها و فتنهها تعريف مىشده است. با مرور در منابع و متون گوناگون، بحرانهاى آخرالزّمان را در اين عرصهها مىتوان مشاهده نمود:
١. امنيّت: دشمنان، حريصان، غارتگران؛ داخلى (نفوذى، خودى)، خارجى؛
٢. طبيعى: زمينى، هوايى، خوراكى؛
٣. اخلاقى: فردى، جمعى، خانوادگى، اجتماعى، جهانى؛
٤. عقيدتى: هجمه عقايد، صعوبت پذيرش؛
٥. مالى، اقتصادى: فقر، شبهه، اختلاس، دزدى؛
٦. علمى؛
٧. حكومتها؛
٨. بيمارىها؛
٩. سياسى.
اگر مهمترين عامل فروغلتيدن در اين فتنهها و آسيبپذيرى از آن را فقدان بصيرت بدانيم، سخن به گزاف نگفتهايم. برخى از امور و گرايشها در وجود انسان، مانع از بصيرت يافتن وى مىگردد؛ به گونهاى كه با وجود يقين به حقّانيت موضوعى، آن را ناديده گرفته و چشم بصيرت خود را نسبت به آن فرو مىبندد. در اينجا به دو مورد به اجمال اشاره مىكنيم و بديهى است علاقهمندان مىبايست به كتب و منابعى كه به تفصيل در اين باره سخن گفته است، مراجعه نمايند:
١. دلبستگى به دنيا
حضرت على عليه السلام در اين خصوص مىفرمايند:
«به درستىكه دنيا خانه محنتها و جايگاه فتنههاست. كسى كه طلب كند آن را هلاكش كند و كسى را كه به دنبالش نباشد، با او به نيكويى همراهى كند و هر كه به سوى آن نظر كند، او را كور گرداند (چشم بصيرت را از او مىگيرد) ....»
نمونههاى تاريخى اين گروه از افراد نيز همچون عمر سعدها كه به خاطر دلبستگى به دنيا، چشم بصيرت خود را كور كردند و به مبارزه با حق پرداختند، كم نيستند. در مقابل، ياران امام حسين عليه السلام به عشق شهادت مىجنگيدند، از مرگ هراسى نداشتند و در برابر دشمن، سست نمىشدند. رشادتى كه حضرت مسلمبن عقيل در «كوفه» از خود نشان داد يا شجاعت و شهامتى كه ابوالفضل العبّاس عليه السلام و حضرت قاسم عليه السلام و ديگران از خود به نمايش گذاشتند، بيانگر آن است كه آنان از شجاعترين انسانها بودند. شجاعت آنان به گونهاى بود كه حتّى يكى از سران سپاه دشمن بر سربازان خود فرياد زد:
اى بىخردان! مىدانيد با چه كسانى مىجنگيد؟ با شيران شرزه، با گروهى كه مرگآفرينند! هيچكدامتان به ميدان آنان نرويد كه كشته مىشويد.
يكى ديگر از دشمنان، شجاعت ياران امام را اينگونه توصيف مىكند:
كسانى بر ما تاختند كه پنجههايشان بر قبضه شمشيرها بود. آنان همچون شيران خشمگين، بر سواران ما تاختند و آنها را در چپ و راست، تار و مار كردند و خود را در كام مرگ افكندند.
ياران امام حسين عليه السلام بعد از شهادت ايشان نيز جلوههايى از شجاعت را به نمايش گذاشتند. اهل بيت امام عليه السلام، به رغم آنكه اسير بودند، زانوى غم در بغل نگرفته و در برابر دشمن تسليم نشدند. آنان به گونهاى رفتار كردند كه دشمنان را خشمگين نمودند. در هنگام گفتوگوى حضرت زينب (س) با ابنزياد، او از حضرت، به عنوان زن متكبّر ياد كرد. رفتار اهل بيت امام حسين عليه السلام ريشه در شجاعت امامشان داشت؛ زيرا آنان ياران امامى بودند كه مرگ در راه خدا را عزّت مىدانست و شعار «أبا الموت تخوف انّى» سر مىداد. يكى از راويان «واقعه كربلا» مىگويد:
به خدا قسم! هيچكس را نديدم كه فرزندان و خاندان و يارانش كشته و در انبوه مردم محاصره شده باشد و مانند حسينبن على عليه السلام همچنان قوىدل و استوار و شجاع باشد. دشمنان، او را محاصره كرده بودند؛ ولى او با شمشير به آنان حمله مىكرد و همه از چپ و راست فرار مىكردند. شمر چون چنين ديد، به سوارههاى خود فرمان داد، به پشتيبانى نيروهاى پياده بشتابند و امام را از هر طرف تيرباران كنند.
٢. گرفتار شدن به شهوات و لذّتها
اميرالمؤمنين على عليه السلام در اينباره مىفرمايند:
«هرگاه چشم ظاهرى، شهوت را ببيند، چشم دل انسان نسبت به عاقبت كار كور گردد.»